پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

پرسش مرغان

حکایت اسکندر که خود به رسولی می‌رفت

گفت: چون اسکندر آن صاحب قبول

خواستی جایی فرستادن رسول

چون رسد آخر خود آن شاه جهان

جامه پوشیدی و خود رفتی نهان

پس بگفتی آنچ کس نشنوده است

گفتی: «اسکندر چنین فرموده است»

در همه عالم نمی‌دانست کس

کین رسول اسکندر است آن جا و بس

هیچ کس چون چشم اسکندر نداشت

گر چه گفت «اسکندرم»، باور نداشت

هست راهی سوی هر دل شاه را

لیک ره نبود دل گمراه را

گر برون خانه شه بیگانه بود

غم مخور چون در درون هم‌خانه بود

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.