پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

جواب هدهد

جواب هدهد

هدهد رهبر چنین گفت آن زمان

کانک عاشق شد نه اندیشد ز جان

چون به ترک جان بگوید عاشقی

خواه زاهد باش خواهی فاسقی

چون دل تو دشمن جان آمده‌ست

جان برافشان ره به پایان آمده‌ست

سدِ ره جانست، جان ایثار کن

پس برافکن دیده و دیدار کن

گر ترا گویند از ایمان برآی

ور خطاب آید ترا کز جان برآی

تو که باشی، این و آن را برفشان

ترک ایمان گیر و جان را برفشان

منکری گوید که این بس منکرست

عشق گو از کفر و ایمان برترست

عشق را با کفر و با ایمان چه کار

عاشقان را لحظه‌ای با جان چه کار

عاشق آتش بر همه خرمن زند

اره بر فرقش نهند او تن زند

درد و خون دل بباید عشق را

قصهٔ مشکل بباید عشق را

ساقیا خون جگر در جام‌ کن

گر نداری درد از ما وام‌ کن

عشق را دردی بباید پرده‌سوز

گاه جان را پرده‌در گه پرده‌دوز

ذرهٔ عشق از همه آفاق به

ذرهٔ درد از همه عشاق به

عشق مغز کاینات آمد مدام

لیک نبود عشق بی‌دردی تمام

قدسیان را عشق هست و درد نیست

درد را جز آدمی در خَورد نیست

هرکه را در عشق محکم شد قدم

درگذشت از کفر و از اسلام هم

عشق سوی فقر در بگشایدت

فقر سوی کفر ره بنمایدت

چون ترا این کفر وین ایمان نماند

این تن تو گم شد و این جان نماند

بعد از آن مردی شوی این کار را

مرد باید اینچنین اسرار را

پای درنه همچو مردان و مترس

درگذار از کفر و ایمان و مترس

چند ترسی، دست از طفلی بدار

بازشو چون شیرمردان پیش کار

گر ترا صد عقبه ناگاه اوفتد

باک نبود چون درین راه اوفتد

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.