پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

مظهرالعجایب

بخش ۷۶ - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند

ای تو سلطان و کریم لایزال

بی‌مثال و ذات پاکت بی‌زوال

ای ترا آدم شده جویا مدام

بوده اوبا نور تو بینا مدام

ای ترا خود شیث بوده راز دان

وی ترا ادریس بوده درس خوان

ای تو داده نوح را کشتی حلم

وی ز تو هم یافته جرجیس علم

ای ز تو دیده‌ست ابراهیم آن

حکم قربانی و بشنیده بجان

ای تو با اسحق داده رحمتی

وی تو داده هود را خوش نعمتی

ای درون نغمهٔ داود تو

ای درون آتش نمرود تو

ای نشانده خود سلیمان را به تخت

هم زکریا گشته زارّه لخت لخت

ای به یوسف همره و یعقوب زار

کو زهجرش کرده خود راسوگوار

ای درون کلبهٔ احزان شده

هم به یوسف در چه زندان شده

ای شده یعقوب را چون جان عزیز

ای به به یوسف داده خود ملک عزیز

ای به یوسف بر سر تخت آمده

وی بکنعان طالع و بخت آمده

ای زلیخا را فکنده خوار تو

کرده از عشق جوانی زار تو

ای شعیبی راز تو علم و ضیا

داده موسی را بمعنی تو عصا

ای بداده صالح خود را صلاح

ای نبوّت داده با او در صباح

ای ز ذوالکفل آب رحمت خواسته

جنّتی از بهر او آراسته

ای بداده درد و صبر ایّوب را

عاقبت داده است دردش را دوا

ای که او را درد تو درمان بود

مهر حب تو در ایمان بود

ای بداده ارمیارا جام عشق

یافت از یوشع بلندی نام عشق

ای تو با الیاس و خضر راهبر

وی ز روح الله جان داده خبر

ای باحمد گفته خود اسرارها

وی باحمد بوده در عین صفا

ای تو با حیدر بمعنی آمده

وی بهر دو کون بیناآمده

ای باحمد هم سر و هم تاج تو

ای باحمد در شب معراج تو

ادامه‌ی مظهرالعجایب

  1. بخش ۷۸ - در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرمایدبودم اندر تون بوقت کودکی
  2. بخش ۷۹ - درضمانت بهشت مر کاتب کتاب را و اسرار او فرمایدای برادر از ریا پرهیز کن
  3. بخش ۸۰ - تنبیه در آنکه از غیرببری و بخود روی آوری تا درحجاب نمیریبُد به نیشابور مرد منعمی
  4. بخش ۸۱ - تمثیل احوال آنهائی که به هر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرندبود دربغداد شیخی نیک رای
  5. بخش ۸۲ - در حکایت بیداری بیداردلان که تنبیه است بآگاهی ارباب عرفان و رهائی یافتن از خواب غفلت بی‬حاصلانمالک دینار مرد کار بود
  6. بخش ۸۳ - در خاتمه کلام و تاریخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرتاندر آن سالی که طبعم گشت یار
همه‌ی مظهرالعجایب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.