پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

مظهرالعجایب

بخش ۲۱ - تمثیل در بیان آنکه استعداد و قابلیت ضایع نماند هر کجا باشد و طلب هدایت نماید هر کجا بیابد

بود اندر عصر من دانا دلی

حل نمودی هر کرا بُد مشکلی

بود اوواقف ز حال و کار من

کس چو او واقف نبُد در انجمن

سالها با من مصاحب بود او

در درون راهی بحق بگشود او

یک شبی نزد من آمدمست یار

گفت ای در ملک معنی هوشیار

بهر آنی آمدم نزدیک تو

تا ترا واقف کنم از سرّ او

ز آنکه من عزم سفر دارم ز جان

با تو گویم راز و اسرار جهان

هست در پیشم یکی نوسالگی

خورد سالی عاقلی پر حالکی

ترک دنیا کرده و یارم شده

خود رفیق جان بیمارم شده

گفت ای خواجه جهان از بهر چیست

واندر این خانه نهان برگوی کیست

گفتمش هست این عبادت خانه‌ای

از برای دیدن جانانه‌ای

من در این خانه یکی دارم نهان

خود یکی شد آشکارا در جهان

پس زبان بگشاد آن بینا بدل

کای توبیرون آمده از آب و گل

سرّ این اسرار با من گو تمام

تا شوم آگه من از سرّ کلام

هر که را اسرار معنی خویش نیست

در جهان او از گیاهی بیش نیست

صاحب اسرار عالم بی شکی

در همه ظاهر شده نادر یکی

گر یکی بوده است گو آن یک کجاست

ور ظهور او بود بیحدّ کراست

گفتم آن یک مظهر کلّ آمده

بر ره حق بر توکّل آمده

بوده از خود واقف اسرار حق

گشته ظاهر از رخش انوار حق

چون شنید این نکته سر بر خاک زد

بعد از آن بر جامهٔ جان چاک زد

گفت ره بنما که من چون دانمش

در درون جان چه سان بنشانمش

نام او بر گو و شان او بگو

از همه عالم نشان او بگو

گفتم این معنی رو از عطّار پرس

از طریق حیدر کرّار پرس

از من او چون نام حیدر را شنید

خویش را او از خرد بیگانه دید

چون بخود آمد پس از این اضطراب

کرد گریان او بسوی من خطاب

کای توهم استاد وهم ره دان من

از کلامت یافت لذّت جان من

حیدر اندر سینه مأوی کرده است

در درون جان ما جا کرده است

هر چه بینم هر چه دانم او بود

و آن کزین گوید مرانیکو بود

گاه گردد با من آن شه همزبان

گاه می‌بینم که هر سوشد روان

گشت روشن جان مسکینم از او

هیچ جا خالی نمی‌بینم از او

گفتم ای از سرّ دین آگاه تو

وی شده در ملک معنی شاه تو

زین سعادت دیده انور می‌شود

هر کسی را کی میسّر می‌شود

زین سعادت شادزیّ و شاد باش

وز همه قید جهان آزاد باش

چون تو او را از دو عالم دیده‌ای

وصل فکر و ذکر اوبگزیده‌ای

باش درعالم جدا ز اهل حسد

در دوعالم پادشاه وقت خود

در همه عالم ظهور شاه دان

خود دل دانا از آن آگاه دان

ادامه‌ی مظهرالعجایب

  1. بخش ۲۳ - رفتن سیّد کاینات بمنزل سلمان فارسی و نزول سورۀ هل اتیبودم اندر پیش نجم الدّین شبی
  2. بخش ۲۴ - قصۀ جنگ خندق و کشته شدن عمرو بدست امیر کل امیر و شادمان شدن حضرت رسول(ص) و اصحاب از آن فتح کبیرشد یقین کاندر زمان مصطفی
  3. بخش ۲۵ - قال النبی صلی الله علیه و اله و سلم ضربة علی علیه السلام یوم الخندق افضل من عبادة امتی الی یوم القیمةچون نبی آن شاه دین را دید شاد
  4. بخش ۲۶ - تمثیل آنکه هرکرا جوهر قابلیت معنی هست پاک سخن را بهتر از جواهر قیمتی داند و خودرا بنافرمانی از نظر پادشاهان معنی نیفکندشاه غازی شاه محمود آنکه داشت
  5. بخش ۲۷ - تمثیل آنکه هر که نسبت درست باهادیان راه یقین بهم رساند، از شر نفس و شیطان، که راهزنان دین‬اند در امان ماند والسلامجوهر معنی من باقر بعلم
  6. بخش ۲۸ - نقل نمودن معجزه حضرت امام رضا علیه السلام و بیان آنکه نسب و نسبت ظاهری با مخالفت، بعد و گرفتاریست ونسبت باطن با ارباب هدایت با موافقت رهائی و رستگاریبود در بغداد نیکو مقبلی
  7. بخش ۲۹ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمة محرمة علی السباع»چون بیان کرد آن بزرگ دین سخن
  8. بخش ۳۰ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمه محرمة علی السباع»هر که در اصل از نبی دارد مقام
همه‌ی مظهرالعجایب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.