پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

مظهرالعجایب

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

آفرین جان آفرین و جان جان

آنکه هست او آشکارا و نهان

در مقام لایزالی آشکار

در درون عاشقان بیقرار

آسمان یک پرده از اسرار او

وین زمین یک نقطه از پرگار او

ای منزّه از همه بود ونبود

وی مبرّا از همه گفت و شنود

آسمان چون چرخ سرگردان او

قل هو الله آیتی در شان او

خاک را از قدرت خود آفرید

عقل و جان آورد از صنعت پدید

آفتاب از صنع او گردان شده

ماه و زهره در رهش حیران شده

جسم را از خاک قدرت نقش داد

روح را از آتش و از باد زاد

روح را چون جان در این تن او نهاد

سرّ اسرارش در این جان زوفتاد

این زمین یک خشت از ایوان او

نحن اقرب گفتهٔ دیوان او

هیچکس آسان به کنهش پی نبرد

تا بظاهر او یقین از خود نمرد

ای بخود مغرور در ملک جهان

کی بیایی تو ز کنه او نشان

ای ز تو غافل همه عالم تمام

سرّ اسرارت میان خاص و عام

دانهٔ لطف معانی داشتی

در میان جان آدم کاشتی

چون حق آمد در درون تو نهان

این زمان عطّار درها میفشان

بعد از این گویم همه نعت رسول

حضرت حق کرده عرفانش قبول

از محّمد گویم و اطوار او

من یقین دانسته‌ام کردار او

ادامه‌ی مظهرالعجایب

  1. بخش ۳ - در نعت شاه اولیا علی علیه السلامدین اگر خواهی سخن راراست گو
  2. بخش ۴ - در نعت اولاد مرتضی علیهم السلام که قرةالعین رسولندای به دنیا جمله مقصود آمده
  3. بخش ۵ - اشاره به کتاب‌های منظوم شیخگر ازین مرهم نیابی کام خویش
  4. بخش ۶ - حدیثی منقول از شیخ نجم الدین کبری خوارزمیاین چنین گفته است نجم الدین ما
  5. بخش ۷ - در ارتباط ولایت با نبوتگفت نی تو گوش داراحوال من
  6. بخش ۸ - در اشاره به کتاب جوهرالذات که از تصنیفات شیخ است و سرلقب عطاریک شبی در بحر شاه اولیا
  7. بخش ۹ - در شرح حال خود فرمایدحال خود بشنوز من ای مرد نیک
  8. بخش ۱۰ - در بیان مذهب و سلسلۀ پیر خود فرمایدچون پدر روزی به استادم سپرد
همه‌ی مظهرالعجایب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.