پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۴ - در فضیلت امیرالمؤمنین عمر فاروق

چراغ جنّت و شمع دو عالم

امیرالمؤمنین فاروق اعظم

اگر چه بود ملکی در میانش

نمیارزید ملکی یک زمانش

غلامی بر سرش استاده بودی

زبان بر نیکویی بگشاده بودی

همی گفتی بدو الموت الموت

که تا عمرش نگردد لحظه‌ای فوت

کسی کو را موکّل مرگ باشد

کجا ملک جهان پر برگ باشد

شبی بودی که خود هیزم بچیدی

برای پیرزن هیزم کشیدی

چراغ خلد هیزم چین که دیدست

چنین روشن چراغ دین که دیدست

چو دین را مغز بودی در دماغش

بسی کردند روغن در چراغش

چو در دنیا نمیگنجید آن نور

چراغی شد میان جنّت و حور

اگر در دل ز فاروقت غباریست

ترا در راه دین آشفته کاریست

چه برخیزی بخصمی چراغی

که روشن زوست چون فردوس باغی

بخصمی زخم او برخویشتن زن

بروابلیس را کن کورو تن زن

چو زو ابلیس شد کور اوّل کار

از آن در خصمی او با تو شد یار

عجم بگشاد و این فتحی مدامست

چو پیغمبر عرب را، وین تمامست

عجم آنگه جهود و گبر بودند

ازو گوی مسلمانی ربودند

کسی اجدادش اسلام از عُمر یافت

ز مهر او چرا امروز سر تافت

کسی کو اعجمی افتاد در راه

ز سعی او مسلمان گشت و آگاه

چو از سعیش درون آمد باقرار

چرا باوی برون آمد بانکار

گر او هرگز نکردی نشر ایمان

که گشتی در عجم هرگز مسلمان

کسی را زو بود ایمان برونق

چگونه گویدش کو بود ناحق

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۶ - در فضیلت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلامسپهر معرفت خورشید انور
  2. بخش ۷ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن علیه السلامامامی کو امامت را حسن بود
  3. بخش ۸ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسین علیه السلامامامی کافتاب خافقینست
  4. بخش ۹ - در فضیلت امام ابوحنیفهجهان را هم امام و هم خلیفه
  5. بخش ۱۰ - در فضیلت امام شافعیکسی کو ابن عمّ مصطفی بود
  6. بخش ۱۱ - در مدح خواجه سعدالدّین ابوالفضلخدا را آنکه محبوب و حبیبست
  7. بخش ۱۲ - سبب نظم كتابالا ای کارفرمای معانی
  8. بخش ۱۳ - در پرداختن این داستانالا ای جوهر قدسی کجایی
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.