پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

هیلاج نامه

بخش ۳۴ - سؤال کردن شبلی از منصور

چو شد منصور بردار آن سرافراز

ازو پرسید شبلی آن زمان باز

که ای دانای اسرار حقیقت

جوابی ده مرا زود از شریعت

که از سر اناالحق باز گویم

که از که دیدهٔ این باز گویم

بگو اسرار اکنون تا بدانم

حقیقت چیست تا روشن بدانم

که گفت اینجا اناالحق در نمودم

که نو میگوئی اینجا بر سردار

زشرع این راز دور است ای شه دل

از آن گفتم که هستی آگه دل

چرا میگوئی اینجا گه اناالحق

مرا برگوی اکنون راز مطلق

نه شرعست اینکه میگوئی در اینجا

ازین گفتن چه میجوئی در اینجا

ادامه‌ی هیلاج نامه

  1. بخش ۳۶ - سؤال دیگر شبلی از منصورمحمددان وصال حق در اینجا
  2. بخش ۳۷ - جواب دادن منصور شبلی راجوابش داد آنگه شاه عشاق
  3. بخش ۳۸ - در کشف اسرار و توحید کل گویدنمودستی وصال خویش امروز
  4. بخش ۳۹ - سؤال کردن سلطان بایزید از منصور از جان و جانانحقیقت با یزید آن پیر عشاق
  5. بخش ۴۰ - جواب گفتن منصور سلطان بایزید را قدس سرهجوابش داد شاه آفرینش
  6. بخش ۴۱ - در نموداری سر توحید به هر نوعتعالی الله منم منصور حلّاج
  7. بخش ۴۲ - در نموداری سر توحید حقیقتحقیقت بایزید آن لحظه بگریست
  8. بخش ۴۳ - جواب دادن منصور بایزید رابدو منصور گفت ای راز دیده
همه‌ی هیلاج نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.