پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هفتم

(۱۳) حکایت موسی علیه السلام

به موسی گفت حق کای مرد اسرار

چو تنها می‌نشینی دل نگه دار

وگر با خلق باشی مهربان باش

در آن ساعت نگهدار‌ِ زبان باش

وگر در ره روی سر پیش می‌دار

نظر بر پیش چشم خویش می‌دار

وگر ده سفره پیش آرند خلقت

نگه می‌دار آنجا نیز حلقت

چو تو بس بی طعام ناتمامی

میان در بسته از بهر طعامی

چنان کان طفل حیران می درآید

به رزقش شیر پستان می‌فزاید

همی کان طفل را تقدیر کردند

به رزقش در دو پستان شیر کردند

چو با تو رزق دایم همبر افتاد

چرا این خلق در یکدیگر افتاد‌؟

همه سودا‌ست ای سودایی آخر

همی سودا چه می‌پیمایی آخر‌؟

اگر تو عاقلی سودا بینداز

تو امروزی غم فردا بینداز

ادامه‌ی بخش هفتم

  1. (۱۵) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلییکی پرسید ازان مجنونِ غمگین
  2. (۱۶) حکایت مؤذّن و سؤال مرد از دیوانهخوش آوازی ز خیل نیکخواهان
  3. (۱۷) حکایت شیخ ابوسعید رحمةالله علیهچنین گفته‌ست شیخ مهنه یک روز
  4. (۱۸) حکایت سلطان محمود با ایازسحرگاهی مگر محمود عادل
همه‌ی بخش هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.