پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و یکم

المقالة الحادی و العشرون

پسر گفتش بهر پندم که دادی

بهر پندی مرابندی گشادی

مرا صد مشکل از پند تو حل شد

مِس من با زر رُکنی بَدَل شد

سخنهای تو یکسر سودمندست

بغایت هم مفید و هم بلندست

ولی زانم هوای کیمیا خاست

کزو هم دین و هم دنیا شود راست

که چون دنیا و دین بر هم زند دست

بدست آید مرا معشوق پیوست

که تادنیا و دینم یار نبوَد

مرا از یار استظهار نبوَد

ادامه‌ی بخش بیست و یکم

  1. (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر اوامیری سخت عالی رای بودی
همه‌ی بخش بیست و یکم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.