پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۳

ای چو گویی گشته در میدان او

تا ابد چون گوی سرگردان او

همچو گویی خویشتن تسلیم کن

پس به سر می‌گرد در میدان او

جان اگر زو داری و جانانت اوست

تن فرو ده درخم چوگان او

سوز عشقش بس بود در جان تو را

دل منه بر وصل و بر هجران او

با وصال و هجر او کاریت نیست

اینت بس یعنی که عشقت زان او

این کمالت بس که در وادی عشق

خویش را بینی همی حیران او

تو که‌ای در راه عشقش قطره‌ای

غرقه در دریای بی پایان او

وانگه از هر سوی می‌پرسی خبر

تا کجا دارد کسی دیوان او

تن زن ای عطار و جان پروانه وار

برفشان چون در رسد فرمان او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۵ای صبا برگرد امشب گرد سر تاپای او
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶ای سراسیمه مه از رخسار تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷ماییم دل بریده ز پیوند و ناز تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۸تا دل ز دست بیفتاد از تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۹ای مرا زندگی جان از تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۰هر زمان شوری دگر دارم ز تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱ای خرد را زندگی جان ز تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲می‌روم بر خاک دل پر خون ز تو
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.