پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش ششم

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

بشب حلاج را دیدند در خواب

بریده سر بکف با جام جلاب

بدو گفتند چونی سر بریده

بگو تا چیست این جام گزیده

چنین گفت او که سلطان نکونام

بدست سر بریده می‌دهد جام

کسی این جام معنی می‌کند نوش

که کردست او سر خود را فراموش

نخستین جسم خود در اسم درباز

پس آنگه جان زبعد اسم درباز

چنان در اسم او کن جسم پنهان

که می‌گردد الف در بسم پنهان

چو جسمت رفت جان را کن مصفا

برآی ازجان و گم شو در مسما

یکی دریاست زو علم گرفته

همه موجش دل آدم گرفته

کجا این موج دریا می‌نشیند

که دریا چیست در ما می‌نشیند

مرا باید که جان و تن بماند

وگر هر دو بماند من نماند

من و تو یک من زهرست در کار

که ز آن یک جو شده کوهی نگوسار

ادامه‌ی بخش ششم

  1. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلبپرسید از علی مردی دل افروز
  2. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلچنین گفت آن بزرگ برگزیده
  3. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلسئوالی کرد زین شیوه یکی خام
  4. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلیکی مفلوج بودست و یکی کور
  5. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلچو مُرد آن پیرمردِ پیرِ اصحاب
همه‌ی بخش ششم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.