پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهاردهم

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

شنودم کز سلف درویش حالی

هوای قلیه‌ای بودش به سالی

چو سیمی دست داد آن مرد درویش

سوی قصاب راه آورد در پیش

مگر قصاب ناخوش زندگانی

بدادش گوشتی چو نان که دانی

چو پیر آن گوشت الحق نه چنان دید

سراسر یا جگر یا استخوان دید

جگر خود بود یکباره دگر خواست

که کار ما نیاید بی جگر راست

دل ما غرقهٔ خون شد به یک بار

چه می‌خواهند زین مشتی جگر خوار

نه ما را طاقت بارگران است

نه ما را برگ بی برگی جانست

چنان غم یار ما شد در غم یار

که نیست از کار غم ما را غم کار

اگر گردون به مرگ ما کند ساز

غم عشقش کفن از ما کند باز

ادامه‌ی بخش چهاردهم

  1. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلبدان دیوانه گفت آن مرد مؤمن
  2. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلعزیزی گفت من عمری درین کار
همه‌ی بخش چهاردهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.