پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دهم

بخش ۲ - الحکایه و التمثیل

سبویی می‌ستد رندی ز خمار

که این ساعت گرو بستان و بردار

چو خورد آن باده گفتندش گرو کو؟

گرو گفتا «منم» گفتند «نیکو

زهی نیکو گرو! برخیز و رو تو

نیرزی نیم‌جو وقت گرو تو»

اگر ارزنده‌ای داری تو با خویش

نیرزی تو به نزد کس از آن بیش

ترا قیمت به علم است و به کردار

تو همچون من درافزودی به گفتار

به قدر آن که علم و کار داری

بدان ارزی، بدان مقدار داری

فشاندم دُر معنی بر تو بسیار

ولی کی کور بیند دُرّ ِ شهوار

تو چون نرگس همه چشمی‌، نه بینا

چو سیسنبر همه گوشی‌، نه شَنْوا

تو این ساعت که عقل و هوش داری

نه بنیوشی سخن‌، نه گوش داری

در آن ساعت که عقل و هوش شد پاک

مگر خواهی شنودن مرده در خاک

ادامه‌ی بخش دهم

  1. بخش ۴ - الحکایه و التمثیلشنود آن روستایی این سخن راست
  2. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلتوکل‌کرده‌ای کار اوفتاده
  3. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلیکی بر خُم نشست و خویش خم ساخت
همه‌ی بخش دهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.