پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

سی فصل

بخش ۱۰

کسی از زهد و تقوی شد مسلم

که پشت پا زد او بر هر دو عالم

نباشد غیر حق اندر دل او

مقام قرب وحدت منزل او

شناسد از ره وحدت خدا را

امیر خویش داند مرتضی را

نباشد یک نفس بی امر آن شاه

ز نا فرمانیش استغفرالله

بامرش هرچه کردی آن حلالست

ولی بی امر او بر تو وبالست

نتابی سر دمی از امر و فرمان

که تا کافر نمیری ای مسلمان

بر آنکس مال این دنیا حرامست

که غیر مرتضی او را امامست

حرامست اهل دنیا را زن و زر

که او را نیست راه و رسم حیدر

نماز و روزه بی مهرش خطا دان

چه داری حب او بر خود روا دان

ندانی گر طریق مرتضی را

ندانی از ره معنی خدا را

شوی گر واقف اسرار حیدر

بر آری نعرهٔ الله اکبر

عبادت را بدانی گر تو یکسر

بود بی امر حیدر خاک بر سر

اگر طاعت کنی بی او تو صد سال

نیابی ذرهٔ نه شوق ونه حال

تو طاعت را به امر اولیا کن

بترک غفلت و روی و ریا کن

هر آنکس کو ریائی شد یقین است

برو هم مالک دوزخ نگین است

تو هرچه گفت حیدر آن چنان کن

طریق مخلصان مؤمنان کن

تو حرمت دار قول انبیا را

تو برپادار فعل اولیا را

ز هر چیزی که حق بیزار باشد

یقین میدان که او مردار باشد

تو ایمان با کسی آور که حق گفت

ترا از راه این معنی سبق گفت

چه ایمان آوری گردی همه نور

زنی لاف انا الحق همچو منصور

اناالحق گفت آن پاک منور

شراب شوق خورد از دست حیدر

بجان و دل سرشتم مهر حیدر

بخوردم شربتی از دست حیدر

حلال این دانم و دیگر ندانم

بود مستی شوق او بجانم

دگر پرسی که راه حق کدام است؟

که را گوئی که اندر دین تمام است؟

ادامه‌ی سی فصل

  1. بخش ۱۲تو ناجی را نمی‌دانی ز هالک
  2. بخش ۱۳علوم دین بگویم با تو ای یار
  3. بخش ۱۴بگویم با تو از احوال گردون
  4. بخش ۱۵تو لذات جهان و حشمتش دار
  5. بخش ۱۶بگویم با او سر عدل ای دوست
  6. بخش ۱۷حقیقت بحر کل دریای نور است
  7. بخش ۱۸ز حال نوح و کشتی بازگویم
  8. بخش ۱۹مسلّم گشت او را ملک و خاتم
همه‌ی سی فصل ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.