پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۳

تا چند طلب کنم وفای تو که نیست

تا کی گیرم کسی به جای تو که نیست

گفتی که ترا جان و جهان جز من نیست

ای جان جهان به خاک‌پای تو که نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۵محنت‌زده‌ای که کلبه‌ای داشت به دشت
  2. رباعی شمارهٔ ۷۶گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت
  3. رباعی شمارهٔ ۷۷اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت
  4. رباعی شمارهٔ ۷۸چون آتش سودای تو جز دود نداشت
  5. رباعی شمارهٔ ۷۹اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت
  6. رباعی شمارهٔ ۸۰عمری که تر و خشک من آن بود گذشت
  7. رباعی شمارهٔ ۸۱دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت
  8. رباعی شمارهٔ ۸۲با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.