پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۸

با دل گفتم چو یار بی فرمانست

این صبر هوس پختن بی‌پایانست

دل گفت نفس مزن که تدبیر آنست

هم پختن این هوس که نتوان دانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۰پایی که ز بند عالمی بیرونست
  2. رباعی شمارهٔ ۶۱گر شرح نمی‌دهم که حالم چونست
  3. رباعی شمارهٔ ۶۲تا دست امید ما شکستیم ز دوست
  4. رباعی شمارهٔ ۶۳هردم ز تو گر تازه غمی باید هست
  5. رباعی شمارهٔ ۶۴تا خرمن آز را دلت پیمانه‌ست
  6. رباعی شمارهٔ ۶۵هجران تو دوش چون به من درنگریست
  7. رباعی شمارهٔ ۶۶ای شاه نجیب کفشگر دانی کیست
  8. رباعی شمارهٔ ۶۷می‌آمد و از دیدهٔ ما می‌نگریست
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.