پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹۳

دوشم ز فراق تو همه شیون بود

چشمم چو پر از خون شده پرویزن بود

بر هر مژه خونی که مرا درتن بود

چون دانهٔ نار بر سر سوزن بود

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۹۵بر عید رخت دلم چو پیروز نبود
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹۶دل درخور صحبت دل‌افروز نبود
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۷گل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۸هر کو نه به خدمت تو خرسند شود
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۹آخر غم غور از دلم دور شود
  6. رباعی شمارهٔ ۲۰۰تسلیم چو بر حادثه پیروز شود
  7. رباعی شمارهٔ ۲۰۱آنرا که خرد مصلحت‌آموز شود
  8. رباعی شمارهٔ ۲۰۲با آنکه غم از دلم برون می‌نشود
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.