پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در مدح مودود شاه زنگی

بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

دور سپهر بندهٔ درگاه جاه اوست

مودود شه مؤید دین پهلوان شرق

کامروز شرق و غرب جهان در پناه اوست

گردون غبار پایهٔ تخت بلند او

خورشید عکس گوهر پر کلاه اوست

سیر ستارگان فلک نیست در بروج

بر گوشهای کنگرهٔ بارگاه اوست

چشم مجاهدان ظفر نیست بر قدر

بر سمت ظل رایت و گرد سپاه اوست

ای بس همای بخت که پرواز می‌کند

در سایه‌ای که بر عقب نیکخواه اوست

هم سبز خنگ چرخ کمین بارگیر او

هم دستگاه بهر کهین دستگاه اوست

بر آستان چرخ به منت قدم نهد

گردی که مایه و مددش خاک راه اوست

انصاف اگر گواه دوام است لاجرم

انصاف او به دولت دایم گواه اوست

روزش چنین که هست همیشه به کام باد

کاین ایمنی نتیجهٔ روز پگاه اوست

منصور باد رایت نصرت‌فزای او

کاین عافیت ز نصرت تشویش کاه اوست

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح خاقان اعظم سلطان سنجرملک اکنون شرف و مرتبه و نام گرفت
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح ملک عادل یوسفملک یوسف ای حاتم طی غلامت
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح ملک‌الامرا طغرل تگینطغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در مدح صاحب صدر طاهربن مظفرباغ سرمایهٔ دگر دارد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقرعید بر بدر دین مبارک باد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهرآفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در وصف عمارت ممدوحاین همایون مقصد دنیا و دین معمور باد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در مدح امیرالامرا عزالدین طغرل تگینایام زیر رایت رای امیر باد
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.