پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۵۱

ای نور مه از جمال رخسارهٔ تو

ای ظلمت شب ز خال رخسارهٔ تو

هرگز نفسی مباد کاین دیدهٔ من

خالی بود از خیال رخسارهٔ تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳ای شاه چو آسمان کمان داری تو
  2. شمارهٔ ۱۵۴خورشید بر آسمان نپیماید راه
  3. شمارهٔ ۱۵۵دارند همه شگفت میران سپاه
  4. شمارهٔ ۱۵۶خصمان تو رسم بد نهادند همه
  5. شمارهٔ ۱۵۷ای پیش تو حاسدانت‌ را سنگی نه
  6. شمارهٔ ۱۵۸پروین و ستارگان گردون پیمای
  7. شمارهٔ ۱۵۹افروخته دولت شه عالم رای
  8. شمارهٔ ۱۶۰ای رایت و رای تو همایون چو همای
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.