پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

آه ازین کودکان مشکین موی

آه ازین دلبران زیباروی

رخ ایشان چو لاله بر سر کوه

قد ایشان چو سرو بر لب جوی

عالم از رنگ و بویشان چو نگار

چون گل و چون ‌سمن به ‌روی و به ‌بوی

گاه تن را جدا کنند از جان

گاه زن را جدا کنند از شوی

زلف ایشان به‌سان چوگان است

دل مسکین من چو گردان گوی

چون من مستمند مسکین دل

هر یکی را هزار بر سر کوی

گرچه در عشقشان چو موی شدم

در غزلشان همی شکافم موی

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.