پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۲۳ - فخریه

گره‌گشایِ سخن، خامهٔ توانِ من است

خزانه‌دارِ روان، خاطرِ روانِ من است

کشید زینِ من، این دیزهٔ هلال‌رکاب

از آنک شهپرِ روح‌القدس، عِنانِ من است

کنار و آستیِ کان چو بحر، پُر دُر شد

که در ولایتِ معنی، گدایِ کانِ من است

من ارسلان‌شهِ مُلْکِ قناعتم زین روی

جهانِ قیصر و خان، صد یک جهانِ من است

غرورِ سیم نیالایدم چو ماهیِ شیم

که چشمه‌سارِ ازل، غُسْل‌کاهِ جانِ من است

کمانِ من نَکِشَد دست و بازویِ شروان

که تیرِ چرخِ یک‌اندازی از کمانِ من است

نه من قَرینِ وجودم سِفَه بُوَد گفتن

هنوز در عَدَم است آن‌که هم‌قِرانِ من است

زمان، زمانِ زمین‌گسترِ خردبخش است

محال باشد گفتنِ زمان، زمانِ من است

اگر زبانِ هنر می‌سُراید این معنی

به حکمِ عقل، سِجِل می‌کنم که آنِ من است

ز آخورِ فلکی، توسنی برون ناید

که طوقِ نَعْلَش، بی‌حلقهٔ دهانِ من است

سِزَد که مَنْبَرِ دعوی، هزار پایه کُنَم

که ترجمانِ رموزِ ازل، بیانِ من است

شکارِ نکته ز شاهینِ وحی بِرْبایم

چو آستانِ شهِ عُزْلَت، آشیانِ من است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۵ - رثای سلطان ارسلان بن طغرلیک ره به نشمری که جهانی مشمر است
  2. شمارهٔ ۲۶ - مدح اقضی القضات خواجه رکن الدین حافظ همدانیای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات
  3. شمارهٔ ۲۷ - مدحاقتدارش رایت خورشید بر گردون زده است
  4. شمارهٔ ۲۸ - مدح ابوالبرکات هبة الدین علی طبیبمرا دلی است زصد گه نهاده بر ره حاج
  5. شمارهٔ ۲۹ - مدح سلطان ارسلان بن طغرل، پس از فتح ابخازخسرو توران گشای، روی به ایران نهاد
  6. شمارهٔ ۳۰ - مدح خواجه امام شیخ الاسلام ظهیرالدین بلخیهر آن کسوت که بر بالای نعمان الزمان زیبد
  7. شمارهٔ ۳۱ - تاسف از درگذشت صدرالدین عبداللطیف خجندی و تهنیت به جمال الدین خجندیدر دیده ی زمانه، نشان حیا نماند
  8. شمارهٔ ۳۲ - مدح یکی از صدورای کلک تو بر لوح عطارد زده ابجد
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.