پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قصاید

شمارهٔ ۱۳ - تاسف از جوانی و یاد از گذشته

وداع و فرقت احباب و یاد عهد شباب

دیار عمر امیدم، خراب کرد خراب

ز یاد این، رخ زردم در آب گشت غریق

ز داغ آن، دل ریشم بر آتش است کباب

سرشک، خون روان دل من است ولیک

سفید گشتن او را عجایب است عجاب

چو بر شود سوی چشمم ز دل، بود چو عقیق

فرو چکد، شده مانند لولوی خوشاب

هم آنچنان که اگر چند باشد آن گل، سرخ

ز گرمی و تفِ آتش، شود سفید گلاب

دریغ عمر گرامی و مدت شادی

دریغ دور جوانی و صحبت احباب

رخ چو لاله سیراب من چو دید، ببست

زمانه بر دو بناگوش من ز برف، نقاب

بپژمرید بدینسان و بس عجب نبود

اگر بپژمرد از برف، لاله سیراب

بدیع نیست ز بهر شباب و عمر عزیز

اگر سیاه کنم موی را همی به خضاب

اگر به سوگ عزیزان کنند جامه سیاه

سیاه کردم من، موی خود به سوگ شباب

ایا فریفته روزگار بی محصول

به عمر عاریت خویش تا کی این اعجاب؟

همیشه بر درِ تسلیم گرد؛ از آن که به جهد

برون نیاید هرگز سفینه از غرقاب

مکن گناه به امید آن که گویی هست

خدای عز و جل هر گناه را تواب

اگر شکار تذرو آرزو کنی رسدت

که قامت تو خم آورد همچو چنگ عقاب

کنون که جَفت شدی، مر دعا فزای بدان

که مر دعای تو را زودتر دهند جواب

همی نبینی از روی تجربت که کمان

چو جَفت گردد، از او دورتر رود پرتاب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵ - مدح یکی از صدور- در بحر خفیفای فلک قدر آفتاب جناب
  2. شمارهٔ ۱۶ - مدح مظفرالدوله قزل ارسلانبه بست شرع سلامت گذار بر سوی نوب
  3. شمارهٔ ۱۷ - مدح سلطان قزل ارسلان سلجوقی (مظفرالدوله و الدین بن شمس الدین ایلد کز)آنرا که چار گوشه عزلت میسر است
  4. شمارهٔ ۱۸ - وصف بزم و مدح اتابک مظفرالدین قزل ارسلان و سلطان ارسلان بن طغرلالحق این جشن، نه جشن است که باغ ارم است
  5. شمارهٔ ۱۹ - مدح سیف الدین حسن جاندارآنچه بر من ز دل و دلدار است
  6. شمارهٔ ۲۰ - مدحبخدائی که نفس قدرت او
  7. شمارهٔ ۲۱ - در مرگ شرف الدین موفق گرد بازودلی که بسته این پیرزال جادو نیست
  8. شمارهٔ ۲۲ - مدح سلطان طغرل بن ارسلانخسروا، ملک تو را، عرض جهان نتوان گرفت
همه‌ی قصاید ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.