پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر

بخش ۴ - دایره تدویر

وصال تا بشبش بر در تو کیست مگر

تنی که جز بسر سر تواند این رفتار

خسارت از چه خورم هرگز این سزاست ز عقل

چه خود هنر پی نشو و نماست در این کار

ولی نبود شکر در خور تو بازم ده

که هستم از طلبت زار و تو از آن بیزار

اگر ز شاخ شکر گفته ام بهست رواست

به خون جگر، حق آنم گهر رواست نثار

تابش ببر در تو رخساره خور- هرگز نه سزاست

نی گنج زبر سر تو این تاج هنر- بی نشو و نماست

نبود شکر خور تو بر شاخ شکر- گفتم بتو راست

هستم طلب زر توزان خون جگر- حقا که رواست

تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل

قافیه: مقید مجرد، مستزاد: مطلق بخروج

بحر: هزج اخرب مجبوب مقبوض، مستزاد: مفعول فعول

صنعت: مرکب مدور

ادامه‌ی قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر

  1. بخش ۶ - دایره مرکب مدوراز آنکه چهره بر افروخته گلت راهست
  2. بخش ۷ - دایره مرکب مدورهمیشه دشمنش آنجا ز اهل نار بود
  3. بخش ۸ - دایره مرکب مدوردل برد از نقش سنگین
  4. بخش ۹ - از توشیح اول ابیات این قصیده این قطعه بر می خیزدنشان فضل بنام کسیست طغرایش
  5. بخش ۱۰ - از حشو مصارع اول این قصیده این قطعه بر می خیزدکلک ملک سخن که سخیست
  6. بخش ۱۱ - این قطعه که حروفش غیر منقوط است از حشوسرور ملک کرم حاکم دهر
همه‌ی قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.