پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

قصاید

شمارهٔ ۷ - در مرثیه شهیدان کربلا گوید

این نقد دل نثار شهیدان کربلا

چون خاک رهگذار شهیدان کربلا

طوری که قدر و منزلتش از فلک گذشت

سنگی است در مزار شهیدان کربلا

دین در حصار کعبه و از روی معنی است

صد کعبه در حصار شهیدان کربلا

آب خضر بپرده ظلمت نهفته چیست

گر نیست شرمسار شهیدان کربلا

گر خضر از حیات پشیمان شود رواست

کو نیست در شمار شهیدان کربلا

در چشم آفتاب کند خاک اگر رود

بر آسمان غبار شهیدان کربلا

طوفان نوح سر نزد از کربلا عجب

از چشم اشکبار شهیدان کربلا

طوفان آب اگر طلبی در کنار بحر

طوفان خون کنار شهیدان کربلا

گلگشت عاشقان همه در خون خود بود

اینست لاله زار شهیدان کربلا

در خون نشسته تشنه لبان تا که غم برد

ابری بگرید بار شهیدان کربلا

و احسرتا که دود بر آمد بجای ابر

از جان دلفگار شهیدان کربلا

از جور عهد و از ستم کوفیان شوم

این فتنه شد دچار شهیدان کربلا

آخر شدند سگ صفت آنان که بوده اند

آدم باعتبار شهیدان کربلا

از روزگاز شکوه دلا چند میکنی

بنگر بروزگار شهیدان کربلا

تا دست لطف حق چه نهد مرهم نهان

بر زخم آشکار شهیدان کربلا

استاده است ساقی کوثر می طهور

بر کف در انتظار شهیدان کربلا

یا رب بحق شاه رسل مصطفی که هست

بر فخرش افتخار شهیدان کربلا

یا رب بحق گنج کرم مرتضی علی

آن اژدها شکار شهیدان کربلا

یا رب بحق گوهر پاکیزه حسن

آن در شاهوار شهیدان کربلا

یا رب بحق عصمت زین العباد کوست

در دهر یادگار شهیدان کربلا

یا رب بحق باقر صابر مکان علم

آن مکرمت شعار شهیدان کربلا

یا رب بحق جعفر صادق امام دین

آن گنج باوقار شهیدان کربلا

یارب بحق موسی کاظم سحاب لطف

آن ابر در نثار شهیدان کربلا

یارب بحق شاه خراسان که نور اوست

شمع سر مزار شهیدان کربلا

یارب بحق جود تقی مظهر کرم

آن نخل میوه دار شهیدان کربلا

یارب بحق هادی دین نبی تقی

آن سرو جویبار شهیدان کربلا

یارب بحق عسکری آنشهسوار دین

لشکر کش تبار شهیدان کربلا

یارب بحق مهدی هادی کزو شود

جبر شکست کار شهیدان کربلا

کز آفتاب لطف باهلی نگر که هست

چون سایه خاکسار شهیدان کربلا

دارد امید آنکه بجنت در آردش

لطف تو در جوار شهیدان کربلا

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹ - در منقبت شاه نجف (ع)گویدشاه نجف که هر دو جهان در پناه اوست
  2. شمارهٔ ۱۰ - در منقبت شاه ولایت علی (ع) گویدآن شهنشاهی که بحر لافتی را گوهر است
  3. شمارهٔ ۱۱ - در مرثیه شهید کربلا (ع) گویدآمد عشور و خاطرم افکار کرده است
  4. شمارهٔ ۱۲ - در ماتم حسین (ع) گویدآمد عشور و در همه ماتم گرفته است
  5. شمارهٔ ۱۳ - در حکمت و موعظه گویدآدمی مجموعه علم و حقیقت پروری است
  6. شمارهٔ ۱۴ - در قحط و غلا و شکایت روزگار گویددردا که در این شهر دلی شاد نمانده است
  7. شمارهٔ ۱۵ - در مدح یعقوب خان گویدباز جا بر تخت عزت خسرو دانا گرفت
  8. شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح یعقوب خان گویدخط تو چون بردمید رونق عنبر شکست
همه‌ی قصاید ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.