پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک

ادیب الممالک

مفردات

۴۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ز بی‌دردان علاج درد خود جستن بدان ماند
  2. شمارهٔ ۲ چند روزی پیش و پس شد ورنه از دور سپهر
  3. شمارهٔ ۳ این رشته بی پیوند هر چند که یک تار است
  4. شمارهٔ ۴ یک قطره ز آب گرم و یک ذره وفا
  5. شمارهٔ ۵ تو چون بهاری و گیتی چو باغ و ما چو درخت
  6. شمارهٔ ۶ رشت هم نیک است کاو از حمار گم شده
  7. شمارهٔ ۷ روحی فداک بی تو مرا کار مشکل است
  8. شمارهٔ ۸ موی خوانم میان او اما
  9. شمارهٔ ۹ بوستانش را آیفت ز بهن نرسد
  10. شمارهٔ ۱۰ طراز خاتم شاهنشهی به لوح ابد
  11. شمارهٔ ۱۱ همچو ملخی که شاخساری بخورد
  12. شمارهٔ ۱۲ آن روز که مه شدی نمی دانستی
  13. شمارهٔ ۱۳ نام محمودش که محمودست بشمر پس بگو
  14. شمارهٔ ۱۴ قبله‌گاها سال و ماهت تا ابد فرخنده باد
  15. شمارهٔ ۱۵ حق تعالی مر ترا آورده از ایران پدید
  16. شمارهٔ ۱۶ ای کودک نوزاده که پیران جهان را
  17. شمارهٔ ۱۷ می رسانم به عز عرض حضور
  18. شمارهٔ ۱۸ به غیر از غمزه و حسن و لطافت خوبرویان را
  19. شمارهٔ ۱۹ گریه مینا، نگر به چشم ترش بین
  20. شمارهٔ ۲۰ از کلام و خنده دشنام و گله، ضرب و کنایت
  21. شمارهٔ ۲۱ از دیر نخواهم رفت در کعبه که میدانم
  22. شمارهٔ ۲۲ رفیق من مه من یار من جعلت فلاک
  23. شمارهٔ ۲۳ مطاعا، مشفقا تا چند غفلت داری از حالم
  24. شمارهٔ ۲۴ خداوندگارا تو را در دو عالم
  25. شمارهٔ ۲۵ عزیز من به خدا جز تو یک عزیز ندارم
  26. شمارهٔ ۲۶ در آن زمان که بود بیم جان شگفت مدار
  27. شمارهٔ ۲۷ به ابی انت و امی ز خدا می خواهم
  28. شمارهٔ ۲۸ من موصوله ام و از لب لعلت جانا
  29. شمارهٔ ۲۹ تصدقت شوم ای گلعذار سیمین تن
  30. شمارهٔ ۳۰ قربان سرت شوم بیا حالم بین
  31. شمارهٔ ۳۱ هنر اکنون به دل خاک طلب باید کرد
  32. شمارهٔ ۳۲ دردت به جانم ای بت نامهربان من
  33. شمارهٔ ۳۳ همایون باد و فرخ باد و میمون
  34. شمارهٔ ۳۴ پیش مرگت شوم ای لعبت چین
  35. شمارهٔ ۳۵ رئیس خیل هواجن امام جمعه حسن
  36. شمارهٔ ۳۶ شبروی گر هست ماه است آن هم اندر آسمان
  37. شمارهٔ ۳۷ برادرا، به عروس نشاط،همسر شو
  38. شمارهٔ ۳۸ دل زنده می شود به نسیم خیال تو
  39. شمارهٔ ۳۹ ببال ای تخت افریدون نیار ای تاج کیخسرو
  40. شمارهٔ ۴۰ من در غم تو چو مرغ سرکنده
  41. شمارهٔ ۴۱ یک روز تو را به راه دیدم
  42. شمارهٔ ۴۲ هزار سال رهست از تو تا مسلمانی
  43. شمارهٔ ۴۳ چشم مستت شوخی آغازد همی
  44. شمارهٔ ۴۴ به هر که جور نکردی نمی توانستی

متن اشعار به نقل از گنجور.