پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۶ - ایضااز دیباچه شاهنامه

گر ژنده گشت و کهن رختم چه باک که من

بافنده هنرم جولاهه سخنم

من شوخدیده نیم ز آیین رمیده نیم

پاکست دل منگر این رخت شوخکنم

گردون زمین من است ابر آستین من است

مه پوستین من است خورشید پیرهنم

راه خدا نهلم کزان سرشته گلم

آباد ازوست دلم آزاد ازوست تنم

گر آسمان بدلم صد کوه بار کند

از نوک خامه خود فرهاد کوهکنم

از روزگار سیه خار است در جگرم

وز نام فرخ شه شهد است در دهنم

گر بخت یار شود کار استوار شود

این شهد را بمزم و آن خار را بکنم

هر جا که بارگهی است خورشید بارگهم

هر جا که انجمنی است سالار انجمنم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۸ - در ۱۲۳۴ خطاب به رضاقلیخان رفیع الملکرضاقلیخان ای خواجه ای که از سر صدق
  2. شمارهٔ ۲۱۹خسرو ایران خدیو شرق احمد شه که قدرش
  3. شمارهٔ ۲۲۰خدایگانا میرا اگر شنیدستی
  4. شمارهٔ ۲۲۱ز شادروان کسری چون گذشتی
  5. شمارهٔ ۲۲۲راست شد از عطای حی قدیم
  6. شمارهٔ ۲۲۳ - در مرثیت برادر میرزا سید محمد مجتهد طباطبائیبرادر پدر ما اگر ز دنیا رفت
  7. شمارهٔ ۲۲۴خدایگانا ای آنکه شاهد ظفرت
  8. شمارهٔ ۲۲۵داورا ای که بهنگام مدیحت بورق
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.