پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۶

خدایگانا از گرد راه موکب تو

خدا گواست که شد چشم بندگان روشن

ورود مقدم میمونت اندر این سامان

بود چو مقدم اردی بهشت در گلشن

تو زنده سازی در ملک داد و دانش را

چنانکه باد بهاری به باغ سرو سمن

ولی چه سود که این بنده با هزار دریغ

رهین بستر در دم درون بیت حزن

شکسته بازویم از سنگ منجنیق قضا

فتاده حیران چون مورلنگ در به لگن

زمانه پنجه و بازوی حقگذار مرا

شکست تا نتواند گرفتن آن دامن

به خیره ز آن که ترا دامنی است پهن و دراز

فراخ بر قد و بالای این سپهر کهن

به فضل خویش کنی هر شکسته را جبران

ز لطف خویش کنی هر رمیده را ایمن

علی الخصوص رهی را که از نخستین روز

در آستانه رفیع تو بوده است وطن

بگیر دستم و جبران کن این شکستگیم

که دست چرخ نیارد به بسته تو شکن

بنان سحر بیان مرا که در مدحت

ز خامه عنبر سارا فشاند و مشک ختن

به جرم آنکه ز دامان خواجه گشت جدا

بهم شکست و شد اکنون و بال در گردن

ولی چه باک که گر دستم اوفتاده ز کار

نمانده است زبانم به مدحتت ز سخن

گرم چو شاخ صنوبر شکسته دست امید

به صد زبانت سرآیم مدیحه چون سوسن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ - ماده تاریخ قنات نوین نیر الدوله در مشهددر زمان شهریار دادگر
  2. شمارهٔ ۱۳۹ - تاریخ جلوس مظفرالدین شاهتاریخ جلوس شه مظفر
  3. شمارهٔ ۱۴۰ - اندرز به احمد شاه قاجار هنگام جلوس ۱۳۲۹شها ز روی تفکر درآ در این ایوان
  4. شمارهٔ ۱۴۱گفت ظریفی که دولت از حدث اندر
  5. شمارهٔ ۱۴۲ای اهل زمانه پند گیرید
  6. شمارهٔ ۱۴۳شنیده ام عربان اشتران سالم را
  7. شمارهٔ ۱۴۴ - در موقع دومین جشن مجلس شورای ملی گویدبیا که رشک گلستان شد است خارستان
  8. شمارهٔ ۱۴۵چهار کار نکو کردی ای ملک آغاز
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.