پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

قصاید

شمارهٔ ۴۸

مزینیه، کنون رونقی دیگر دارد

که از سعادت اولاد خود خبر دارد

مزینیه چو سیمرغ عنبرین پر و بال

هزار بیضه زرین بزیر پر دارد

مزینیه ز دوشیزگان خود چو سپهر

سهیل و مشتری و زهره و قمر دارد

مزینیه بود بیشه ای که اندر وی

غزال ماده فزونی ز شیر نر دارد

جمال و زینت انسان بدانش است و هنر

که آدمی شرف از دانش و هنر دارد

تفاوت بشر از جانور بمعرفت است

جز این چه فخر و فضیلت به جانور دارد

کسی که گنج درون آکند بگوهر علم

چه احتیاج به گنجینه گهر دارد

کسیکه نقد معارف به دل ذخیره کند

چه اعتنا به در و لعل و سیم و زر دارد

پزشک علم برای مریض جهل اینجا

بسی مفرج و معجون و گلشکر دارد

فرشته ایست موکل در این سرا که مدام

خدای جل جلاله بر او نظر دارد

از آن قبل نظر حق بر این فرشته بود

که این فرشته نظر بر رخ بشر دارد

چو آن فرشته اردیبهشت و فروردین

که لاله را، ز نم ابر و ژاله تر دارد

مدیر مدرسه ماست آن فرشته نور

که شاخ معرفت از همتش ثمر دارد

بزیر سایه اقبال شهریار جوان

نسیم عدل در این بوستان گذر دارد

براستی پدر ملت است خسرو ملک

خوشا بحال کسی کاینچنین پدر دارد

شبی که در کنف عدل او بخواب رویم

هزار مژده بما قاصد سحر دارد

ز فضل و مکرمت این ملک وزیر علوم

طراز علم ز دادار دادگر دارد

خدایگان معارف مهین حکیم الملک

که روح مملکت از علم بهره ور دارد

زمانه نقش بر آب است و این ستوده وزیر

ز عزم ثابت خود نقش بر حجر دارد

بنات مدرسه آسوده از بنات الدهر

بنات نعش صفت بر فلک مقر دارد

شهامها ملکا خسروا خداوندا

یکی حدیث بیار تو مختصر دارد

بکارخانه باری نگر که در صنعت

درودگر نه و کار درودگر دارد

ترا مربی این ملک کرده از پی آن

که ملک راز وجود تو مفتخر دارد

بحفظ قائمه عرش دولت تو نظر

امام قائم و سلطان منتظر دارد

دعا کنیم ترا چون دعای خلق بشاه

بویژه از دو لب بیگنه اثر دارد

چنانکه ملک جهانرا خدا بدست تو داد

عدوی جاه ترا از میانه بردارد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۰ - در قدردانی از مردم وطن‌خواه و تهیج جوانان وطنتا زبر خاکی ای درخت برومند
  2. شمارهٔ ۵۱ - چکامه وطنیای عنبرین فضای صفاهان ز من درود
  3. شمارهٔ ۵۲جهان جوان شد و عمر دوباره باز آورد
  4. شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش عین الدولهز بس که از دل مردم همی برآید دود
  5. شمارهٔ ۵۴مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
  6. شمارهٔ ۵۵ - مرثیه مجلس پس از بمباردمان به حکم محمدعلی میرزای مخلوعرؤوس دولت، شیوخ ملت، به بازی ایران، خراب گردید
  7. شمارهٔ ۵۶ - هنگام شکستن دست ملک الشعراء بهار در آغاز جنگ عمومی و مهاجرت فرمایدشکست دستی کز خامه بس نگار آورد
  8. شمارهٔ ۵۷دوش خواندم در کتابی کز در اندرز و پند
همه‌ی قصاید ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.