پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

بخش ۱۷ - سری بن المغلس السقطی رحمه اللّه

کنیه ابوالحسین، استاذ جنید و آن بغدادیان از اقران حارث محاسبی و بشر حافی٭ شاگرد معروف کرخی ٭ بود و گویند خال جنید ٭ بود و گویند اول کسی است، کی در بغداد سخن گفت: بزبان توحید و حقائق احوال .ووی امام بغدادیان بود شیخ ایشان در وقت خویش، سید وقت بود و ایشان که از طبقهٔ ثانی‌اند بیشتری بوی نسبت کنند از مشایخ، بامداد روز سه شنبه برفته سیوم ماه رمضان سنه ثلث و خمسین و مائتین و پس نماز دیگر دفن کردند.

قال جنید: ما رأیت اعبد من السری اتت علیه سبعین سنة ماری مضطجعاً الا فی علة الموت. شیخ الاسلام گفت کی سری سقطی گفت: که معرف از بالا فرو آید چون مرغی پرواز کنان، تا دلی بیند که درو شرم بود و حرمت، آنجا فرود آید.

شیخ الاسلام گفت: که حرمت و هیبت و تعظیم با بستاخی و ولایت همراه است، و قال رسول اللّه : ان کلام النبوة الاولی، اذا لم تستحی فاصنع بما شئت، الخبر

و قال: الحیا من الایمان و انشد رجل من خزاعه:

اذا لم تخش عاقبة اللیا لی

و لم تستحیی فاصنع ما تشا

فلا و اللّه ما فی العیش خیر

و لا الدنیا اذا ذهب الحیا

و یعیش المرعما استخیی بخیر

و یبقی العود ما بقی اللحا

شیخ الاسلام گفت:که بوعبداللّه با کو گفت، بو طبیب فرخان گفت، کی جنید گفت، که سری گفت: بدایة المعرفة تجرید النفس للتقرید الحق و هم وی گفت: من تزین للناس بما لیس فیه، سقط عن عین اللّه عز و جل،

ادامه‌ی طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

  1. بخش ۱۹ - یحیی بن معاد الرازی التمیمی الواعظکنیت ابوزکریا، بنشاپور برفت در سنه ثمان و خمسین و مائین شیخ الاسلام گفت: کی بوعبداللّه با کو مرا گفت، که بکران بن احمد جیلی گفت، که یوسف حسین رازی ٭ گفت: که در صد و بیست شهر رفته‌ام بدیدار علما و حکما و مشایخ، هیچکس ندیده‌ام قادرتر بر سخن، چون یحیی معاذ ر
  2. بخش ۲۰ - و من طبقة الاولی بایزید بسطامیشیخ الاسلام گفت که نام وی طیفور بن عیسی بن آدم بن سروشان. جدا و سروستان گوری بوده مسلمان شده و بایزید از اقران احمد خضرویه است و با حفص و یحیی معاذ و شیقیق بلخی ٭ دیده بود. شیخ الاسلام گفت: استاذوی کردی بود، پهلوی وی در گورست ببسطام بایزید درخواست که گورم
  3. بخش ۲۱ - و من طبقة الاولی باحفص حداد نشابوری الزاهدشیخ الاسلام گفت: نام با حفص، عمرو بن سلمه، و گفتند: کی عمرو بن سالم، و گفتند کی کنیت دیگر داشت ابو محرز «و گفتند:کی نام وی عمر و بن سلمه است و این در ستر» و از نیشابور است از ربه کورداباد بر در نیشابور، روی استاد نشاپوریان بود یگانهٔ جهان. شیخ مومل پیر بو
  4. بخش ۲۲ - و من المتقدمین عبداللّه مهدی باوردیسید بوده ازین قوم. استاد باحفص حداد است باحفص بباورد شد نزدیک وی ویرا شاگردی می‌کرد، و عبداللّه مهدی آهنگر بود، و سبب توبت و دست از کار باز داشتن وی آن بود: که آهنگری می‌کرد، وقتی آهن در آتش نهاده بود، نا بینائی بر در دکان بگذشت می‌خواند: المک یومئذن الحق
  5. بخش ۲۳ - حمدون بن احمد بن عمارة بن زیاد بن رستماقصار نیشاپوری، کنیه ابوصالح، شیخ و امام ملامت بنشاپور: طریق ملامت وی نشر کرده آنجا، اول مسئله بعراق بردند و احوال ایشان بگفتند، سهل تستری ٭ گوید و جنید: که اگر روا بودی کی پس از محمد پیغامبری بودی ازیشان بودی.
  6. بخش ۲۴ - و من طبقة الاولی من المتقدمین احمد بن عاصم الانطاکیکنیه ابوعلی و یقال ابوعبداللّه، و این درستر از قدیمان مشایخ ثغور است، از اقران بشر حافی و سری و حارث محاسبی ٭ و گفتند کی فضیل عیاض دیده بود از استادان احمد بن ابی الحواری ٭.
  7. بخش ۲۵ - فی مناجاتهالهی! مرا بر آگاهی فرو مگذار، که آگاهی همه شغل است، و در دانش بمبند، که دانش همه در دست، و تا رهی بخود است، چوی خشک و آهن سر دست، و او که از زهد بثنا راضیست محجوب است و نیم درم در کنف صوفی کنز است. شیخ الاسلام گفت، که:
  8. بخش ۲۶ - محمد بن یوسف بن معدانبن یزید بن عبدالرحیم البنا الثقفی الصوفی، کان دقیق الکلام حسن العمل، توفی سنه ست و ثمانین. از قدیمان اصفهانست، کنیت او ابوعبداللّه، کی وی پیشین کس است در صباهان صوفی استاد علی سهل٭ اصفهانی است. گویند که عبدالرحمن مهدی بزیارت وی فراوان شدی، او را عروس الزه
همه‌ی طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.