پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

رباعیات شیخ انصاری (نقل از کشف الاسرار و انوارالتحقیق)

۱۱۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بر چهره خوب تو فشاندیم ثنا
  2. شمارهٔ ۲ از قطره آب نطفه بنگاشت مرا
  3. شمارهٔ ۳ با عشق روان شد از عدم مرکب ما
  4. شمارهٔ ۴ در هجر تو کار بی نظام است مرا
  5. شمارهٔ ۵ ای شاخِ امیدِ وصلِ عاشق به بر آ
  6. شمارهٔ ۶ از هجرِ تو چیست جز ملامت ما را
  7. شمارهٔ ۷ گر نه سبب تو بودی ای دُرّ خوشاب
  8. شمارهٔ ۸ چشمی دارم همه پر از صورت دوست
  9. شمارهٔ ۹ پیش تو رهی چنان تباه افتاده است
  10. شمارهٔ ۱۰ ما را بجز این زبان زبانی دگر است
  11. شمارهٔ ۱۱ بیرون ز همه کون درون دل ماست
  12. شمارهٔ ۱۲ در قصه عشق تو بسی مشکلهاست
  13. شمارهٔ ۱۳ ما را همه هر چه هست ایثار تو راست
  14. شمارهٔ ۱۴ دریای ملاحتی و موج حسنات
  15. شمارهٔ ۱۵ روز از هوست پرده بیکاری ماست
  16. شمارهٔ ۱۶ آوه که دلارام دلم برد و گریخت
  17. شمارهٔ ۱۷ در کوی تو سرگشته شوم باکی نیست
  18. شمارهٔ ۱۸ دزدیده رهی ز تو خیالی بنگاشت
  19. شمارهٔ ۱۹ وصف تو چه جای حکمت اندیشانست
  20. شمارهٔ ۲۰ گر پای من از عجز طلبکار تو نیست
  21. شمارهٔ ۲۱ آسایش صد هزار جان یکدم توست
  22. شمارهٔ ۲۲ بسیار خلایق اند جویان رهت
  23. شمارهٔ ۲۳ امروز که ماه من مرا مهمانست
  24. شمارهٔ ۲۴ زنجیر معنبر تو دام دل ماست
  25. شمارهٔ ۲۵ دیدی ملکی که دست درویش گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶ ما را سر سودای کس دیگر نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ یکدانه ز حق هر که در گردن تست
  28. شمارهٔ ۲۸ اند رهمه عمر من شبی وقت صبوح
  29. شمارهٔ ۲۹ گفتم چو دلم با تو قرین خواهدبود
  30. شمارهٔ ۳۰ جز عشق تو بر فلک دلم شاه مباد
  31. شمارهٔ ۳۱ ز اول که مرا عشق نگارم بربود
  32. شمارهٔ ۳۲ مردی که براه عشق جان فرساید
  33. شمارهٔ ۳۳ جوینده تو همچو تو فردی باید
  34. شمارهٔ ۳۴ یکبار بکوی ما گذر باید کرد
  35. شمارهٔ ۳۵ بامات همی نهفته رازی باید
  36. شمارهٔ ۳۶ شبهای فراق تو کمانکش باشد
  37. شمارهٔ ۳۷ رو گرد سراپرده اسرار مگرد
  38. شمارهٔ ۳۸ در عشق تو، گبر ناب من دانم بود
  39. شمارهٔ ۳۹ آن دل که تودیدی همه دیگر گون شد
  40. شمارهٔ ۴۰ این دیده من همه جمالت خواهد
  41. شمارهٔ ۴۱ آنکس که ببندگی قرارش باشد
  42. شمارهٔ ۴۲ از بی ادبی کسی به جائی نرسید
  43. شمارهٔ ۴۳ اندر ره فقر دیده نادیده کنند
  44. شمارهٔ ۴۴ با صنع تو هر مورچه رازی دارد
  45. شمارهٔ ۴۵ روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
  46. شمارهٔ ۴۶ بر همت من زمانه را ناز نماند
  47. شمارهٔ ۴۷ در باغ جمال تو دری بگشادند
  48. شمارهٔ ۴۸ دل را اثر روی تو گل پوش کند
  49. شمارهٔ ۴۹ این درویشان ز وصل بوئی دارند
  50. شمارهٔ ۵۰ غم خواره آنم که غم من نخورد
  51. شمارهٔ ۵۱ تا دل زعلایقت یگانه نشود
  52. شمارهٔ ۵۲ دانی که ترا عشق چه میفرماید؟
  53. شمارهٔ ۵۳ گر دامن دیدار تو بر چنگ آید
  54. شمارهٔ ۵۴ او نیک و بد مرا نکو می‌داند
  55. شمارهٔ ۵۵ بادی که ز کوی عشق تو برخیزد
  56. شمارهٔ ۵۶ هر درد که زین دلم قدم برگیرد
  57. شمارهٔ ۵۷ قومی که زهر چه دون ما پاک زدند
  58. شمارهٔ ۵۸ آن را که به دوستی ورا مست کنند
  59. شمارهٔ ۵۹ درویش برو حق عبادت بگزار
  60. شمارهٔ ۶۰ تا بادل من گرفتی ای جان تو قرار

متن اشعار به نقل از گنجور.