پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات نامه

  1. مناجات شمارهٔ ۷۷الهی تو بر رحمت خود و من بر حاجت خویش پس تو توانگری و من درویش.
  2. مناجات شمارهٔ ۷۸الهی بر هر که داغ محبت خود نهادی، خرمن وجودش را بباد نیستی در دادی.
  3. مناجات شمارهٔ ۷۹الهی همه آتش‌ها بی‌محبت تو سرد است و همه نعمت‌ها بی‌لطف تو درد است.
  4. مناجات شمارهٔ ۸۰الهی مخلصان بمحبت تو مینازند و عاشقان بسوی تو میتازند، کار ایشان تو بساز که دیگران نسازند، ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند
  5. مناجات شمارهٔ ۸۱الهی محبت تو گُلی است محنت و بلا خار آن، آن کدام دل است که نیست گرفتار آن
  6. مناجات شمارهٔ ۸۲الهی از هر دو جهان محبت تو گزیدم و جامهٔ بلا بُریدم و پردهٔ عافیت دریدم.
  7. مناجات شمارهٔ ۸۳الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جملهٔ خاکسارانم و خاک بر سر.
  8. مناجات شمارهٔ ۸۴الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقدار است ؟
همه‌ی مناجات نامه ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.