پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۷۰

الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم، خواست خواست تواست من چه خواهم

گر درد دهد بما و گر راحت دوست

از دوست هر آنچیز که آید نیکوست

ما را نبود نظر بخوبی و بدی

مقصود رضای او و خشنودی اوست

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۷۲الهی اگر خامم پخته ام کن و اگر پخته ام سوخته ام کن
  2. شمارهٔ ۷۳الهی از کشته تو خون نیاید و از سوخته تو دود، کشته تو بکشتن شاد است و سوخته تو بسوختن خشنود
  3. شمارهٔ ۷۴پیوسته دلم دم از رضای تو زند
  4. شمارهٔ ۷۵الهی بحرمت ذاتی که تو آنی، بحرمت صفاتی که چنانی و بحرمت نامی که تو دانی بفریاد رس که می توانی
  5. شمارهٔ ۷۶الهی مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مدر این پرده دوخته را و مران این بنده نو آموخته را
  6. شمارهٔ ۷۷الهی اگر تن مجرم است دل مطیع است و اگر بنده بد کار است کرم تو شفیع است
  7. شمارهٔ ۷۸الهی قبله عارفان خورشید روی تو است و محراب جانها طاق ابروی تو است و مسجداقصی دلها حریم کوی تو است، نظری بسوی ما فرما که نظر ما بسوی تو است
  8. شمارهٔ ۷۹الهی روی بنما تا در روی کسی ننگریم و دری بگشای تا بر در کس نگذریم
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.