پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۳۳

الهی خود کردم و خود خریدم، آتش بر خود خود افروزانیدم، از دوستی آواز دادم، دل و جان را فراناز دادم، اکنون که در غرقابم دستم گیر که گرم افتادم

هر روز من از روز پسین یاد کنم

بر درد گنه هزار فریاد کنم

از ترس گناه خود شوم غمگین باز

از رحمت او خاطر خود شاد کنم

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۳۵الهی چندی به کسب تو یاد تو ورزیدم، باز یک چندی بیاد خود تو را نازیدم، اکنون که یاد بشناختم خاموش گردیدم، چون من کیست که این مرتبت را بسزیدم، فریاد از یاد باندازه و دیدار بهنگام و از آشنائی به نشان و دوستی به پیغام
  2. شمارهٔ ۳۶الهی کار آن کس کند که تواند، عطا آن کس بخشد که دارد، پس بنده چه تواند و چه دارد؟ الهی تو دوختی من در پوشیدم و آنچه در جام ریختی نوشیدم، هیچ نیاید از آنچه کوشیدم
  3. شمارهٔ ۳۷الهی چو تو توانائی کرا توان است، در ثناء تو کرا زبان است و بی مهر تو کرا سرو جان است
  4. شمارهٔ ۳۸الهی بشناخت تو زندگانیم، به نصرت تو شادانیم، بکرامت تو نازانیم و بعزت تو عزیزانیم
  5. شمارهٔ ۳۹الهی ما بتو زنده ایم هرگز کی میریم، ما که به بتو شادمانیم کی اندوهگین شویم، ما که بتو نازانیم چون بی تو بسر آریم، ما که بتو عزیزیم هرگز چون ذلیل شویم
  6. شمارهٔ ۴۰الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است
  7. شمارهٔ ۴۱الهی هر که تو را جوید اینقدر رستخیزی باید یا به تیغ ناکامی او را خون ریزی باید، هر که قصد تو کند روزش چنین است یا بهره درویش خود چنین است
  8. شمارهٔ ۴۲الهی همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیدار، چون دوست دیده ورگشت دوستدار را با شکیبائی چه کار؟ الهی با بهشت چه سازم و با حور چه بازم، مرا دیده ده که از هر نظری بهشتی سازم
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.