پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۲۲۲الهی ذکر تو بهره مشتاق است و روشنائی دیده و دولت جان و آئین جهان یک ذره فزودن به دوستی از دو جهان است
  2. شمارهٔ ۲۲۳الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم، در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زیانم، چون منی چون بود چنانم و از نگریستن در تاریکی بفغانم که بر هیچ چیز هست ماندانند چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم، چون من کیست که آنروز به ببینم ور به بینم فدائی آن
  3. شمارهٔ ۲۲۴خداوندا فریاد رس که از ناکسی خود بفریادم
  4. شمارهٔ ۲۲۵الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگزاردیم دریغا که قدر عمر خویشتن نشناختیم و از کار دنیا به اطاعت مولی نپرداختیم، دریغا که عمر عزیز بسر آمد و روزگاربگذشت
  5. شمارهٔ ۲۲۶الهی ای نادر یافته و نادیده عیان، ای در نهانی پیدا و در پیدائی نهان، یافت تو روز است که خود برآید ناگهان، یابنده تو نه بشادی پردازد نه باندوهان،، بر سر ما را کاری که از آن عبارت نتوان
  6. شمارهٔ ۲۲۷الهی زندگی همه با یاد تو، شادی همه با یافت تو و جان آنست که در او شناخت تو است
  7. شمارهٔ ۲۲۸خدایا موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذکر کنندگانی، از نزدیکت نشان می دهند؟و برتر از آنی از دورت می پندارند و نزدیکتر از جانی، ندانم که در جانی یا خود جانی، نه اینی و نه آنی، جان را زندگی میباید تو آنی
  8. شمارهٔ ۲۲۹الهی عظیم شأنی و همیشه مهربانی، قدیم احسان وروشن برهانی، هم نهانی هم عیانی از دیده ها نهانی وجانها را عیانی، نه به چیزی مانی تا گویم که چنانی، آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.