پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۱۵۹

الهی این دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم خدایا نیارم گفت که این همه چرا بهره من الهی تا مهر تو پیدا گشت همه مهر با جفا گشت و تا نیکی تو پیدا گشت همه جفاها وفا گشت خداوندا مانه ارزانی بودیم تا ما را برگزیدی و نه ناارزانی بودیم که به غلط برگزیدی بلکه به خود ارزانی کردی تا برگزیدی و هر عیب که میدیدی بپوشیدی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۶۱الهی چه خوش روزی که خورشید جلال تو به ما نظر می کند، چه خوش وقتی که مشتاق از مشاهده جمال تو ما را خبری دهد، جان خود را طعمه باز سازیم که در فضای طلب تو پروازی کند و دل خود نثار دوستی کنیم که بر سر کوی تو آوازی دهد
  2. شمارهٔ ۱۶۲الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است، مبارک باد که مرا این درد فرد است حقا که هر کس بدین درد ننازد جوانمرد است
  3. شمارهٔ ۱۶۳هر درد که زین دلم قدم برگیرد
  4. شمارهٔ ۱۶۴الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیده عارف به دیدار خود آموختی
  5. شمارهٔ ۱۶۵الهی جلال عزت تو جای اشارت نگذاشت و محو و اثبات تو راه اضافت برداشت تا گم گشت آنچه بنده در دست داشت
  6. شمارهٔ ۱۶۶خداوندا از آن تو می فزود و از آن بنده میکاست تا آخر همان ماند که اول بود راست
  7. شمارهٔ ۱۶۷الهی آن روز کجا بازیابم که تو مرا بودی و من نبودم تا بآن روز نرسم میان آتش و دودم اگر به دو گیتی آن روز را بازیابم بر سودم و اگر بود تو خود را دریابم به نبود خود خشنودم
  8. شمارهٔ ۱۶۸خدایا من کجا بودم که تو مرا خواندی من نه منم که تو مرا ماندی
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.