پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

مناجات پیر انصار

شمارهٔ ۱۴۵

الهی از سه چیز که دارم در یکی نگاه کن: اول بیخودی که جز تو را از دل نخاست، دوم تصدیقی که هرچه گفتی گفتم راست، سوم چون با ذکرم خاست، دل و جان جز تو را نخواست

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۴۷خداوندا از آنجا که بودیم برخاستیم لکن به آنجا نرسیدیم که خواستیم
  2. شمارهٔ ۱۴۸خدایا هرکه نه کشته خودی مردار است و مغبون کسی که نصیب او از دوستی گفتار است او را که راه جان و دل بکار است، او را با دوست چه کار است
  3. شمارهٔ ۱۴۹الهی نزدیک نفسهای دوستانی، حاضر دل ذاکرانی، از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی، از دورت میجویند و تو نزدیکتر از جانی، ندانم که در جانی یا جانرا جانی، نه این و نه آنی، جان را زندگانی میباید تو آنی
  4. شمارهٔ ۱۵۰الهی کشیدیم آنچه کشیدیم همه نوش گشت چون آوای قبول شنیدیم، دانی که هرگز در مهر شکیبا نبودیم و بهر کوی که رسیدیم حلقه در دوستی تو گرفتیم، و بهر راه که رفتیم بر بوی تو آن راه را بریدیم، دل رفت مبارک باد، گر جان برود در این راه پسندیدیم
  5. شمارهٔ ۱۵۱الهی آتش یافت با نور شناخت آمیختی، و ا زباغ وصال نسیم قرب برانگیختی، با آتش دوستی آب گل سوختی تا دیده عارف را دیدار خود آموختی
  6. شمارهٔ ۱۵۲الهی عنایت تو کوه است و فضل تو دریا، کوه کی فرسود و دریا کی کاست؟ عنایت تو کی جست و فضل تو کی واخواست، پس شادی یکی است که دوست یکتاست
  7. شمارهٔ ۱۵۳الهی از کرم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم بیامرز ما را که بس آلوده ایم به کردار خویش، بس درمانده ایم به وقت خویش، بس مغروریم به پندار خویش، بس محبوسیم در سرای خویش، دست ما را گیر بفضل خویش، بازخوان ما را بکرم خویش، بازده ما را باحسان خویش
  8. شمارهٔ ۱۵۴دل کیست که گوهری فشاند بی تو
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.