پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات پیر انصار

  1. شمارهٔ ۱۳۷با صنع تو هر مورچه رازی دارد
  2. شمارهٔ ۱۳۸الهی ار سزاوار ثنای خویش، ای شکر کننده عطای خویش، ای شیرین نماینده بلای خویش، بنده به ذات خود از ثنای تو عاجز و بعقل خود از شناخت منت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز
  3. شمارهٔ ۱۳۹الهی گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی، من در تو چه دانم؟ تو دانی، تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه که توخود بر نفس خویش ثنا گفتی
  4. شمارهٔ ۱۴۰الهی چه یاد کنم که خود همه یادم، من خرمن نشان خود همه را فرا باد نهادم، ای یادگار جانها و یاد داشته دلها و یاد کرده زبانها، بفضل خود ما را یاد کن و بیاد لطیفی ما را شاد کن
  5. شمارهٔ ۱۴۱الهی جز از شناخت تو شادی نیست و جز از یافت تو زندگانی نه، زنده بی تو چون مرده زندانی است و زنده بتو زنده جاودانی است
  6. شمارهٔ ۱۴۲الهی مران کسی را که خود خواندی، ظاهر مکن جرمی را که خود پوشیدی، کریما میان ما و تو داور توئی، آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزاوار ماست
  7. شمارهٔ ۱۴۳الهی اگر این آه از ما دعوی است تو سزای آنی، اگر لاف است بجای آنی، اگر صدقست وفای آنی
  8. شمارهٔ ۱۴۴خدایا اگر دعوی است سخن راست است اگر صدق است کار راست است، اگر دعوی است نه بیداد است
همه‌ی مناجات پیر انصار ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.