پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

صد میدان

میدان هفتاد و هشتم ولایتست

از میدان حقیقت میدان ولایت زاید. ایشان که اهل این طبقه‌اند اولیااند، و اوتاد در میان ایشان. قوله تعالی: «ألا ان اولیاء اللّه لاخوف علیهم و لا هم یحزنون». و اولیا را سه نشانست: سلام دل، و سخاوت نفس، و نصیحت خلق. سلامت دل رستگی از سه چیزست: گله از حق، و جنگ با خلق، و بسند با خود. و سخاوت نفس را سه نشانست: دست بداشتن از آنچه خودخواهی، و بدل باز داشدن از آنچه خلق درآنند، و منتظر نبودن چیزی بیشی را از دنیا. و نصیحت خلق را سه نشانست: نیکوکارانرا یاری دادن، و بر بدکاران ببخشودن، و همهٔ ر نیک خواستن. این اخلاق اصل این نیکودلیست، و جوانمردی، و کم آزاری.

ادامه‌ی صد میدان

  1. میدان هشتادم استسلامستاز میدان تسلیم میدان استسلام زاید. قوله تعالی: «وأمرنا لنسلم لرب العالمین». استسلام حقیقت اسلامست. و آن سه درجه است: اول از شرک برستن، و دیگر از خلاف برستن، سیم از خود برستن. شرک سه است: شرک بزرگ خود معروفست، و شرک میانین شکست، و شرک کهین ریاست. هر که ازی
  2. میدان هشتاد و یکم اعتصام استاز میدان استسلام میدان اعتصام زاید. اعتصام دست بر زدنست. قوله تعالی: «واعتصموا بحبل اللّه جمعیا». و اعتصام سه است: اول دست بتوحید زدنست، که «فقد استمسک بالعروة الوثقی» آنست؛ و دیگر دست بقرآن زدنست و کار کردن بدان، که «اعتصموا بحبل اللّه» آنست؛ سیم دست بحق
  3. میدان هشتاد و دوم انفرادستاز میدان اعتصام میدان انفراد زاید. انفراد یگانه گشتن است. قوله تعالی: «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا للّه مثنی و فرادی» انفراد بر سه وجه است: انفراد قاصدانست در تجرید قصد، وا نفراد متوکلانست در صحبت توکل، و انفراد واجدانست در صولت هیبت یا در نسیم انس. ان
  4. میدان هشتاد و سیم سرستاز میدان انفراد میدان سر زاید. قوله تعالی: «واللّه یعلم اسرارهم». سر آن خلاصه مردست که با حق دارد، و نهان که هرگز زبان از آن عبارت نتواند کرد، و مردانرا از خود حکایت نتوان کرد. و آن سه استک یکی از آدمیان نهان، و دیگر از فرشتگان نهان، و سیم از خود نهان، آن
  5. میدان هشتاد و چهارم غناستاز میدان سر میدان غنا زاید. قوله تعالی: «و وجدک عایلا فاغنی». غنا توانگریست جملهٔ آن سه چیزست: غنای مال، و غنای خوی، و غنای دل. غنای مال بر سه گونه است: آنچه ار حلالست محنتست، و آنچه از حرامست لعنتست، و آنچه افزونیست عقوبتست. و غنای خوی از نفس است که در خ
  6. میدان هشتاد و پنجم بسط استاز میدان غنا میدان بسط زاید. قوله تعالی و تبارک: «افمن شرح اللّه صدره للاسلام فهو علی نور من ربه». بسط گشادن مولی است دل و وقت و همت بنده را. و آن بر سه گونه است: یکی بسط دعا را، و دیگری بسط خدمت را، و سیم بسط طلب را. بسط دعا را سه نشانست: مناجات با حرمت،
  7. میدان هشتاد و ششم انبساطستاز میدان بسط میدان انبساط زاید. قوله تعالی: «فأووا الی الکهف ینشر لکم ربکم من رحمة». انبساط نزدیکی نیوشیدن و دیدار خواستن است. جویندگان دیدار سه مردند: مردی مقتدی بدعای مصطفی که گفت: «اسألک لذة النظر الی وجهک» دعا می‌کنند، و ویرا سه چیز: بجای بدیدار گردید
  8. میدان هشتاد و هفتم سماعستاز میدان انبساط میدان سماع زاید. قوله تعالی: «ولو علم اللّه فیهم خیرالاسمعهم». سماع بیدار کردنست از خواب و جنبانیدنست از آرام و آب دادنست کشته را، تا خفته کیست و آرامیده کیست و کشته چیست. سماع زنده کننده است، و اهل سماع سه مردانند: یکی آنست که حظ وی از سم
همه‌ی صد میدان ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.