پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

صد میدان

بِسْمِ اللّه الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الحمد للّه الذی یری اؤلیاء آیاته فیعرفونها، و صلوته علی سیدالمرسلین محمد و آله اجمعین!

تراجم مجالس عقیده. قوله: «قل ان کنتم تحبون اللّه فاتبعونی یحببکم اللّه.»

ابتداء: اول شهر محرم سنة ثمان و اربعین و اربعمایة.

تذکر، ان الخضر قال: «بین العبد و بین مولاه الف مقام». و کذلک ذکر عن ذوالنون المصری و بایزید البسطامی و الجنید و ابی‌بکر الکتانی رضی‌اللّه عنهم اجمعین. قال ذوالنون: «الف علم»؛ قال بایزید و قال الجنید، قدس سرهما: «الف قصر»؛ قال ابوبکر الکتانی: « الف مقام». قال اللّه تعالی: «افمن اتبع رضوان‌اللّه کمن باء بسخط من اللّه» الی قوله: « هم درجات».

این درجات که درین آیت است هزار مقام است.

و خبر درست است باتفاق است مخرج در صحیحین از فاروق اللّه ابن‌خطاب، رضی‌اللّه عنه، از خبری که جبریل ، پرسید از رسول : «ما الاحسان؟» «احسان چیست؟» جواب داد: «ان تعبد اللّه کانک تراه» «خدایرا پرستی و چنان پرستی که گویی او را می‌بینی»، «فان لم تکن تراه فانه یراک» «اگر تو او را نمی‌بینی چنان دانی که او ترا می‌بیند». قال الشیخ شیخ‌الاسلام: اخبرنا محمدبن علی‌بن‌الحسن: اخبرنا عثمان‌بن سعید الدارمی: اخبرنا سلیمان‌بن حرب عن حمادبن یزید عن مطر الوراق عن ابی برده عن یحیی‌ بن «یعمر» عن عبد‌اللّه عمر رضی‌اللّه عنها. بهذا الاسناد الحدیث بتمانه. خرج هذا الاسناد مسلم‌بن الحجاج فی صحیحه.

و آن هزار مقام منزلهاست که روندگان بسوی حق می‌روند، تا بنده را درجه درجه می‌گذارنند و بقبول و قرب حق تعالی مشرف میشود، یا خود منزل منزل قطع میکند تا منزل آخرین که آن منزل ایشانرا مقام قربست. و آن قرب آنجا که برگذرند ویرا منزلست و آنجا که ویرا بازدارند آن‌ مقاست همچون فرشتگانرا در آسمانها. قوله تعالی: «و ما منا الا له مقام معلوم»؛ «یبتغون الی ربهم الوسیلة أیهم اقرب». و هر یکی از آن هزار مقام رونده را منزلست، و یا بنده را مقام.

و گویندگان این علم سه مردانند: یکی اهل تحقیق، و دیگر اهل سماع، و سدیگر اهل دعوی. محقق از یافت نور بر سخن وی پیدا، و اهل سماع از سماع بیگانگی بر سخن وی پیدا، و اهل دعوی بر دعوی وحشت و بی‌حرمت بر سخن وی پیدا. اسناد این علم یافتست، و نشان درستی آن سر انجام آن.

و آن هزار مقام را یک طرفة العین از شش چیز چاره نیست: تعظیم امر و بیم مکر، و لزوم عذر، و خدمت بسنت، و زیستن برفاقت، و برخلق بشفقت. و هر چند که شریعت همه حقیقتست و حقیقت همه شریعت، و بنای حقیقت بر شریعت است؛ و شریعت بی‌حقیقت بیکارست، و حقیقت بی‌شریعت بیکار، و کارکنندگان جز ازین دو بیکارست.

و شرط هر منزلی ازین هزار منزل آنست که بتوبهٔ صورت در شوی و بتوبه بیرون آیی، که گفت رب‌العزة: «و توبوا الی اللّه جمعیا ایها المؤمنون». بندگان خود را همه بتوبه محتاج کرد، و ذل خطا بر همه پیدا کرد، و همه را بتاوان غفلت و عجز از ادای حق مبتلا کرد؛ بی‌نیاز شد عفو کرد، و بجای عذر نازان کرد، که گفت: «و من لم یتب فاولئک هم الظالمون» «هر کس که نه تایبست ظالمست». همه خلق را بدو حکم بیرون آورد. مصطفی صلوات‌ اللّه علیه توبه را صیلق نیاز‌مندی و عذر تقصیرات گردانید که گفت: «أتوب الیک من ذنونی کلها و لا حول و لاقوة الا با‌للّه العلی العظیم».

از آشنایی تا دوست داری هزار مقامست، و از آگاهی تا بگستاخی هزار منزلست، و این جمله بر صد میدان نهاده آمد، واللّه المستعان.

ادامه‌ی صد میدان

  1. میدان دوم مروتستاز میدان توبه میدان مروت زاید. مروت گم بودن است و در خود زیستن. قوله تعالی: «کونوا قوامین بالقسط». ارکان مروت سه چیزست: زندگانی کردن با خود بعقل، و با خلق به صبر، و با حق به نیاز. نشان زندگانی کردن با خود بعقل سه چیزست: قدر خود بدانستن، و اندازهٔ کار خود
  2. میدان سیم انابتستاز میدان مروت میدان انابت زاید. قوله تعالی: «و ما یتذکر الا من ینیب». انابت چیست؟ باز گشتن بهمه از چیز. انابت سه قسم است: اول انابت انبیاء صلوات‌اللّه علیهم که بهمگی بازگشتند، که کس را جز ازیشان طاقت آن نیست. ابراهیم را گفت: «لأواه منیب». داود را گفت: «خر
  3. میدان چهارم فتوتستاز میدان انابت میدان فتوت زاید. قوله تعالی: «انهم فتیة آمنوا بربهم». فتوت چیست؟ بجوانمردی و آزادگی زیستن. و فتوت سه قسم است: قسمی با خلق، و قسمتی با خود، و قسمتی با حق. قسم حق چیست؟ بتوانائی خود در بندگی کوشیدن. و قسم خلق آنست که ایشانرا به عیبی که از خود
  4. میدان پنجم ارادتستاز میدان فتوت میدان ارادت زاید. ارادت خواست است و مراد در راه بردن. قوله تعالی: «قل کل یعمل علی شاکلته». جمله ارادت سه است: اول ارادت دنیایی محض است، و دیگر ارادت آخرت محض، سیم ارادت حق محض، اما ارادت دنیایی محض آنست که قوله تعالی: « منکم من یرید الدنیا»،
  5. میدان ششم قصدستاز میدان ارادت میدان قصد زاید. صحت قصد و درستی آهنگ تخم کارست. و بنای آن قوله تعالی: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی اللّه و رسوله». قصد آهنگ حق است که بترک هر جه جز ویست گیری. و قصد را سه رکنست: قصد تن بخدمت، و قصد دل بمعرفت، و قصد جان بمحنت. و قصد تن را س
  6. میدان هفتم صبرستاز میدان قصد میدان صبر زاید. قوله تعالی: «و أن تصبروا خیر لکم». و صبر را سه رکنست: یکی بر بلاء «اصبروا» آنست، و دیگر از معصیت «صابروا» آنست، سیم بر طاعت «ورابطوا» آنست. صبر بر بلا بدوست داری توان و از سه چیز زاید: یکتائی دل، و علم باریک و نور فراست و صبر
  7. میدان هشتم جهادستاز میدان صبر میدان جهاد زاید. و جهاد باز کوشیدنست با نفس و با دیو و با دشمن. قوله تعالی: «و جاهدوا فی اللّه حق جهاده». و جهاد را سه رکنست : با دشمن بتیغ، و با نفس بقهر، و با دیو بصبر. مجاهدان بتیغ سه‌اند: کوشنده مأجور، و خسته مغفور، و کشته شهید. و مجاهدان
  8. میدان نهم ریاضتستاز میدان جهاد میدان ریاضت زاید. قوله تعالی: «فیه رجال یحبون ان یتطهروا». ریاضت نرم کردنست، و آنرا سه رکنست: ریاضت افعال بحفظ، و ریاضت اقوال بضبط، و ریاضت اخلاق برفق. و ریاضت افعال به سه چیز است: اتباع علم، و غذای حلال، و دوام ورد. و ریاضت اقوال سه چیزست:
همه‌ی صد میدان ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.