به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سوره تین با چند سوگند آغاز می‌شود؛ از جمله «والتین والزیتون». اما پرسش اینجاست که چرا انجیر و زیتون در کنار «طور سینا» و «شهر امن» مکه، مورد سوگند الهی قرار گرفته‌اند؟

صفحه ۵۹۷ قرآن کریم با دو سوره کوتاه اما پرمغز، یعنی سوره‌های «تین» و «علق»، تصویری روشن از جایگاه انسان ارائه می‌کند؛ انسانی که از یک سو در «احسن تقویم» آفریده شده و ظرفیت حرکت به سوی کمال را دارد و از سوی دیگر، زمانی که خود را بی‌نیاز تصور کند، در معرض «لیطغی» و طغیان قرار می‌گیرد.

بنابر روایت فارس، در نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، محور این آیات را باید در ارتباط میان آفرینش انسان، هدایت الهی، اختیار و سرانجام او جست‌وجو کرد.

چهار سوگند برای بیان جایگاه انسان

سوره تین با سوگندهای الهی آغاز می‌شود: «والتین والزیتون»، «وطور سینین» و «هذا البلد الامین».

انجیر و زیتون، طور سینا و شهر امن در کنار یکدیگر آمده‌اند تا مقدمه‌ای برای بیان حقیقتی مهم درباره انسان باشند. علامه طباطبایی در تفسیر این سوگندها به ارتباط آنها با مکان‌ها و سرزمین‌هایی توجه می‌کند که با حیات دینی و هدایت الهی ارتباط دارند؛ از جمله طور سینا و شهر امن، یعنی مکه.

پس از این سوگندها، قرآن به نتیجه‌ای مهم می‌رسد و با تاکید می‌فرماید:

«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»

انسان در بهترین قوام و مناسب‌ترین ساختار آفریده شده است. این تعبیر تنها به ظاهر و زیبایی جسمانی انسان محدود نمی‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد انسان با ظرفیت شناخت، اراده، انتخاب و حرکت در مسیر کمال آفریده شده است.

چگونه انسان از بالاترین جایگاه به پایین‌ترین مراتب می‌رسد؟

آفرینش انسان در بهترین قوام، به این معنا نیست که سعادت او به صورت قطعی تضمین شده است. قرآن بلافاصله پس از آن می‌فرماید:

«ثم رددناه اسفل سافلین»

یعنی انسان می‌تواند از جایگاه و ظرفیت والایی که برای او قرار داده شده فاصله بگیرد و به پایین‌ترین مراتب سقوط کند.

چرا خدا به «انجیر و زیتون» قسم خورد؟ راز صفحه‌ای از قرآن که مسیر سقوط و نجات انسان را نشان می‌دهد

در نگاه المیزان، این آیه باید در کنار ادامه آن مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا انسان هنگامی که ایمان و عمل صالح را کنار بگذارد، از آن جایگاه بلندی که استعداد رسیدن به آن را داشته، فاصله می‌گیرد.

در مقابل، قرآن کسانی را استثنا می‌کند که «آمنوا وعملوا الصالحات». ایمان و عمل صالح مانع از آن می‌شود که انسان ظرفیت و استعداد الهی خود را نابود کند. برای چنین انسان‌هایی نیز «اجر غیر ممنون»؛ یعنی پاداشی بدون انقطاع، قرار داده شده است.

در پایان سوره، پرسشی جدی و تامل‌برانگیز مطرح می‌شود:

«فما یکذبک بعد بالدین»

پس بعد از این همه نشانه، چه چیزی موجب می‌شود روز جزا را انکار کنی؟

و قرآن در ادامه پاسخ می‌دهد:

«الیس الله باحکم الحاکمین»

آیا خداوند بهترین و برترین داوران نیست؟

نخستین فرمان؛ «بخوان» به نام پروردگارت

سوره علق با یکی از شناخته‌شده‌ترین فرمان‌های قرآن آغاز می‌شود:

«اقرا باسم ربک الذی خلق»

نکته قابل توجه در این آیه، پیوند میان خواندن و علم با «اسم رب» است. در منطق قرآن، علم قرار نیست انسان را از مبدا آفرینش جدا کند؛ بلکه دانستن باید در ارتباط با پروردگاری باشد که انسان را آفریده است.

قرآن سپس انسان را به نخستین مرحله آفرینش او بازمی‌گرداند:

«خلق الانسان من علق»

انسانی که امروز توانایی خواندن، آموختن و نوشتن دارد، آفرینش خود را از مرحله‌ای بسیار ابتدایی آغاز کرده است.

پس از آن، موضوع آموزش با دو تعبیر مورد تاکید قرار می‌گیرد:

«الذی علم بالقلم»

و

«علم الانسان ما لم یعلم»

قلم در این آیات نمادی از انتقال دانش و گسترش آگاهی است و قرآن یادآوری می‌کند که حتی توانایی انسان برای دانستن نیز در اصل، نعمتی الهی است.

چرا خدا به «انجیر و زیتون» قسم خورد؟ راز صفحه‌ای از قرآن که مسیر سقوط و نجات انسان را نشان می‌دهد

نقطه خطر؛ زمانی که انسان خود را بی‌نیاز می‌بیند

پس از سخن گفتن از آفرینش و علم، فضای سوره تغییر می‌کند و هشدار مهمی مطرح می‌شود:

«کلا ان الانسان لیطغی، ان رآه استغنی»

مشکل انسان تنها ناآگاهی و نادانی نیست؛ گاهی درست در لحظه‌ای که احساس قدرت و بی‌نیازی می‌کند، زمینه طغیان در او شکل می‌گیرد.

انسان هنگامی که تصور کند از پروردگار و هرگونه نیاز به او بی‌نیاز شده است، ممکن است حدود بندگی را فراموش کند. اما قرآن بلافاصله این تصور را با یک حقیقت روشن پاسخ می‌دهد:

«ان الی ربک الرجعی»

بازگشت همه به سوی پروردگار است.

این آیه در واقع پاسخی مستقیم به توهم استغناست؛ یعنی انسان هر اندازه در دانش، ثروت، قدرت یا موقعیت اجتماعی پیشرفت کند، سرانجام و مقصد نهایی در اختیار او نیست.

چرا نماز بنده خدا برای طغیانگر قابل تحمل نیست؟

از آیه نهم سوره علق، قرآن نمونه‌ای عینی از طغیان انسان را مطرح می‌کند:

«ارایت الذی ینهی، عبدا اذا صلی»

سخن از فردی است که بنده‌ای را از نماز خواندن بازمی‌دارد.

قرآن سپس با طرح چند پرسش پشت سر هم، چنین رفتاری را به چالش می‌کشد؛ اگر آن بنده بر مسیر هدایت باشد چه؟ اگر دیگران را به تقوا دعوت کند چه؟

در برابر چنین انسانی، قرآن این پرسش را مطرح می‌کند:

«الم یعلم بان الله یری»

آیا نمی‌داند که خدا می‌بیند؟

پایان سوره نیز با هشدار دیگری همراه است:

«فلیدع نادیه، سندع الزبانیه»

اگر او به جمع، جایگاه و قدرت اجتماعی خود تکیه می‌کند، خداوند نیز ماموران عذاب را فرا خواهد خواند.

اما آخرین فرمان سوره، درست در نقطه مقابل این طغیان قرار دارد:

«کلا لا تطعه واسجد واقترب»

از او اطاعت نکن، سجده کن و به خدا نزدیک شو.

صفحه ۵۹۷؛ روایت انسان از آفرینش تا طغیان و بازگشت

در مجموع، صفحه ۵۹۷ قرآن کریم مسیری فشرده اما عمیق از وضعیت انسان را ترسیم می‌کند؛ مسیری که از «احسن تقویم» آغاز می‌شود و امکان رسیدن به «اسفل سافلین» را نیز پیش روی انسان قرار می‌دهد.

انسان با ظرفیت شناخت، انتخاب و کمال آفریده شده است؛ اما همین انسان اگر گرفتار توهم بی‌نیازی شود، ممکن است به طغیان برسد و از جایگاه حقیقی خود فاصله بگیرد.

در مقابل، ایمان و عمل صالح، علم و آگاهی در مسیر صحیح و در نهایت سجده و نزدیک شدن به خدا، راه حفظ این جایگاه و حرکت به سوی کمال را فراهم می‌کند.

به این ترتیب، دو سوره «تین» و «علق» در کنار یکدیگر تصویری معنادار از انسان ارائه می‌کنند؛ انسانی که از یک سو در بهترین ساختار آفریده شده و از سوی دیگر همواره در معرض انتخاب قرار دارد: حفظ این جایگاه از مسیر ایمان و عمل صالح یا سقوط در نتیجه غفلت و احساس بی‌نیازی.

تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۹۷ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید. لازم به یادآوری است که آیه ۱۹ سوره علق دارای سجده واجب است.