گلنار، کنیزک دانا و گنجور اردوان، دلباختهی اردشیر جوان شد و راز اخترشناسان را که از برخاستن شاهی تازه خبر میدادند، به او گفت. سپس با گنجها همراه اردشیر از کاخ اردوان گریخت.
گریز شبانه
اخترشناسان به اردوان گفته بودند که بندهای که در این روزها از شاه بگریزد، به بزرگی و شاهی خواهد رسید. گلنار این را به اردشیر گفت و دو اسب و گوهرها آماده کرد و با او گریخت. اردوان در پی آنان رفت، اما فرّهی ایزدی به شکل قوچی پس اردشیر میدوید.
پرسشهای رایج
گلنار چه کرد؟
راز اخترشناسان را به اردشیر گفت و با او از کاخ اردوان گریخت.
منابع
- فردوسی، شاهنامه، پادشاهی اردشیر
- کارنامهی اردشیر بابکان