اسفندیار، پسر گشتاسپ و پهلوانی رویینتن، از هفتخوانی همچون هفتخوان رستم گذشت و برای دین بهی جنگید؛ اما آز پدرش برای تاج، او را به نبرد با رستم و مرگ فرستاد.
شجرهنامه
رویینتنی و هفتخوان
تن اسفندیار زخم برنمیداشت جز چشمانش. او برای رهاندن خواهرانش از روییندژ ارجاسپ، از هفتخوان گذشت: گرگها، شیران، اژدها، زن جادو، سیمرغی دیگر، برف و گذر از رود.
نبرد با رستم
گشتاسپ پادشاهی را به اسفندیار وعده داد به شرط آنکه رستم را دستبسته به درگاه آورد. رستم بند را نپذیرفت و دو پهلوان جنگیدند. رستم و رخش زخمی شدند و سیمرغ درمانشان کرد و راز چوب گز را گفت. روز دیگر، تیر دوشاخهی گز به چشم اسفندیار نشست. اسفندیار در واپسین دم، پدرش را گناهکار دانست و پسرش بهمن را به رستم سپرد.
پرسشهای رایج
چرا اسفندیار را رویینتن میگویند؟
چون تنش زخم برنمیداشت؛ تنها چشمانش آسیبپذیر بود.
منابع
- شاهنامه، هفتخوان اسفندیار؛ داستان رستم و اسفندیار