سکوت امروز روستای کوچک گراند (Grand) منطقه ووژ فرانسه، چیزی از گذشته پررفت‌وآمد این مکان نشان نمی‌دهد. زیر خانه‌ها و زمین‌های روستا، بقایای شهری از دوران روم نهفته که آمفی‌تئاتری برای ۱۶ تا ۱۷ هزار تماشاگر و یکی از بزرگ‌ترین موزاییک‌های باستانی فرانسه را در خود جای داده بود.

تابستان ۲۰۲۶، کشف هزار مکعب کوچک استخوانی نام گراند را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت؛ تاس‌هایی به‌اندازه یک بند انگشت که شاید از بازی روزمره رومیان، صنعتی محلی یا تلاش مردم برای پیش‌بینی آینده حکایت کنند.

کاوشگران در محوطه گراند ژاردن، کنار بنایی که به باسیلیکای باستانی شهر شهرت دارد، ابتدا نزدیک به ۲۰۰ تاس یافتند. در جولای ۲۰۲۶ تعداد تاس‌های پیداشده از ۵۰۰ عدد گذشت و چند روز بعد، حفاری در بخشی دست‌نخورده در پایین‌دست محوطه حدود هزار مکعب استخوانی دیگر را آشکار کرد.

سرپرست کاوش می‌گوید معمولا در یک محوطه باستانی تنها ۱۰ یا ۱۵ تاس پیدا می‌شود؛ تراکم اشیای گران‌بها در جهان رومی نمونه‌ای استثنایی به شمار می‌رود.

چیزی نگذشت که شایعه‌ای در فضای اینترنت پیچید: «لاس‌وگاس را فراموش کنید؛ باستان‌شناسان هزار تاس در زیر یک شهر باستانی پیدا کردند.» البته تصویر یک کازینوی زیرزمینی رومی که در آن مردانی با رداهای پشمی زیر نور لرزان پیه‌سوزها بر سر سکه‌های برنزی شرط می‌بندند، جذابیتی سینمایی دارد.

شواهد باستان‌شناختی اما ماجرا را پیچیده‌تر می‌کنند. تاس‌ها شاید در یک پاتوق بازی روی زمین ریخته باشند، شاید محصول کارگاهی استخوان‌تراشی باشند و شاید برای پیشگویی یا ادای نذر به کار می‌رفتند. اتاقی کوچک با دیوارهای قرمز، سه تاس مدفون در شالوده، بقایای یک حوضچه و سکه‌های منقش به الهه بخت، هر سه احتمال را هم‌زمان زنده نگه می‌دارند.

کپی لینک

اتاقی با دیوارهای سرخ و سه تاس در شالوده

تاس‌های استخوانی (Bone Dice) باستانی روی زمین خاکی در یک اتاق با دیوارهای قرمز و زرد

ماجرای کاوش جدید پژوهشگران از پرسشی قدیمی آغاز شد. باستان‌شناسان در دهه ۱۹۶۰ بخش مرکزی گراند را حفاری کرده بودند، اما روش‌های ثبت آن دوران سوال‌های زیادی را بی‌پاسخ گذاشت. پروژه‌ای که از سال ۲۰۲۲ کلید خورد؛ می‌خواست بقایای حفاری‌های قبلی را دوباره مکان‌یابی و با روش‌های امروزی بررسی کند.

سرپرستی گروه را تیری دشزلپرتر، سرموزه‌دار ارشد موزه ملی باستان‌شناسی فرانسه، بر عهده گرفت.

کاوشگران ساختمانی را در حاشیه یکی از خیابان‌های اصلی شرقی‌غربی شهر بیرون آوردند. با گسترش محدوده حفاری در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، اتاقی به طول ۴٫۵ و عرض ۳٫۸ متر پدیدار شد؛ فضایی حدود ۱۷ مترمربع که ورودی‌اش رو به شرق باز می‌شد.

دیوارهای داخلی با نقاشی قرمز روی ازاره‌ای زرد تزیین شده بودند؛ آرایشی که با تصور یک انبار معمولی به‌سادگی جور درنمی‌آید.

در جهان باستان، دفن کردن اشیا در پی یک بنا اغلب معنایی آیینی و نمادین داشت

خاک اطراف اتاق در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۲۰۰ تاس پس داد. تا اواسط جولای ۲۰۲۶، گزارش‌ها از دست‌کم ۵۰۰ تاس حکایت داشتند و بعد، کاوش بخش پایین‌تر محوطه تعداد مکعب‌ها را از هزار فراتر برد. نکته‌ی مهم‌تر اینکه تاس‌ها صرفا اشیایی گم‌شده در کف کوچه نبودند. باستان‌شناسان سه عدد از تاس‌ها را مستقیما در شالوده و پی ساختمان قرمز پیدا کردند.

در جهان باستان، دفن کردن اشیا در پی یک بنا هنگام ساخت، اغلب معنایی آیینی و نمادین داشت و هویت ساختمان را به آن شیء گره می‌زد. هر اتفاقی که در این اتاق هفده‌متری می‌افتاد، احتمالا از روز نخست سنگ‌چینی با تاس‌ها پیوند خورده بود.

دشزلپرتر می‌گوید باستان‌شناسان در محوطه‌های معمولی شاید ۱۰ یا ۱۵ تاس پیدا کنند. در منطقه‌ی گراند، ابتدا صدها نمونه کنار یک ساختمان کوچک پیدا شد و سپس هزار قطعه دیگر در چند متری همان ساختمان بیرون آمد. چنین تراکمی به‌تنهایی کارکرد بنا را روشن نمی‌کند، اما توضیح ساده «چند وسیله بازی گم‌شده» را کنار می‌زند.

هر فرضیه‌ای باید توضیح دهد چرا این تعداد تاس در محدوده‌ای کوچک جمع شده و چرا سه عدد از آن‌ها هنگام ساخت بنا وارد پی ساختمان شده‌اند.

علاوه بر تاس‌ها، رد یک کانال آب در شمال ساختمان نیز تا حدود ۲۰ متر ادامه داشت. در مسیر کانال، دو بست و طوقه آهنی هنوز در جای اصلی خود باقی‌مانده بودند؛ قطعاتی که مهندسان رومی برای متصل‌کردن لوله‌های چوبی آب به کار می‌بردند. مسیر کانال هم به گودالی چهارگوش منتهی می‌شد که احتمالا زمانی حوضچه‌ای چوبی را در خود جای می‌داد.

در خاک اطراف اتاق و حوضچه، ترکیبی رنگارنگ از ردپای زندگی روزمره و آیینی به چشم می‌خورد، مانند میخ‌های ریز کفش‌های رومی، تکه‌های ظروف سفالی، استخوان حیوانات، سکه‌های برنزی، سنجاق‌های تزیینی لباس و تعداد زیادی سوزن استخوانی سوراخ‌دار.

کپی لینک

هنر استخوان‌تراشان باستان؛ تاس‌های دوره روم چگونه ساخته می‌شدند؟

تاس‌های استخوانی (Bone Dice) در حال تراشیدن توسط یک صنعتگر در فضای باز
تصویر بازسازی شده

تاس‌های گران باوجود عمر دوهزارساله‌شان برای چشم امروزی آشنا به نظر می‌رسند، چون با همان منطق طراحی شده‌اند که امروز در تاس‌های تخته‌نرد یا بازی‌های فکری روی میز دیده می‌شود. صنعتگران تاس‌ها را از استخوان متراکم حیوانات می‌تراشیدند و ضخامت قطعه خام تعیین می‌کرد محصول نهایی مکعبی هم‌قواره باشد یا شکلی تخت و کشیده پیدا کند.

صنعتگران رومی دو هزار سال پیش نیز از قانون «مجموع هفت در وجه‌های روبه‌رو» پیروی می‌کردند

به‌جای خال‌های توپر امروزی، اعداد روی این تاس‌ها با نقوشی به نام اوسل، به معنای چشمک حک شده‌اند؛ دو دایره ظریف متحدالمرکز با یک نقطه در میان که با چرخاندن یک مته یا پرگار فلزی نوک‌تیز روی سطح استخوان ایجاد می‌شد. شیارها احتمالا با ترکیب موم و زغال سیاه می‌شدند تا در نور کم چراغ روغنی روی زمینه روشن استخوان دیده شوند.

اعداد از همان الگوی رایج تاس‌های امروزی پیروی می‌کردند. مجموع اعداد دو وجه روبه‌رو همیشه هفت بود؛ ۱ مقابل ۶، ۲ مقابل ۵ و ۳ مقابل ۴. دوام این آرایش تا زمان ما باعث می‌شود تاس‌های گران به طرز عجیبی معاصر به نظر برسند. بااین‌حال بسیاری از قطعات به‌جای مکعب کامل، ضلع‌هایی با طول‌های متفاوت دارند.

چند مکعب صاف و بی‌شماره میان انبوه تاس‌ها دیده می‌شود. شاید نقش‌های رنگی آن‌ها از بین رفته باشد، اما احتمال دیگری هم وجود دارد. قطعات بی‌شماره می‌توانند تاس‌های نیمه‌تمام یک کارگاه باشند و همین نکته ما را به سه سناریوی اصلی باستان‌شناسان می‌رساند.

کپی لینک

قمارخانه، کارگاه یا معبد پیشگویی؛ در اتاق سرخ چه می‌گذشت؟

پولین هیلر، رابط فرهنگی سایت باستان‌شناسی گران، می‌گوید: «در حال حاضر نمی‌توانیم با قطعیت منشا دقیق تاس‌ها و پیامی را که برای ما دارند تفسیر کنیم.» بااین‌حال، شواهد میدانی سه فرضیه مشخص را پیش روی پژوهشگران قرار داده‌اند که هر کدام بخشی از پازل را توضیح می‌دهند.

فرضیه‌ی اول به کارگاه تولید تاس و استخوان‌تراشی اشاره می‌کند و شواهدی مثل کشف استخوان‌های حیوانی، سوزن‌های استخوانی سوراخ‌دار، تاس‌های بدون شماره (احتمالا نیمه‌کاره) و حضور کانال آب و حوضچه برای شست‌وشو و فرآوری استخوان نیز از این حدس پشتیبانی می‌کنند.

در مقابل دیوارهای رنگ‌شده و سه تاس مدفون در شالوده ساختمان، شانس فرضیه‌ی اول را پایین می‌آورند؛ نشانه‌هایی که از اهمیت خاص بنا خبر می‌دهند.

فرضیه‌ی دوم پیداشدن تاس‌ها را به تالار بازی و سرگرمی، یا همان پاتوق قمار نسبت می‌دهد. تاس‌بازی در سراسر جامعه روم، از دربار امپراتوران تا اردوگاه سربازان، رواج داشت و صفحه بازی هنوز روی سنگ‌فرش شماری از فضاهای عمومی رومی دیده می‌شود.

اتاق کشف‌شده‌ی گراند در حاشیه یک خیابان اصلی قرار داشت، میخ‌های کفش از رفت‌وآمد حکایت می‌کردند و سکه‌های برنزی هم می‌توانستند در بازی دست‌به‌دست شده باشند. بااین‌حال، انباشته‌شدن این‌همه تاس‌ها در یک نقطه با الگوی شناخته‌شده میخانه‌ها و اردوگاه‌ها تفاوت دارد.

عنوان «لاس‌وگاس رومی» از همین شواهد می‌آید؛ ولی سکه و رفت‌وآمد فقط به قمار اشاره نمی‌کنند. زائران، خریداران و کارکنان یک کارگاه نیز غالبا پول به همراه داشتند و کفش‌هایشان میخ بر جا می‌گذاشت. فرضیه‌ی قمارخانه شاید جذاب به‌نظر برسد، ولی هنوز همه‌ی شواهد آن را تایید نمی‌کنند.

محراب، سکه‌های فورتونا، حوضچه و تاس‌ها فرضیه‌ی نیایش را تقویت می‌کنند

و سرانجام سرنخ‌های مذهبی فرضیه سوم را پیش می‌کشند. به گفته دشزلپرتر، در همان محدوده دو قطعه از یک محراب سنگی و بخش بالایی نیایشگاهی کوچک را نیز پیدا کرده‌اند. شماری از سکه‌ها هم تصویر فورتونا (Fortuna)، الهه رومی بخت و سرنوشت را بر خود دارند.

محراب، سکه‌های فورتونا، حوضچه و تاس‌ها در کنار هم باعث شده‌اند سرپرست کاوش ارتباط مجموعه با نیایش را محتمل بداند؛ هرچند هیچ‌یک از سه فرضیه هنوز اثبات نشده‌اند.

البته در روم باستان بازی با تاس و قاپ‌بازی تنها راهی برای سرگرمی نبود، بلکه ابزاری مستقیم برای کلرومانتیا یا پیشگویی و استخاره با قرعه و تاس به شمار می‌رفت. زائری که به پیشگاه الهه فورتونا می‌آمد، می‌توانست چندین تاس را به طور هم‌زمان در حوضچه یا پای محراب پرتاب کند.

کاهنان یا متون راهنما بر اساس ترکیب اعدادی که در سمت بالا ظاهر می‌شدند، پاسخ الهه به سوال زائر را درباره شفایافتن از بیماری، سرانجام یک سفر تجاری یا بخت یک ازدواج تفسیر می‌کردند. در چنین جهانی مرز امروزی میان بازی، قمار و آیین چندان روشن نبود.

کشف بقایای محراب سنگی و سکه‌های الهه بخت از کارکرد چندگانه اتاق سرخ خبر می‌دهد

حتی ممکن است اتاق سرخ بیش از یک کارکرد داشته باشد؛ کارگاهی کنار فضای نیایش یا محلی برای بازی‌هایی که زیر حمایت یکی از خدایان انجام می‌شدند. گزارش رسمی کاوش هم هر سه احتمال را باز می‌گذارد؛ کارگاه ساخت تاس، نیایشگاه یا فضای بازی زیر حمایت یک الوهیت.

وجود تاس‌های بی‌شماره نیز در هر سناریو معنای متفاوتی پیدا می‌کند. در فرضیه‌ی کارگاه، این تاس‌ها محصولاتی نیمه‌کاره‌اند؛ در یک نیایشگاه، شاید شیئی نمادین یا نذری باشند و در محل بازی، باید توضیح دیگری برای حضورشان یافت.

باستان‌شناسان تلاش می‌کنند حقیقت گذشته را از خود استخوان‌ها دریابند. رد ابزار روی سطح، ساییدگی لبه‌ها و پراکندگی قطعات می‌تواند نشان دهد تاس‌ها پیش از دفن‌شدن چه مسیری را طی کرده‌اند.

کپی لینک

از لوح‌های طلاکوب زودیاک تا استخاره با تاس؛ پیشینه رازآلود شهر گراند

تئاتر رومی با سکوهای چوبی مدرن در فضای باز زیر آسمان ابری
نمای عمومی آمفی‌تئاتر گراندPY54 / Wikimedia Commons /CC BY-SA 4.0

گراند در دوران امپراتوری روم شهری معمولی در حاشیه جاده‌ها نبود؛ اینجا یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های مذهبی، درمانی و زیارتی در شمال غرب امپراتوری روم به شمار می‌رفت که حول پرستشگاه ایزد شفابخش سلتیک-رومی، آپولو گرانوس، شکل گرفته بود.

شکوه معماری این شهر زیارتی هنوز هم بینندگان را به شگفتی وامی‌دارد. آمفی‌تئاتر نیمه‌بیضی گراند با قطری حدود ۱۴۸ متر، گنجایش ۱۶ تا ۱۷ هزار تماشاگر را داشت تا زائران و شهروندان در آن به تماشای نبرد گلادیاتورها، نمایش حیوانات و جشن‌های آیینی بنشینند. باسیلیکای آن هم موزاییکی ۲۳۲ مترمربعی را در خود جای داده بود.

موزاییک‌های باستانی با طرح‌های هندسی در کف یک فضای تاریخی
موزاییک بزرگ گراندOT ouest Vosges / Wikimedia Commons

کشفی قدیمی‌تر نشان می‌دهد پیشگویی در این شهر جایگاهی واقعی داشت. باستان‌شناسان در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸، در عمق هشت‌متری یک چاه، نزدیک به ۲۰۰ قطعه عاج یافتند. قطعات عمدا شکسته و همراه اشیای دیگری در چاه رها شده بودند.

کشف لوح‌های زودیاک در کنار هزار تاس استخوانی نشان از تکیه‌ی زائران به ابزارهای پیشگویی دارد

پس از مرمت‌های طولانی مشخص شد عاج‌ها در اصل دو لوح تاشوی زودیاک بوده‌اند؛ آثاری قابل‌حمل با تصویر خورشید، ماه، نشانه‌های دوازده‌گانه و ۳۷ ایزد ستاره‌ای که زمانی با رنگ‌های سرخ، سیاه و زرد و ورقه طلا تزیین شده بودند.

لوح‌ها برای دیدن طالع، اخترشناسی پزشکی و احتمالا برخی اعمال جادویی به کار می‌رفتند. رابطه مستقیمی میان این آثار و تاس‌های اتاق قرمز ثابت نشده، اما حضور هر دو در گراند زمینه‌ی فرهنگی مهمی برایش فراهم می‌کند.

ساکنان و مراجعان شهر برای تصمیم‌گیری درباره آینده به روش‌های گوناگونی روی می‌آوردند؛ بعضی پاسخ را در حرکت اجرام آسمانی جست‌وجو می‌کردند و بعضی شاید در عددی که روی استخوان ظاهر می‌شد. همین سابقه، کاربرد تاس‌ها در پیشگویی را از حدسی خیال‌انگیز به فرضیه‌ای قابل‌بررسی تبدیل می‌کند.

کپی لینک

تقلب در بازی یا تسلیم در برابر اراده خدایان؛ چرا شکل نامتقارن تاس‌ها مهم نبود؟

بسیاری از تاس‌های رومی، برخلاف تاس‌های دقیق و متقارن امروزی، کشیده یا نامنظم‌اند. چنین شکلی احتمال فرودآمدن روی وجه‌های پهن‌تر را بالا می‌برد و در بسیاری از نمونه‌ها، اعداد ۱ و ۶ روی همین دو وجه قرار گرفته‌اند.

آیا رومی‌های باستان قماربازانی متقلب بودند که با دست‌کاری شکل تاس، شانس آمدن اعداد خاصی را بالا می‌بردند؟ یا اینکه صنعتگران رومی از درک هندسه ساده یک مکعب عاجز بودند؟ پژوهشی در سال ۲۰۲۲ توضیح دیگری برای شکل تاس‌ها ارائه داد.

تاس‌های استخوانی باستانی در سه شکل مکعبی، تخت و کشیده
springer /Jelmer W. Eerkens/Alex de Voogt /CC BY 4.0

جلمر ایرکنز از دانشگاه کالیفرنیا دیویس و الکس دو وگت، پژوهشگر بازی‌های باستانی، ۲۸ تاس دوره روم را از ۱۳ محوطه در هلند بررسی کردند. ۲۴ نمونه به‌وضوح نامتقارن بودند و در افراطی‌ترین موارد، بلندترین ضلع بیش از ۵۰ درصد از کوتاه‌ترین ضلع بلندتر بود.

پژوهشگران قطعات استخوانی و پلاستیکی با ابعاد نامتقارن مشابه تاس‌های رومی را به گروهی از داوطلبان دادند که هیچ اطلاعی از فرضیه پژوهش نداشتند، و از آن‌ها خواستند اعداد ۱ تا ۶ را طبق قانون «جمع دو وجه مقابل برابر با هفت» روی تاس‌ها علامت بزنند.

بیشتر افراد حکاکی را با عدد ۶ روی بزرگ‌ترین و پهن‌ترین سطح استخوان شروع کردند، چون شش خال بیشترین جا را می‌خواست و عدد ۱ نیز ناگزیر روی وجه مقابل قرار می‌گرفت. طبیعتا در این حالت تاس نامتقارن بیشتر روی همان سطوح یک و شش می‌نشست و در نتیجه شانس بهترین و بدترین پرتاب را هم‌زمان بالا می‌برد.

احتمالا از نگاه رومیان باستان، دست پنهان الهه بخت و سرنوشت، عدد نهایی پرتاب را تعیین می‌کرد

رومیان عدد ۶ را به ونوس نسبت می‌دادند و آن را پرتابی خوش‌یمن می‌دانستند؛ عدد یک هم در سوی دیگر طیف قرار داشت. این الگو با تاسی که عامدانه برای برد یک بازیکن ساخته شده باشد، سازگار نیست.

نتیجه پژوهش این بود که جانمایی ۱ و ۶ احتمالا از محدودیت ماده اولیه و عادت سازنده ناشی می‌شد، نه نقشه‌ای برای تقلب. نامتقارن‌بودن تاس‌ها البته بر نتیجه پرتاب اثر می‌گذاشت، اما کاربران رومی ظاهرا مکعب کاملا متقارن را برای کارکرد تاس ضروری نمی‌دانستند.

پژوهشگران استدلال می‌کنند که مردم باستان نتیجه را بیش از آنکه محصول احتمال ریاضی بدانند، به بخت و سرنوشت نسبت می‌دادند.

برداشت پژوهشگران تا حد زیادی معمای گراند را توضیح می‌دهد. تاسی که هم وسیله بازی بود و هم می‌توانست اراده‌ی خدایان را آشکار کند، لازم نبود مانند ابزار کازینوهای مدرن منصفانه طراحی شود. در ذهن کسی که نتیجه را پیام فورتونا می‌دید، کجی استخوان مانعی بر سر راه سرنوشت نمی‌شد.

از سوی دیگر نظریه احتمال نیز هنوز به زبان ریاضی دوران جدید صورت‌بندی نشده بود و بازیکن رومی جهان را با دستگاه فکری دیگری توضیح می‌داد.

کپی لینک

پرونده‌ای که تابستان آینده ادامه پیدا می‌کند

امروز، بخش عمده‌ای از بیش از هزار تاسی که در تابستان ۲۰۲۶ از دل خاک گراند بیرون آمده‌اند، برای پاک‌سازی، شمارش دقیق و بررسی‌های میکروسکوپی به آزمایشگاه‌ها منتقل شده‌اند، درحالی‌که نمونه‌هایی از دویست تاس کشف‌شده در سال ۲۰۲۴ در تالار موزاییک گراند به نمایش درآمده‌اند تا بازدیدکنندگان از نزدیک چشمک‌های سیاه موم و زغال را بر استخوان‌های دوهزارساله تماشا کنند.

آیا باستان‌شناسان در بررسی‌های آزمایشگاهی رد سایش ناشی از هزاران بار پرتاب‌شدن را بر لبه‌های این تاس‌ها خواهند یافت، یا تیزی لبه‌ها گواهی می‌دهد که این مکعب‌ها مستقیما از میز کارگاه استخوان‌تراشی به پیشگاه محراب فورتونا تقدیم شده‌اند؟ و راز آن تاس‌های سفید و بی‌شماره چیست؟

تیری دشزلپرتر و تیمش قصد دارند تابستان آینده به گراند بازگردند و لایه‌های عمیق‌تر حوضچه چوبی و پیرامون ساختمان قرمز را کاوش کنند. حفاری حوضچه نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر تاس‌ها عمدا در آب انداخته شده باشند، پراکندگی و لایه‌های رسوب می‌تواند از رفتار آیینی خبر دهد و اگر همراه ضایعات استخوان و قطعات نیمه‌ساخته انباشته شده باشند، فرضیه کارگاه قدرت می‌گیرد.

تا آن زمان، نسبت‌دادن اتاق قرمز به کازینو، کارگاه یا نیایشگاه در حد فرضیه باقی می‌ماند و شاید سرانجام مشخص شود دو یا سه فرضیه درست‌اند. هزار تاس استخوانی گراند از جهانی آمده‌اند که در آن بازی و نیایش، پول و نذر، تصادف و سرنوشت روی سطح یک مکعب کوچک به هم می‌رسیدند.