به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، بازسازی امید در ایران به پاسخگویی نهادها، بهبود شرایط زندگی و تجربه ملموس اثرگذاری مردم نیاز دارد.

امید اجتماعی را نمی‌توان با دعوت مردم به مثبت‌اندیشی یا تکرار وعده‌های امیدوارکننده تقویت کرد. هنگامی که تجربه‌های روزمره از بی‌اثر بودن کنش‌ها، شنیده‌نشدن مطالبات و دشواری برنامه‌ریزی برای آینده حکایت دارد، بازسازی امید به تغییر شرایطی نیاز دارد که امکان اثرگذاری شهروندان را محدود کرده است.

در نشستی که بتازگی با موضوع بررسی وضعیت امید اجتماعی در ایران در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، دو پژوهشگر با تکیه بر یافته‌های مطالعات خود، از ضرورت بازاندیشی در مفهوم امید و فاصله‌گرفتن از رویکردهای شعاری در سیاست‌گذاری اجتماعی سخن می‌گفتند.


دکتر انسیه جلالوند، جامعه‌شناس از دانشگاه خوارزمی با تشریح یافته‌های پژوهش خود، امید را نه صرفا انتظار برای بهترشدن اوضاع، بلکه افقی از امکان و عاملیت دانست یعنی فرد علاوه بر تصور آینده‌ای متفاوت، بتواند برای شکل‌گیری آن نیز نقشی قائل باشد.
دکتر مهدی مالمیر جامعه شناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی نیز در ارائه‌ای با عنوان «بازسازی امید در جامعه؛ وضعیت موجود و راهکارها» به بررسی روند رضایت اجتماعی، اعتماد نهادی و چشم‌انداز آینده پرداخت و پیشنهادهایی برای تقویت امید اجتماعی مطرح کرد.


آنچه می‌خوانید ماحصل دیدگاه‌های این دو کارشناس درباره «وضعیت امید اجتماعی» است.


امید فقط انتظار برای آینده بهتر نیست


دکتر جلالوند، جامعه‌شناس با اشاره به این که در کنار بی‌اعتمادی، نااطمینانی و دشواری برنامه‌ریزی برای آینده، همچنان نشانه‌هایی از مراقبت، حفظ روابط، همکاری و احساس مسئولیت در جامعه دیده می‌شود، می‌گوید نمی‌توان وضعیت امید را صرفا با دوگانه امیدواری و ناامیدی توضیح داد.


او می‌گوید: باید بررسی کرد امید در کدام عرصه‌ها شکل می‌گیرد، در کدام حوزه‌ها فرسوده می‌شود و چه تجربه‌هایی می‌توانند آن را دوباره فعال کنند. ممکن است افراد، امکان اثرگذاری بر تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی را محدود ببینند اما در زندگی روزمره، حفظ خانواده، حمایت از دیگران یا مشارکت در فعالیت‌های محلی همچنان کنشگر باشند.


این پژوهشگر تاکید می‌کند: امید در عرصه‌های مختلف زندگی نوسان دارد و عقب‌نشینی افراد از یک حوزه لزوما به معنای ازبین‌رفتن میل به اثرگذاری در همه ابعاد زندگی آنان نیست. حتی در شرایط دشوار نیز ممکن است مسئولیت‌پذیری و تلاش برای حفظ پیوندهای اجتماعی ادامه داشته باشد.


شنیده‌شدن مردم؛ شرط بازسازی امید


دکتر جلالوند با تاکید بر این که امید اجتماعی با شعار و تبلیغ ساخته نمی‌شود، می‌گوید: تجربه مکرر تلاش‌های بی‌نتیجه و بی‌پاسخ‌ماندن مطالبات می‌تواند احساس اثرگذاری را در افراد تضعیف کند. یکی از مهم‌ترین راه‌های مقابله با این روند، به رسمیت شناختن شهروندان و فراهم‌کردن امکان شنیده‌شدن صدای آنان است. صرف فراهم‌کردن تریبون کافی نیست؛ مطالبات و پیشنهادهای مردم باید شنیده شوند، پاسخ بگیرند و در صورت لزوم به اصلاح تصمیم‌ها بینجامند.


او دانشگاه‌ها، شهرداری‌ها، محیط‌های کاری و نهادهای محلی را از جمله عرصه‌های مناسب برای ایجاد چنین سازوکارهایی می‌داند و بر تقویت انجمن‌های حرفه‌ای، دانشگاهی، محلی و گروه‌های داوطلبانه تاکید می‌کند.


این پژوهشگر اعتقاد دارد مشارکت واقعی در پروژه‌های محلی، فعالیت‌های زیست‌محیطی و برنامه‌های جمعی می‌تواند به مردم نشان دهد که همکاری و کنشگری همچنان اثرگذار است. همچنین صداقت نهادها در مواجهه با بحران‌ها را ضروری می‌داند و تاکید می‌کند مشکلات نباید انکار شوند؛ وعده‌ها باید قابل سنجش باشند و در صورت شکست تصمیم‌ها، امکان پذیرش خطا و اصلاح آن‌ها وجود داشته باشد.


دکتر جلالوند با اشاره به ضرورت گفت‌وگو درباره آینده می‌گوید مردم باید بتوانند درباره جامعه مطلوب خود صحبت کنند و در ساختن آن سهم داشته باشند. به اعتقاد او، بازسازی امید بیش از دعوت مردم به امیدواربودن، به فراهم‌کردن تجربه‌های واقعی دیده‌شدن و اثرگذاری نیاز دارد.


امید اجتماعی فراتر از امید فردی است


دکتر مهدی مالمیر، امید اجتماعی را نوعی چسب اجتماعی می‌داند که می‌تواند اعضای جامعه را به یکدیگر پیوند دهد و از انفعال سرمایه‌های انسانی جلوگیری کند. امید جمعی، صرفا حاصل جمع امیدهای فردی نیست، بلکه به اعتماد متقابل، حمایت اجتماعی، احساس تعلق مشترک و امکان همکاری برای دستیابی به اهداف جمعی وابسته است.


این پژوهشگر در توضیح ابعاد مختلف امید، به تمایز میان امید فردی و جمعی، امید واقع‌بینانه و موهوم، امید معطوف به آینده و گذشته و همچنین امید کوتاه‌مدت و بلندمدت اشاره می‌کند. به گفته او، امید واقع‌بینانه باید بر شناخت امکانات و محدودیت‌های موجود تکیه داشته باشد و به کنش و حرکت منجر شود. در مقابل، امیدی که پشتوانه‌ای در واقعیت ندارد، ممکن است به تصوری دست‌نیافتنی تبدیل شود.


مالمیر بر ضرورت توجه همزمان به نیازهای روزمره و چشم‌انداز بلندمدت تاکید می‌کند و می‌گوید: جامعه در کنار تجربه‌های مثبت زندگی روزانه، به تصویری روشن از آینده و امکان تغییرات پایدار نیاز دارد.


این پژوهشگر در تشریح نسبت امید و ترس نیز تاکید می‌کند که این دو الزاما یکدیگر را نفی نمی‌کنند. افراد ممکن است همزمان نگران آینده باشند و همچنان برای بهبود شرایط تلاش کنند. از این منظر، وجود نگرانی و نارضایتی در جامعه به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره فقدان امید کافی نیست؛ بلکه باید دید افراد تا چه اندازه امکان تغییر شرایط را برای خود و جامعه متصورند.


او همچنین به تفاوت میان امید به آینده و امید به گذشته اشاره می‌کند. در برخی شرایط، افراد، آینده مطلوب را در بازگشت به دوره‌ای می‌بینند که در حافظه جمعی، شرایط بهتری داشته است. شناخت این تصورات و انتظارات می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا دریابند مردم چه چیزهایی را از دست‌رفته می‌دانند و چه مولفه‌هایی را برای ساختن آینده مطلوب ضروری می‌شمارند.


کاهش رضایت اجتماعی و نگرانی از آینده


مالمیر با اشاره به داده‌های پیمایش‌های ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، از کاهش برخی شاخص‌های رضایت اجتماعی و ارزیابی مردم از آینده سخن می‌گوید.


او توضیح می‌دهد که امید اجتماعی را می‌توان با مولفه‌هایی مانند اعتماد اجتماعی و ارزیابی افراد از کارایی نهادها مرتبط دانست. هنگامی که مردم عملکرد نهادها را موثر بدانند و آثار آن را در زندگی خود ببینند، امکان شکل‌گیری چشم‌اندازی امیدوارکننده‌تر فراهم می‌شود.
به گفته این جامعه‌شناس، در داده‌های مورد اشاره، میزان رضایت اجتماعی از حدود ۷۶ از ۱۰۰ در سال ۱۳۷۹ به حدود ۴۹٫۸ در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. همچنین سهم نارضایتی اجتماعی در همین بازه زمانی افزایش نشان می‌دهد. این پژوهشگر با اشاره به کاهش ارزیابی مثبت مردم از آینده اقتصادی و اخلاقی جامعه، این روندها را از نشانه‌های ضرورت توجه جدی‌تر به وضعیت امید اجتماعی می‌داند.


او همچنین کاهش سهم طبقه متوسط و افزایش شمار افرادی که موقعیت اقتصادی خود را در طبقات پایین‌تر ارزیابی می‌کنند را از جمله روندهای نگران‌کننده برمی‌شمارد. به اعتقاد او، دشوارشدن تحرک اقتصادی و محدودشدن فرصت‌های پیشرفت می‌تواند تصور آینده‌ای بهتر را تضعیف کند.


این پژوهشگر تاکید می‌کند که کاهش امید را نمی‌توان جدا از تحولات اقتصادی و اجتماعی بررسی کرد. هنگامی که افراد با دشواری تامین معیشت، محدودشدن فرصت‌های پیشرفت و کاهش امکان برنامه‌ریزی برای آینده روبه‌رو می‌شوند، فاصله میان خواسته‌ها و واقعیت زندگی افزایش می‌یابد. این فاصله می‌تواند به نارضایتی از وضعیت موجود و تضعیف اعتماد به امکان تغییر منجر شود.


او هشدار می‌دهد که تداوم ناامیدی می‌تواند انتظارات مردم از تغییر را نیز دگرگون کند؛ به‌گونه‌ای که اگر راه‌های تدریجی و اصلاحی نتیجه‌بخش به نظر نرسند، مطالبات بنیادی‌تر تقویت شوند.


مالمیر تاکید می‌کند که برای ارزیابی دقیق این وضعیت، صرف اتکا به میانگین‌های ملی کافی نیست؛ زیرا تجربه گروه‌های مختلف جامعه یکسان نیست و عواملی مانند سن، موقعیت اقتصادی، محل زندگی و دسترسی به فرصت‌ها می‌توانند برداشت افراد از آینده را تغییر دهند.


پروژه‌های کوچک، نتیجه‌های ملموس


این پژوهشگر برای بازسازی امید اجتماعی، سنجش مستمر وضعیت امید و شناسایی عوامل فرساینده آن را ضروری می‌داند و می‌گوید سیاست‌گذاران باید مسائل روزمره‌ای را که به نارضایتی و احساس محدودیت دامن می‌زنند، جدی بگیرند.


او اجرای پروژه‌های کوچک و متوسط اما ملموس را یکی دیگر از راهکارها می‌داند و بیان می‌کند که مردم امید را از تجربه‌های واقعی می‌فهمند، نه صرفا از شنیدن وعده‌ها. فراهم‌کردن امکان راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک، مشارکت در فعالیت‌های جمعی و تجربه موفقیت در زندگی روزمره می‌تواند آثار کنشگری را برای افراد آشکار کند و زمینه امید به تغییرات بزرگ‌تر را فراهم آورد.مالمیر همچنین اظهار می‌کند که میانگین‌های کلی، تفاوت تجربه گروه‌های اجتماعی را پنهان می‌کنند. ازاین‌رو، شناخت نیازها و انتظارات گروه‌های مختلف از نظر سن، جنسیت، طبقه و محل زندگی برای طراحی سیاست‌های موثر ضروری است.


او بر ضرورت ایجاد محیط‌های امن و فراگیر برای کنشگری اجتماعی نیز تاکید می‌کند و ادامه می‌دهد که شناسایی تجربه‌های موفق، معرفی الگوهای امیدبخش و فراهم‌کردن فرصت مشارکت در فعالیت‌های جمعی می‌تواند به تقویت احساس توانمندی در جامعه کمک کند. همکاری میان نهادهای دولتی و گروه‌های اجتماعی نیز در صورتی که به مشارکت واقعی و نتایج قابل مشاهده منجر شود، می‌تواند اعتماد و همبستگی را افزایش دهد.


همبستگی در گرو مشارکت واقعی


در بخش پرسش و پاسخ نشست، موضوعاتی مانند مهاجرت جوانان، تفاوت تجربه امید در مناطق مختلف کشور و نسبت میان نارضایتی و امید مطرح می‌شود.


دکتر جلالوند در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت‌های منطقه‌ای، بر ضرورت بررسی تجربه‌های اجتماعی در بسترهای فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی متفاوت تاکید می‌کند و می‌گوید نمی‌توان نتایج یک پژوهش را بدون بررسی‌های تکمیلی به همه مناطق تعمیم داد.
مالمیر نیز با اشاره به اهمیت شرایط اقتصادی و اجتماعی می‌گوید دسترسی به فرصت‌ها و فاصله میان انتظارات و واقعیت می‌تواند بر رضایت و امید افراد اثر بگذارد. به گفته او، سطح امید را نمی‌توان تنها بر اساس میزان برخورداری اقتصادی یک منطقه سنجید؛ زیرا انتظارات مردم، شبکه‌های حمایتی و میزان همبستگی اجتماعی نیز در ارزیابی آنان از زندگی نقش دارد.


او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره مهاجرت، به نتایج پیمایشی درباره آرزوهای جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله اشاره می‌کند که بر اساس توضیحات ارائه‌شده، حدود ۳۹ درصد پاسخگویان، تمایل متوسط تا خیلی زیاد به مهاجرت دارند. رفاه، امکانات مادی و چشم‌انداز آینده از جمله دلایل مطرح‌شده در این بخش است.


در ادامه نشست، بر این نکته تاکید می‌شود که اعتراض و نارضایتی لزوما نشانه فقدان امید نیست؛ زیرا فرد ممکن است از شرایط موجود ناراضی باشد، اما همچنان خواهان تغییر و دستیابی به وضعیتی بهتر بماند.


مالمیر همچنین با اشاره به شرایط بحران و جنگ، استفاده از ظرفیت‌های تخصصی کشور، شفافیت در تصمیم‌گیری و توضیح صادقانه درباره عملکرد نهادها را ضروری می‌داند و می‌گوید کنارگذاشتن گروه‌های متخصص و تداوم رفتارهای تفرقه‌افکن می‌تواند همبستگی اجتماعی را تضعیف کند.مباحث این نشست نشان می‌دهد که بازسازی امید اجتماعی به وعده‌های بزرگ نیاز ندارد، بلکه از تجربه‌های ملموس، اعتماد، پاسخگویی و مشارکت واقعی شکل می‌گیرد. مردم زمانی می‌توانند آینده را قابل تغییر بدانند که آثار تلاش‌های خود را ببینند و خود را نه تماشاگر تحولات، بلکه یکی از سازندگان آینده جامعه احساس کنند.