همشهری- عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران: کمتر از یک ماه پیش در یادداشتی برای روزنامه همشهری با عنوان «وظیفه ما نیست!» نوشتم که تهران در روزهای سخت باید «پناه مردمش» باشد؛ حتی اگر برای کاستن از مشکلات، لازم باشد مسئولیتهایی فراتر از وظایف متعارف شهرداری برعهده بگیرد. اما همانجا تاکید کردم که پذیرش مسئولیتهای بیشتر، هرگز نباید بهانهای برای کوتاهی در وظایف اصلی مدیریت شهری شود. امروز که ۲طرح بزرگ «تورم صفر» و «چشمروشنی» با استقبال مردم و بازتاب گسترده رسانهای همراه شده، یادآوری این نکته اهمیت بیشتری دارد: همانقدر که کاهش فشار معیشتی و حمایت از خانوادهها ضروری است، توسعه حملونقل عمومی، تکمیل زیرساختها و ساختن شهری بهتر برای زندگی همین خانوادهها نیز مسئولیتی تعطیلناپذیر است. اما در روزهایی که جنگ و فشارهای اقتصادی میتوانست بهانهای برای توقف پروژههای توسعهای باشد، ساختن تهران چه شد؟ پاسخ را باید در خود شهر جستوجو کرد؛ در پروژههایی که طی همین ماهها به بهرهبرداری رسیدهاند و کارگاههایی که همچنان فعالند.
ساختن تهران متوقف نشد
فاز نخست آزادراه شهید شوشتری به طول بیش از ۹ کیلومتر، پس از سالها انتظار به بهرهبرداری رسید. در مردادماه نیز ۷پروژه عمرانی و ترافیکی به ارزش حدود ۳هزار میلیارد تومان افتتاح شد؛ ازجمله زیرگذر میدان سپاه و چند پل و تقاطع که بنا بر برآوردهای مدیریت شهری، میتوانند دهها کیلومتر از پیمایشهای اضافی خودروها بکاهند. در آخرین روزهای شهریورماه نیز امتداد غربی بزرگراه یادگار امام به میدان فتح رسید؛ پروژهای پیچیده و طولانی که بخشی دیگر از شبکه ارتباطی پایتخت را تکمیل کرد. همین روز گذشته، پل روگذر میدان توحید نیز به این فهرست اضافه شد؛ پروژهای به طول ۵۵۴متر و با ارزش روز بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان که با افتتاح آن، دسترسی مستقیم خیابان ستارخان به بزرگراه شهید چمران فراهم شد. اهمیت این پروژه را باید در تاثیر آن بر روانسازی ترافیک غرب تهران جستوجو کرد؛ همانطور که زیرگذر میدان سپاه در مردادماه، گامی برای رفع یکی از گرههای ترافیکی شرق تهران بود. این دو پروژه در دو سوی پایتخت، نمونههایی از یک رویکرد مشترکند: اصلاح شبکه معابر و کاهش اتلاف وقت شهروندان در رفتوآمدهای روزانه.
در همین ماهها، دهها پروژه عمرانی، خدماتی، ورزشی و فرهنگی در مناطق مختلف تهران نیز به بهرهبرداری رسیده است؛ از ۲۳پروژه در منطقه۲۰ و شهرری تا ۵۸پروژه در منطقه۲. گاهی افتتاح یک مجموعه ورزشی کوچک، بازگشایی یک مسیر محلی یا ایجاد یک بوستان، در زندگی روزمره ساکنان یک محله اثری محسوستر از پروژهای بزرگ و پرهزینه دارد. ملاک نهایی، تغییری است که هر پروژه در زندگی مردم ایجاد میکند.
آینده تهران در اعماق زمین
در حملونقل عمومی نیز برنامه توسعه ادامه داشته است؛ بهطوریکه در این دوره مدیریت شهری، کارنامه توسعه مترو به ۴۱کیلومتر مسیر و ۲۲ ایستگاه جدید رسیده و با بهرهبرداری از ایستگاههای در دست تکمیل، ازجمله ایستگاه میدان حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، این رقم بهزودی افزایش خواهد یافت. اما بخش مهمی از آینده تهران، همین حالا دور از چشم شهروندان و در اعماق زمین در حال ساختهشدن است. درحالیکه زندگی روزمره بر سطح شهر جریان دارد، کارگاههای زیرزمینی مترو برای احداث ۴خط جدید ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ فعالند؛ طرحی عظیم برای افزودن حدود ۱۷۵کیلومتر مسیر ریلی و ۱۳۰ایستگاه جدید به شبکه پایتخت.
در بخشهایی از این پروژه، دستگاههای حفار مکانیزه در عمق زمین مشغول پیشرویاند و در بخشهای دیگر، عملیات احداث ایستگاهها و آمادهسازی مسیرها ادامه دارد. این کارگاهها یادآور یک واقعیت مهم است: ساختن تهران به پروژههایی که امروز افتتاح میشود محدود نیست؛ بخش بزرگی از شهر فردا، امروز در حال شکلگرفتن است.
در ناوگان اتوبوسرانی نیز ورود ۳۱دستگاه اتوبوس دوکابین دیگر در شهریورماه، در ادامه ورود و فعالیت ۱۰۱ دستگاه پیشین، بخشی از برنامه تقویت ناوگان است. این اقدامات بهمعنای حل مشکلات انباشته حملونقل تهران نیست اما نشان میدهد که حتی در شرایط جنگی نیز توسعه زیرساختهای شهر متوقف نشده است.
در کنار اینها پروژههایی مانند بام ری، فاز دوم روددره فرحزاد، بخشهای جدید بزرگراه شهید امیر موسوی (دوگاز سابق) و ایستگاههای در دست تکمیل مترو نیز در برنامه بهرهبرداری قرار دارد؛ بهطوریکه براساس گزارش معاونت برنامهریزی شهرداری تهران، در سال۱۴۰۵ بیش از ۶۳۰۰ پروژه در برنامه اجرایی مدیریت شهری قرار گرفته و شاخص تحقق برنامه زمانبندی آنها تا شهریورماه به ۱۰۳درصد رسیده است؛ شاخصی که نشاندهنده میزان پیشرفت نسبت به برنامه مصوب است، نه تعداد پروژههای تکمیلشده.
شهر فقط پل و بزرگراه نیست
اما ساختن تهران فقط به احداث پل، بزرگراه و ایستگاه مترو محدود نمیشود. شهر، پیش از آنکه مجموعهای از ساختمانها و خیابانها باشد، محل زندگی جمعی مردم است. حفظ امکان حضور اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی در شرایط جنگی نیز بخشی از مسئولیت اداره شهر به شمار میرود. از اینرو حضور مستمر و شبانه مردم در میدانها و فضاهای عمومی پس از آغاز جنگ، یکی از مهمترین این تجربههاست؛ اجتماعاتی که بیش از ۲۲۰ شب متوالی ادامه یافته و تامین خدمات، ایمنی و زیرساختهای لازم برای آنها، به عملیاتی مستمر در مدیریت شهری تبدیل شده است؛ چنانکه در مراسم بدرقه و تشییع رهبر شهید نیز تهران مسئولیت بزرگی در میزبانی از جمعیت گسترده مردم داشت. ساماندهی مسیرهای دسترسی، آمادهسازی ظرفیتهای اسکان، حملونقل، خدمات شهری و پشتیبانی از شرکتکنندگان، بخشی از وظایفی بود که مدیریت شهری در کنار سایر دستگاهها بر عهده گرفت. علاوه بر اینها اربعین امسال نیز عرصه دیگری از این خدمترسانی بود؛ از پشتیبانی زائران در مسیرهای زیارتی و پایانههای مرزی تا فراهمکردن امکانات گسترده برای پیادهروی جاماندگان اربعین در تهران. همه این رویدادها نشان دادند که اداره شهر در شرایط جنگی، فقط حفظ خدمات روزمره نیست؛ باید ظرفیت شهر برای زندگی اجتماعی و حضور جمعی مردم نیز حفظ شود.
سپر معیشتی در برابر جنگ اقتصادی دشمن
اینها در شرایطی است که آمریکا جنگ اقتصادی و فشار همهجانبه علیه ایران را تشدید کرده و محاصره اقتصادی را در کنار تهدیدهای نظامی پیش میبرد. معنای ادامه زندگی و توسعه در کشور متفاوت شده است. ترامپ از محاصره و فشار بر مسیرهای ارتباطی و تجاری ایران سخن میگوید و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، حتی برای فروپاشی اقتصاد ایران زمان تعیین میکند. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی فقط یک مسئله مالی نیست؛ زندگی روزمره خانوادهها و احساس اطمینان آنان به آینده را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. در همین چارچوب است که شهردار تهران در گفتوگوی ویژه خبری، طرح «تورم صفر» را «سپر معیشتی در برابر جنگ اقتصادی دشمن» توصیف کرد؛ چراکه در کنار تلاش برای کاهش فشار معیشتی، استمرار ساختوساز، توسعه حملونقل عمومی و افتتاح پروژههای شهری نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا نشان میدهد با وجود محدودیتها و فشارها، برنامهریزی برای آینده شهر ادامه دارد.
افتتاح پروژهها در میانه جنگ
در روزهای عادی، افتتاح یک پروژه، خبر توسعه شهر است و در روزهای سخت، خبر ادامه زندگی است؛ چراکه امید اجتماعی را نمیتوان صرفا با سخنرانی و وعده ایجاد کرد. مردم باید نشانههای پیشرفت را در زندگی واقعی خود ببینند؛ از بازشدن یک گره ترافیکی و ورود اتوبوس تازهنفس به ناوگان تا تکمیل پروژهای که سالها منتظر آن بودهاند. هیچکدام از این اقدامات بهتنهایی مشکلات اقتصادی و اجتماعی را برطرف نمیکند، اما هر پیشرفت ملموس میتواند دلیلی برای باور به امکان تغییر و بهبود باشد. از این منظر، تابآوری یک شهر فقط بهمعنای حفظ خدمات حداقلی در شرایط بحران نیست. شهر تابآور باید بتواند در همان شرایط دشوار، ظرفیت ساختن، اصلاحکردن و حرکت بهسوی آینده را نیز حفظ کند.
سربازان جبهه امید
این مسئولیت البته منحصر به شهرداری نیست. در سراسر کشور، کارگران، معلمان، پزشکان، پرستاران، تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی و کارکنان دستگاههای مختلف، هر یک با حل مسئلهای از زندگی مردم، میتوانند سهمی در حفظ امید اجتماعی داشته باشند. برمیگردم به یادداشت «وظیفه ما نیست!» که نوشتم؛ تهران در روزهای عادی باید خوب اداره شود و در روزهای سخت، پناه مردمش باشد. حالا میخواهم جملهای به آن اضافه کنم: پناه مردم بودن فقط کاستن از رنج امروز نیست؛ ساختن امید به فرداست و آنها که در میانه جنگ و دشواری، چراغ کارگاههای عمرانی را روشن نگه میدارند تا ساختن شهر متوقف نشود، زندگی همچنان جریان داشته باشد و امید به فردای بهتر زنده بماند، فقط سربازان توسعه تهران نیستند؛ آنها سربازان جبهه امیدند.






