به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اهمیت سلوک اخلاقی را باید در آثار عمیق و ماندگار آن بر زندگی فردی و اجتماعی جستوجو کرد. اخلاق نیک از یکسو زمینه رشد معنوی، تقویت شخصیت و تعالی انسان را فراهم میکند و از سوی دیگر، با تحکیم روابط انسانی، به انسجام و سلامت جامعه یاری میرساند.
بنابر روایت پرسمان، آثار و برکات اخلاق نیک در منابع دینی گسترده است و در این نوشتار، به مهمترین آنها اشاره میشود.
۱. خوشاخلاقی؛ عاملی برای گشایش روزی
در آموزههای اسلامی، خوشخلقی یکی از عوامل موثر در گشایش روزی و بهبود روابط انسانی معرفی شده است. امام صادق(ع) میفرمایند: «حسن الخلق من الدین وهو یزید فی الرزق»؛ خوشخلقی بخشی از دین است و روزی را افزایش میدهد.[۱] همچنین در روایتی آمده است: «من ساء خلقه ضاق رزقه»؛ هر کس بدخلق باشد، روزیاش تنگ میشود.[۲]
خوشاخلاقی با ایجاد روابط مثبت و سازنده، زمینه اعتماد متقابل را تقویت میکند. افرادی که با احترام، حسن نیت و مسئولیتپذیری با دیگران رفتار میکنند، معمولا از اعتماد بیشتری در روابط اجتماعی و حرفهای برخوردار میشوند. چنین اعتمادی میتواند به شکلگیری همکاریهای موثر، گسترش ارتباطات و فراهمشدن فرصتهای شغلی و اقتصادی کمک کند.
از سوی دیگر، پایبندی به اصول اخلاقی، احتمال گرایش به رفتارهایی مانند تقلب، فریبکاری و کلاهبرداری را کاهش میدهد و میتواند زمینه ثبات و پایداری فعالیتهای اقتصادی را فراهم سازد.
بر این اساس، خوشاخلاقی افزون بر آنکه فضیلتی اخلاقی و عاملی برای رشد معنوی انسان است، در زندگی اجتماعی و اقتصادی نیز آثار مثبتی دارد. البته در نگاه دینی، گشایش روزی صرفا به عوامل مادی و رفتاری محدود نمیشود، بلکه در کنار تلاش، مسئولیتپذیری و سایر عوامل، از برکات اخلاق نیک نیز به شمار میرود.
۲. تقویت روحیه و افزایش عزتنفس
برقراری روابط صمیمانه و برادرانه با دیگران، از عوامل مهم رشد روانی و اخلاقی انسان است. انسان موجودی اجتماعی است و بخش مهمی از هویت و احساس ارزشمندی او در بستر تعامل با دیگران شکل میگیرد. ازاینرو، هر اندازه روابط انسانی بر پایه محبت، احترام و خیرخواهی استوارتر باشد، زمینه تقویت عزتنفس و سلامت روحی نیز بیشتر فراهم میشود.
در پرتو چنین روابطی، احساس تعلق اجتماعی تقویت میشود و انسان کمتر در معرض انزوا، احساس تنهایی و خودخوری قرار میگیرد. از منظر روانشناختی نیز دوستی، پذیرش و برخورداری از روابط حمایتی، از نیازهای مهم انسان به شمار میرود. هنگامی که فرد در محیطی آکنده از محبت و اعتماد حضور دارد، احساس میکند مورد پذیرش و احترام دیگران است؛ احساسی که میتواند در شکلگیری عزتنفس او نقش موثری داشته باشد.
در مقابل، بیمهری، بیاعتنایی و طرد اجتماعی ممکن است احساس بیارزشی و تنهایی را تشدید کند و زمینه انزوا و آسیبهای روانی را افزایش دهد.
از منظر دینی، احترام به دیگران و بهرسمیتشناختن کرامت انسانی، با تقویت احساس کرامت در خود فرد نیز همراه است. کسی که حرمت و ارزش دیگران را پاس میدارد، در عمل به جایگاه انسانی خویش نیز توجه نشان میدهد.
قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا»؛ هر کس عزت میخواهد، بداند که همه عزت از آن خداست.[۳]
بنابراین، روابط مبتنی بر محبت و برادری، افزون بر تقویت سلامت اجتماعی، زمینه رشد روحیه، اعتمادبهنفس و عزت درونی انسان را فراهم میکند؛ عزتی که در نگاه دینی، ریشه در ارتباط با خداوند و پایبندی به ارزشهای الهی دارد.
۳. ارتقای ارزش و کرامت انسانی
ارزش حقیقی انسان را نمیتوان صرفا با دارایی، مقام یا موقعیت اجتماعی او سنجید؛ بلکه در نگاه دینی، تقوا، تهذیب نفس و شکوفایی فضایل اخلاقی از مهمترین معیارهای ارزشمندی انسان به شمار میروند. هر اندازه فرد در مسیر خودسازی گام بردارد و رذایل اخلاقی را از وجود خویش دور کند، زمینه تعالی شخصیت و تقویت کرامت انسانی او بیشتر فراهم میشود.
قرآن کریم معیار برتری انسانها را چنین بیان میکند: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»؛ گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شماست.[۴]
این آیه، معیار ارزشمندی را از ظواهر و امتیازات مادی فراتر میبرد و تقوا را ملاک کرامت انسان معرفی میکند. تقوا با تقویت عقلانیت، وجدان اخلاقی و مهار خواستههای نادرست، انسان را از خودخواهی و اسارت غرایز دور میسازد و به سوی آزادگی و تعالی سوق میدهد.
امیرالمومنین علی(ع) نیز درباره معیار ارزش انسان میفرمایند: «قیمه کل امرئ ما یحسنه»؛ ارزش هر انسان به اندازه چیزی است که آن را نیکو انجام میدهد و در آن مهارت و فضیلت دارد.[۵]
در نگاه عرفانی، تهذیب اخلاقی مسیری برای عبور از خودخواهی و هواهای نفسانی و رسیدن به شخصیتی متعادل و برخوردار از صفات الهی است. در این مسیر، ارزش شخصی به معنای خودنمایی و برتریجویی نیست، بلکه در شناخت جایگاه انسانی، مسئولیتپذیری و تلاش برای تحقق فضایل اخلاقی معنا پیدا میکند.
انسانی که خود را به صفات پسندیدهای مانند صداقت، تواضع، عدالت، امانتداری و خیرخواهی میآراید، زمینه جلب اعتماد و احترام دیگران را نیز فراهم میسازد.
۴. کاهش زمینههای گناه و نافرمانی
بسیاری از رفتارهای گناهآلود با رذایل اخلاقی مانند تکبر، غرور، خودپسندی، حسادت، بخل، طمع و حرص ارتباط دارند. این صفات میتوانند زمینه تصمیمهای نادرست را فراهم کنند و انسان را به سوی رفتارهایی سوق دهند که با ارزشهای اخلاقی و دینی سازگار نیستند.
ازاینرو، اصلاح رفتار ظاهری بهتنهایی برای دوری از گناه کافی نیست و توجه به ریشههای اخلاقی رفتار نیز ضرورت دارد. هر اندازه انسان برای تهذیب نفس، کنترل خواستههای نادرست و تقویت فضایل اخلاقی تلاش کند، زمینه ارتکاب بسیاری از گناهان در او کاهش مییابد.
در واقع، سلوک اخلاقی تنها به ترک رفتارهای ناپسند محدود نمیشود، بلکه فرایندی برای اصلاح درون، تقویت تقوا و پرورش صفاتی است که انسان را در مسیر درست زندگی یاری میکنند.
۵. خوشخلقی و طول عمر
در روایات اسلامی، نیکی و خوشاخلاقی از عواملی معرفی شدهاند که به آبادانی زندگی و افزایش طول عمر کمک میکنند. امام صادق(ع) میفرمایند: «ان البر وحسن الخلق یعمران الدیار ویزیدان فی الاعمار»؛ نیکی و خوشخلقی، سرزمینها را آباد میکنند و بر عمرها میافزایند.[۶]
در روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که خوشرفتاری با خانواده، موجب طولانیشدن عمر میشود.[۷]
این روایات بر اهمیت نیکی در روابط انسانی، بهویژه در محیط خانواده، تاکید دارند. خوشرفتاری میتواند به کاهش تنشها، تقویت روابط عاطفی و فراهمشدن محیطی آرامتر برای زندگی کمک کند. البته بیان آثار خوشخلقی بر طول عمر در اینجا ناظر به آموزههای روایی است و نباید آن را بهتنهایی معادل اثبات یک رابطه قطعی پزشکی دانست.
۶. آمرزش گناهان در پرتو اخلاق نیک
یکی دیگر از آثار خوشاخلاقی که در روایات به آن اشاره شده، پاکشدن گناهان است. امام صادق(ع) میفرمایند: «الخلق الحسن یمیث الخطیئه کما تمیث الشمس الجلید»؛ خوشخلقی گناهان را ذوب میکند، همانگونه که خورشید یخ را آب میکند.[۸]
این تعبیر، نشاندهنده اهمیت اخلاق نیک در مسیر رشد معنوی انسان است. خوشرفتاری، بهویژه هنگامی که با توبه، جبران خطاها و رعایت حقوق دیگران همراه باشد، میتواند زمینه اصلاح رفتار و بازگشت انسان به مسیر درست را فراهم کند.
۷. پاداش بزرگ برای خوشاخلاقی
در آموزههای اسلامی، خوشاخلاقی عملی ارزشمند و برخوردار از پاداش معنوی فراوان معرفی شده است. امام صادق(ع) در این زمینه میفرمایند: «ان الله تبارک وتعالی لیعطی العبد من الثواب علی حسن الخلق کما یعطی المجاهد فی سبیل الله»؛ خداوند به بندهای که خوشاخلاق است، پاداشی عطا میکند که به مجاهد در راه خدا میبخشد.[۹]
این روایت، جایگاه والای اخلاق نیک را در منظومه ارزشهای دینی نشان میدهد. خوشاخلاقی فضیلتی نیست که آثار آن تنها به خود فرد محدود بماند؛ بلکه با ایجاد آرامش، کاهش رنج دیگران و تقویت روابط انسانی، میتواند به عبادتی اجتماعی و ماندگار تبدیل شود.
۸. خوشاخلاقی؛ زمینهساز ورود به بهشت
در روایات اسلامی، تقوا و خوشخلقی از مهمترین عوامل ورود به بهشت معرفی شدهاند. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «اکثر ما تلج به امتی الجنه: تقوی الله وحسن الخلق»؛ بیشترین چیزی که امت من بهواسطه آن وارد بهشت میشوند، تقوای الهی و خوشخلقی است.[۱۰]
قرارگرفتن خوشاخلاقی در کنار تقوا در این روایت، بیانگر آن است که دینداری تنها در انجام اعمال عبادی خلاصه نمیشود، بلکه شیوه رفتار انسان با دیگران نیز بخش مهمی از مسئولیت اخلاقی و معنوی او را تشکیل میدهد.
بر این اساس، رعایت حقوق مردم، پرهیز از آزار دیگران، احترام به خانواده و همسایگان و برخورداری از روحیه گذشت و خیرخواهی، در کنار عبادت و تقوا، از جلوههای مهم زندگی دینی به شمار میروند.
آثار اجتماعی اخلاق نیک
۹. تقویت وحدت و همدلی در جامعه
یکی از مهمترین آثار اخلاق اجتماعی، تقویت همگرایی و همبستگی میان انسانهاست. فرهنگ برادری و محبت، زمینه شکلگیری اعتماد، همکاری و احساس مسئولیت مشترک را فراهم میکند و از گسترش اختلافها و آسیبهای ناشی از تفرقه میکاهد.
در جامعهای که روابط افراد بر پایه احترام، خیرخواهی و همدلی شکل گرفته باشد، زمینه همکاری برای حل مشکلات افزایش مییابد و فاصلههای اجتماعی و زمینههای بیاعتمادی کاهش پیدا میکند. این پیوند در جامعه دینی، در قالب برادری ایمانی نیز جلوه مییابد؛ پیوندی که افراد را به حمایت از یکدیگر و مشارکت در رفع مشکلات عمومی فرامیخواند.
در روایات اسلامی، مسلمانان به ساختمانی تشبیه شدهاند که اجزای آن یکدیگر را استوار نگه میدارند.[۱۱] این تشبیه نشان میدهد که استحکام جامعه به پیوند و همراهی اعضای آن وابسته است و ضعف یک بخش میتواند بر دیگر بخشها نیز اثر بگذارد.
در آموزههای قرآنی، برادری ایمانی از عوامل مهم وحدت جامعه اسلامی است. این پیوند، فراتر از روابط خونی و خویشاوندی، بر ایمان، مسئولیتپذیری و تعهد اخلاقی استوار است و میتواند زمینه همبستگی میان مسلمانان را در نقاط مختلف جهان فراهم سازد.
پیامبر اکرم(ص) مومنان را در مهربانی و همدردی به یک پیکر تشبیه کردهاند: «تری المومنین فی تراحمهم وتوادهم وتعاطفهم کمثل الجسد؛ اذا اشتکی عضوا تداعی له سائر جسده بالسهر والحمی»؛ مومنان را در مهربانی، دوستی و عطوفت نسبت به یکدیگر، همچون یک پیکر میبینی که هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا نیز با بیخوابی و تب با آن همراهی میکنند.[۱۲]
امام صادق(ع) نیز در روایتی، مومنان را برادر یکدیگر و همانند اعضای یک پیکر معرفی میکنند و بر پیوند عمیق معنوی میان آنان تاکید دارند.[۱۳]
این آموزهها، مسئولیت اجتماعی افراد را فراتر از منافع شخصی میبرند و بر ضرورت توجه به رنجها و مشکلات دیگران تاکید میکنند. بر این اساس، مشکل یک فرد یا گروه نباید امری بیارتباط با دیگران تلقی شود؛ بلکه همدلی و تلاش برای رفع گرفتاریها، بخشی از مسئولیت اخلاقی جامعه است.
در سطح بینالمللی نیز تقویت روابط فرهنگی و اجتماعی میان ملتهای مسلمان میتواند به شناخت متقابل، کاهش سوءتفاهمها و گسترش همکاریها کمک کند. بسیاری از اختلافها در اثر فاصله، بیاطلاعی و شناخت ناکافی از دیدگاههای یکدیگر تشدید میشوند؛ ازاینرو، گفتوگو و تعامل سازنده میتواند زمینه تفاهم بیشتر را فراهم سازد.
اگر فرهنگ برادری و حمایت متقابل در روابط اجتماعی بهصورت عملی تحقق یابد، دفاع از حقوق ستمدیدگان، رسیدگی به مشکلات جوامع محروم و مقابله با بیعدالتی نیز به مسئولیتی مشترک تبدیل خواهد شد.
۱۰. استقرار صلح و کاهش اختلافهای اجتماعی
اخلاق نیک و فرهنگ برادری، از عوامل موثر در کاهش تنشها و تقویت صلح و سازش در جامعه به شمار میروند. هنگامی که افراد در برخورد با یکدیگر از انصاف، مدارا، گذشت و احترام برخوردار باشند، امکان حل اختلافها از مسیر گفتوگو افزایش مییابد و زمینه تبدیل تعارضهای کوچک به نزاعهای گسترده کاهش پیدا میکند.
قرآن کریم، وحدت و برادری را نعمتی الهی معرفی میکند و مسلمانان را از تفرقه برحذر میدارد:
«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا»؛ همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را به یاد آورید؛ آنگاه که دشمن یکدیگر بودید، خداوند میان دلهایتان الفت برقرار کرد و به برکت نعمت او با یکدیگر برادر شدید.[۱۴]
این آیه، الفت و همدلی را نعمتی بزرگ و زمینهساز انسجام اجتماعی معرفی میکند. از این منظر، وحدت پایدار تنها با امکانات مادی و منافع مشترک شکل نمیگیرد، بلکه به ارزشهای مشترک، اعتماد متقابل و تعهد اخلاقی نیز نیاز دارد.
در آموزههای قرآنی، اصلاح میان مومنان، حل اختلافها، پرهیز از غیبت، حفظ حریم خصوصی افراد، رعایت عدالت و حقوق دیگران و گذشت در برابر خطاها، از راهکارهای تقویت پیوندهای اجتماعی به شمار میروند.
همچنین کمک به یکدیگر، تلاش برای پایاندادن به نزاعها، حلوفصل اختلافات و پرهیز از رفتارهایی که وحدت جامعه را خدشهدار میکنند، از جلوههای عملی برادری و مسئولیت اجتماعی است.
بر این اساس، جامعهای که اخلاق نیک در آن تقویت شود، ظرفیت بیشتری برای مدیریت اختلافها، حمایت از حقوق افراد و دستیابی به صلح و همزیستی پایدار خواهد داشت.
۱۱. مواسات؛ راهی برای رفع نیازهای دیگران
یکی دیگر از آثار مهم فرهنگ برادری، توجه به نیازهای دیگران و تلاش برای رفع مشکلات آنان است. اسلام این مسئولیت را در قالب مفهوم «مواسات» مورد تاکید قرار داده است؛ مفهومی که بر همدردی عملی، مشارکت در سختیها و تقسیم امکانات با نیازمندان دلالت دارد.
مواسات تنها به کمک مالی محدود نمیشود، بلکه همراهی با دیگران در دشواریها، اختصاص امکانات در حد توان و مشارکت در حل مشکلات اجتماعی را نیز دربرمیگیرد. چنین رویکردی میتواند در کاهش محرومیتها، تقویت اعتماد عمومی و افزایش تابآوری جامعه در برابر بحرانها نقش موثری داشته باشد.
نمونه برجسته این فرهنگ را میتوان در رفتار مسلمانان صدر اسلام، بهویژه پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، مشاهده کرد. مهاجران در آغاز ورود به مدینه با مشکلاتی مانند نداشتن سرپناه و دشواریهای اقتصادی روبهرو بودند. در این شرایط، انصار با تقسیم امکانات و همراهی با مهاجران، نقش مهمی در کاهش مشکلات آنان ایفا کردند.
برخی از انصار، مهاجران را در خانههای خود پذیرفتند و در امکانات و محصولات کشاورزی، از جمله خرما، با آنان شریک شدند. این رفتار، نمونهای از مواسات و همکاری اجتماعی بود که به تقویت پیوندهای میان مسلمانان و عبور از دشواریهای آغازین جامعه اسلامی کمک کرد.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که در شرایط دشوار، همبستگی و تقسیم امکانات میتواند به کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی کمک کند. بر این اساس، مواسات را میتوان یکی از الگوهای مهم تقویت انسجام جامعه و حمایت از اقشار آسیبپذیر دانست.
در بخشی از دعاهای اسلامی آمده است:
«وارزقنی مواساه من قترت علیه من رزقک بما وسعت به علی من فضلک»؛ خدایا، به من توفیق بده از آنچه به فضل خود بر روزیام افزودهای، با کسی که روزی را بر او تنگ گرفتهای، مواسات کنم.[۱۵]
در روایتی از امام علی(ع) نیز بر ضرورت توجه به گرسنگی و نیاز برادران ایمانی تاکید شده است؛ به این معنا که مومن نباید در حالی سیر باشد که برادرش گرسنه است.[۱۶] در روایت دیگری نیز بیتفاوتنبودن نسبت به مشکلات دیگران، از نشانههای مهم مسئولیتپذیری دینی معرفی شده است.[۱۷]
بر این اساس، اخلاق دینی تنها به رعایت ادب و خوشرفتاری محدود نمیشود، بلکه انسان را به حمایت عملی از دیگران، مشارکت در رفع گرفتاریها و تلاش برای کاهش محرومیت و بیعدالتی فرامیخواند.
## بدخلقی چگونه آثار نیک اعمال را تباه میکند؟
در منابع دینی، در کنار بیان آثار مثبت خوشاخلاقی، نسبت به پیامدهای منفی بدخلقی نیز هشدار داده شده است. این هشدارها نشان میدهند که رفتار انسان با دیگران، بخش مهمی از ارزیابی اخلاقی و معنوی او را تشکیل میدهد.
امام صادق(ع) در این زمینه میفرمایند: «ان سوء الخلق لیفسد العمل کما یفسد الخل العسل»؛ بدخلقی، عمل را تباه میکند؛ همانگونه که سرکه عسل را فاسد میسازد.[۱۸]
این روایت بر اهمیت هماهنگی میان عبادت و رفتار اخلاقی تاکید دارد. انجام عبادات، زمانی با کمال اخلاقی همراه میشود که انسان در تعامل با دیگران نیز حقوق آنان را رعایت کند و از آزار، تحقیر و بدرفتاری بپرهیزد.
در روایتی دیگر آمده است که پیامبر اکرم(ص) درباره زنی که شبها به عبادت میپرداخت و روزها روزه میگرفت، اما همسایگان خود را با زبان آزار میداد، هشدار دادند و برای چنین رفتاری ارزشی قائل نشدند.[۱۹] این روایت نشان میدهد که عبادت فردی نمیتواند بهانهای برای نادیدهگرفتن حقوق دیگران یا توجیه بدرفتاری باشد.
امام صادق(ع) نیز احترام به بزرگترها و مهربانی با کوچکترها را از ویژگیهای پیروان مکتب اهلبیت(ع) دانسته و میفرمایند: «لیس منا من لم یوقر کبیرنا ولم یرحم صغیرنا»؛ از ما نیست کسی که بزرگترهای ما را احترام نکند و به کوچکترهای ما رحم و مهربانی نورزد.[۲۰]
این آموزهها بیانگر آن است که اخلاق نیک، عنصری حاشیهای در زندگی دینی نیست، بلکه در رفتار روزمره، روابط خانوادگی و تعاملات اجتماعی جلوه پیدا میکند. بیتوجهی به اخلاق میتواند اعتماد میان افراد را تضعیف کند و آثار مثبت بسیاری از رفتارهای فردی را تحتتاثیر قرار دهد.
جمعبندی
سلوک اخلاقی در آموزههای اسلامی، مسیری برای رشد معنوی فرد و تقویت سلامت جامعه است. خوشاخلاقی میتواند به تحکیم روابط انسانی، افزایش اعتماد، تقویت عزتنفس، کاهش زمینههای گناه و گسترش روحیه همکاری کمک کند و در کنار آثار دنیوی، از پاداشهای معنوی نیز برخوردار باشد.
در سطح اجتماعی، اخلاق نیک با تقویت وحدت، همدلی، صلح، مواسات و حمایت از نیازمندان، ظرفیت جامعه را برای عبور از مشکلات افزایش میدهد. در مقابل، بدخلقی میتواند روابط انسانی را آسیبپذیر سازد و با نادیدهگرفتن حقوق دیگران، ارزش اخلاقی رفتارهای فرد را کاهش دهد.
ازاینرو، اخلاق را نباید صرفا مجموعهای از توصیههای فردی یا آداب معاشرت دانست؛ اخلاق نیک، هم راه تعالی انسان و هم یکی از پایههای شکلگیری جامعهای سالم، همدل و مسئولیتپذیر است.
منابع و پاورقیها
[1]حرانی، تحف العقول، ص 373.
[2]آمدی، غرر الحکم، ح 8023.
[3]فاطر، آیه 10.
[4]حجرات، آیه 13.
[5]نهج البلاغه، حکمت 81.،
[6]کلینی، کافی، ج 2، ص 100، ح 8.
[7]طوسی؛ امالی، ص 245 و 425.
[8]کلینی، کافی، ج 2، ص 100، ح 7.
[9]همان، ص 101، ح 12.
[10]همان، ص 100، ح 6.
[11]طبرسی، مجمعالبیان، ج 4، ص 546.
[12]مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 274، ح 19.
[13]کلینی، کافی، ج 2، ص 166، ح 4.
[14] آلعمران، آیه 103.
[15]مجلسی، بحار الانوار، ج 90، ص 20.
[16]کلینی، کافی، ج 2، ص 668، ح 14.
[17]همان، ص 163، ح 1.
[18]کلینی، کافی، ج 2، ص 321، ح 1.
[19]مجلسی، بحار الانوار، ج 71، ص 394، ح 63.
[20]کلینی، کافی، ج 2، ص 165، 2.






