به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفت صبح، اگر این روزها سری به اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی بزنید، با صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شوید که چند سال پیش کمتر کسی انتظارش را داشت. زنانی که تا دیروز با لب‌های پرحجم، گونه‌های برجسته و بینی‌های تراش‌خورده در قاب دوربین ظاهر می‌شدند، امروز عکس‌های تازه‌ای از خودشان منتشر می‌کنند که همان چهره واقعی، همان خطوط طبیعی و همان ویژگی‌هایی را نشان می‌دهد که سال‌ها می‌کوشیدند پنهانش کنند. عکس‌هایی که حالا در قالب چالش« نچرال بیوتی» دست به دست می‌شوند. این همان چیزی است که امروز در فضای مجازی ایران به یک موج جدی تبدیل شده است؛ موجی که می‌گوید دیگر لازم نیست صورتت و بدنت را شبیه آنچه ترند می‌گوید بسازی، بلکه همان چیزی باش که هستی.

روند اقبال یک چالش

چالش «نچرال بیوتی» رخدادی است که چند وقتی است در واکنش به سال‌ها آرایش غلیظ، تزریق‌های اغراق‌آمیز، فیلترهای سنگین و استانداردهای غیرواقعی شکل گرفته است. سال‌ها بود که معیار زیبایی از یک تصویر بیرونی می‌آمد؛ تصویری که نه در طبیعت چهره، بلکه در تبلیغات، در صفحه سلبریتی‌ها و در قاب فیلترها ساخته می‌شد. این بار اما به نظر می‌رسد معیار عوض شده است. این چالش می‌گوید زیبایی واقعی همان چیزی است که از پیش وجود دارد، نه چیزی که روی صورت اضافه یا از آن کم شود.

هسته اصلی چالش نچرال بیوتی، پذیرفتن ویژگی‌های واقعی چهره است. بینی طبیعی و حتی همان قوز بینی که سال‌ها عامل عمل جراحی بود، حالا برای بعضی نشانه اصالت صورت است. خطوط واقعی، خطوط خنده، عدم تقارن‌های جزئی، بافت طبیعی پوست، چین‌وچروک‌های ظریف و برجستگی‌های ژنتیکی، چیزهایی که پیش‌تر نقص شمرده می‌شدند، امروز به امضا و هویت فردی تبدیل شده‌اند. در این نگاه، آنچه یک چهره را از دیگری جدا می‌کند، نه نقص اوست و نه کمبود او، بلکه چیزی است که تنها در او وجود دارد.

چالش نچرال جهانی

نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود این است که این اولین بار نیست ایران با چنین موجی روبه‌رو می‌شود. حدود سال 1397نیز صحبت از بازگشت به چهره طبیعی و فاصله گرفتن از آرایش‌های غلیظ و تزریق‌ها در قالب چالشی مطرح شد، اما آن تجربه آن‌قدر که باید جدی گرفته نشد و اقبال چندانی پیدا نکرد. آن روزها هنوز فضای مجازی ایران مثل امروز رونق نداشت و سلبریتی‌ها هم چندان حاضر نبودند عکس‌های بدون فیلتر و طبیعی خود را منتشر کنند.

حالا اما شرایط فرق کرده است. هم مخاطب گسترده‌تر شده، هم ابزارهای تصویری راحت‌تر در دسترس است و هم چهره‌های آشنا، از بازیگران تا اینفلوئنسرها، جسارت بیشتری برای نشان دادن خود واقعی‌شان پیدا کرده‌اند. همین ترکیب باعث شده این بار چالش نچرال بیوتی جدی گرفته شود و به نظر برسد احتمال موفقیت آن بسیار بیشتر از تجربه سال97 باشد.

دو نمونه از فضای مجازی که به این چالش پیوستند

«رویا» در فضای مجازی سال‌ها با لب‌های پرحجم، پوست بی‌بافت و صورت فیلترشده شناخته می‌شد و همین تصویر، معیاری برای مخاطبانش ساخته بود. اما در هفته‌های اخیر عکس‌هایی از او منتشر شد که هیچ شباهتی به آن روزها نداشت؛ لب‌ها دیگر آن حالت تزریق‌شده پیشین را ندارند، پوست به‌جای یکدست و بی‌بافت بودن، لکه‌ها و بافت واقعی خودش را نشان می‌دهد و چهره بی‌آنکه با زاویه و نور پنهان شود، رو به دوربین آمده است.

او خودش هم این بازگشت را پذیرفته و عکس‌های تازه‌اش را در کنار تصویر چند سال پیش خود منتشر کرده است؛ همان مقایسه‌ای که بخش بزرگی از مخاطبانش را با او همراه کرد.حالا اما او بعد از آغاز چالش نچرال و البته پیوستن برخی از دوستانش به این چالش تصمیم گرفته که با یک عقب‌گرد به چهره واقعی خودش، به این کارزار بپیوندد. گرچه فقط موفق شده تا بخشی از اقداماتی که برای زیبایی انجام داده را برگرداند ولی به گفته خودش، همین هم وی را راضی می‌کند!

تیمور هم نمونه مردانه این چالش است که مسیر مشابهی را در قابی متفاوت طی کرده است. او در دوره‌ای از فعالیتش با تصویری آرایش‌شده، پوست یکدست و چهره‌ای که به‌شدت وابسته به ادیت و فیلتر بود در شبکه‌های اجتماعی ظاهر می‌شد. عکس‌های تازه او اما نشان می‌دهد پوستش بدون پوشش کرم‌ها و داروهای گرانقیمت، موهای بدون آرایش و صورت بوتاکس گونه‌هایش چقدر با آنچه در فضای مجازی منتشر می‌کرده تفاوت دارد. او در پاسخ به تعریف‌ها و تشویق‌های مخاطبانش می‌گوید؛ تازه متوجه شدم که هیچ کدام از این بزک دوزک‌ها جای چهره اصلی‌ام را نمی‌گیرد. من همین هستم، هر کس دوست ندارد می‌تواند «آنفالو» کند!

خاستگاه جهانی و نمونه هالیوود

اما شاید بد نباشد که بدانید این چالش چند سال قبل در یگنه دنیا متولد شد. در آن سال‌ها تصویر رایج در هالیوود و صنعت سینمای آمریکا دیده شدن هنرمندان با یک چهره کاملا صیقلی، بی‌خط و لبخند بی‌عیب بود. بازیگران و مدل‌ها اغلب با آرایش سنگین، گونه و لب تزریق‌شده و صورت فیلترشده در محفل‌ها یا جلوی دوربین‌ها ظاهر می‌شدند. حالا اما برای بسیاری از همان چهره‌های شناخته‌شده، ارزش بیشتر در این است که برچسب بدون دستکاری بخورند.

اگر عکس‌های چند سال پیش و امسال را کنار هم بگذارید، تفاوت را به‌روشنی می‌بینید؛ در عکس‌های گذشته صورت‌ها یکدست، لب‌ها پرحجم و زاویه‌ها بی‌نقص بود، اما در تصاویر امروز همان افراد با پوست واقعی، خطوط طبیعی و حتی کمی سن در قاب دوربین حاضر می‌شوند. همین تغییر در سطح جهانی است که چند سال بعد در قالب چالش نچرال بیوتی به ایران هم رسیده و به نظر می‌رسد این بار با استقبال بیشتری همراه شده است.

نقش شبکه‌های اجتماعی و روان مخاطب

اگر این موج اکنون جدی گرفته می‌شود، بی‌ارتباط با نقش شبکه‌های اجتماعی نیست. وقتی انسان پیوسته تصویرهایی از چهره‌های فیلترشده و دستکاری‌شده می‌بیند، به‌تدریج به مقایسه خود با آن‌ها می‌پردازد و فاصله میان خود و آن تصویر را به‌عنوان کمبود تجربه می‌کند. «چالش نچرال بیوتی» در واکنش به همین وضعیت شکل گرفته است؛ اما نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که حتی همین چالش هم می‌تواند خودش به معیاری تازه تبدیل شود. اگر طبیعی بودن به یک استاندارد سخت‌گیرانه تبدیل شود، فشار قبلی ممکن است به شکلی دیگر بازگردد. به همین دلیل است که در دل این ترند، تاکید اصلی بر اختیار فرد است، نه نگاه دیگران.

وقتی نچرال بیوتی خود به ترندی تازه بدل می‌شود

در همین حال، همه با این موج هم‌رای نیستند. بعضی از کارشناسان می‌گویند آنچه امروز با نام زیبایی طبیعی عرضه می‌شود، همیشه طبیعی نیست. به باور آنان، بخشی از کسانی که می‌گویند بدون آرایش و دستکاری در برابر دوربین آمده‌اند، در واقع با آرایش بسیار رقیق، مراقبت‌های گران‌قیمت و روش‌هایی که به چشم نمی‌آید، خود را به استاندارد تازه‌ای نزدیک می‌کنند که همین صنعت زیبایی ساخته است. از نگاه این کارشناسان، فاصله گرفتن از آرایش غلیظ به معنای کنار گذاشتن آن بازار نیست؛ فقط شکل آن عوض شده و همان هزینه و همان تغییرات زیر عنوان دیگری پنهان می‌شود.

یکی دیگر از نکاتی که این کارشناسان مطرح می‌کنند، مسئله هویت است. آنها می‌گویند وقتی کسی خود را کم‌ارزش ببیند و باور کند زیبایی تنها راه دیده شدن است، حتی طبیعی بودن هم می‌تواند به اجبار تازه‌ای تبدیل شود؛ البته این بار نه با فشار تزریق و جراحی، بلکه با فشار اینکه باید بی‌عیب و بی‌آرایش و در عین حال خوش‌ظاهر به نظر برسید. به گفته آنها، همین دوگانگی است که برخی زنان و دختران را گرفتار می‌کند و آن‌ها را میان ترندهای متضاد سرگردان می‌گذارد.از نگاه آنان، تا زمانی که معیار دیده شدن، چهره باشد، هر ترندی که بیاید، تنها شکل فشار را تغییر می‌دهد و نه اصل آن.

چالش بیمار و پزشک

اگر از دکتر غلامرضا حاتمی، پزشک و متخصص زیبایی در حوزه استتیک و کازمتیک بپرسید، می‌گوید این روزها با پدیده عجیبی روبه‌رو هستیم. او می‌گوید ما حالا بیمارانی را می‌بینیم که بعد از سال‌ها تغییرات افراطی و پیروی از مدها، با حسرت به چهره قدیمی خود فکر می‌کنند و برای بازگشت به همان ظاهر اولیه‌شان تلاش می‌کنند؛ یعنی کسانی که حالا متوجه شده‌اند زیبایی در طبیعی بودن است، نه در تغییرات شدید. دکتر حاتمی در این مورد نکته مهمی را یادآوری می‌کند: بازگشت به چهره اولیه‌ هر کسی ممکن نیست. او می‌گوید در برخی موارد، ما می‌توانیم با روش‌های تخصصی چهره را به حالت طبیعی‌تری برگردانیم، اما در موارد دیگر، متاسفانه تغییرات چنان زیاد یا عمیق بوده که بازگشت به حالت اول دیگر امکان‌پذیر نیست و فرد باید با نتیجه جدید کنار بیاید.

او تاکید می‌کند که این موضوع فقط تجربه شخصی او نیست؛ بلکه بسیاری از همکارانش در عرصه زیبایی هم همین تجربه را دارند و هر روز با مراجعات مشابه روبه‌رو می‌شوند. از نگاه دکتر حاتمی، این اتفاق نشان می‌دهد که یک موج جدید و جدی در دنیای زیبایی در حال شکل‌گیری است؛ موجی که در آن مردم از «تغییر برای تغییر» خسته شده‌اند و حالا به دنبال اصالت و تناسب هستند.

او که خودش موسس یک کلینیک تخصصی پوست و مو در شمال تهران است، معتقد است زیبایی پایدار زمانی اتفاق می‌افتد که فرد نسخه شاداب‌تری از خودش باشد، نه اینکه تبدیل به یک چهره ناشناس شود. به باور او، عمل‌های زیبایی اگر درست، به‌اندازه و بر اساس نیاز واقعی انجام شوند، می‌توانند به زیبایی چهره و جسم انسان کمک کنند و اعتمادبه‌نفس او را بالا ببرند؛ اما مشکل زمانی شروع می‌شود که فرد تحت تاثیر ترندها، بیش از حد از ظاهر طبیعی خود فاصله بگیرد.او در پایان می‌گوید ترند نچرال بیوتی در واقع دعوتی است به مراقبت سنجیده؛ یعنی اینکه یاد بگیریم درمان‌ها را بر اساس نیاز واقعی انتخاب کنیم و بپذیریم که زیبایی واقعی در هماهنگی و طبیعی‌بودن است، نه در تغییرات بزرگ و مصنوعی.

وقتی زیبایی به چالش «منتال» تبدیل می‌شود

اما آیا بازگشت به ظاهر اولیه چهره ممکن است؟ دکتر محمدی؛ متخصص زیبایی این مسئله را منوط به نوع روش درمانی می‌داند. او می‌گوید بسیاری از مراجعات برای عمل‌های زیبایی، لزوما از روی نیاز واقعی یا نقص جسمی نیست، بلکه ریشه در چالش‌های «منتال» و روانی دارد. او توضیح می‌دهد که در مواردی مثل تزریق بوتاکس یا ژل‌ها و متدهای جدیدی که بر پایه هیالورونیک اسید هستند، چون اثر این مواد موقتی است یا راه جبرانی دارند، چهره به‌تدریج به حالت قبلی باز می‌گردد.

اما وقتی بحث به جراحی‌های زیبایی و تغییرات ساختاری می‌رسد، موضوع متفاوت است؛ در این موارد بازگشت به فرم اولیه بسیار دشوار است و به‌ندرت اتفاق می‌افتد. از نظر او، افرادی که از بدن یا چهره خود رضایت ندارند و دچار عدم پذیرش شده‌اند، به سراغ تغییرات بی‌رویه می‌روند. این متخصص اشاره می‌کند که حتی در شرایطی که وضعیت اقتصادی مساعد نیست، باز هم افرادی هستند که به هر قیمتی به دنبال این پروسه‌ها می‌گردند؛ چرا که در واقع با یک بحران درونی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نه یک مشکل ظاهری. با این حال او مدعی است که عمل‌های زیبایی، اگر به جا و مطابق با نیازهای واقعی ظاهری فرد باشد، بسیار مفید هم هست.

هشدار در مورد افراط

محمدی تاکید می‌کند که افراط و تفریط در هر زمینه‌ای، به‌خصوص در حوزه زیبایی، نتیجه‌ای جز نارضایتی ندارد. او معتقد است اینکه امروز موجی برای بازگشت به ظاهر طبیعی ایجاد شده، نشان‌دهنده‌ این است که جامعه دارد متوجه خطای «تغییرات بی‌رویه» می‌شود. از نگاه او، زیبایی واقعی زمانی حاصل می‌شود که فرد به جای تغییرات افراطی تحت فشار ترندها، به دنبال تعادل باشد و بپذیرد که اصالت چهره، ارزشمندترین سرمایه هر انسان است.

بازگشتی که باید به فال نیک گرفته شود

دکتر امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس، اما معتقد است برای فهم رفتار امروز جوانان باید به تاریخ تفکر جوامع برگشت؛ به همان مسیری که جوامع بشری طی کرده‌اند تا به وضعیت امروز رسیده‌اند. او با اشاره به نظریات «پیتریم سورکین»، استاد دانشگاه هاروارد، جوامع بشری را در طول تاریخ به سه دوره تقسیم می‌کند: دوره عقلانی، دوره شهودی و دوره حسی و مادی. به گفته او، دوره عقلانی از یونان و حدود قرن پنجم ادامه داشت، دوره شهودی از قرن پنجم تا پایان قرن سیزدهم و از قرن شانزدهم به بعد آنچه ذهن انسان را تحت سلطه خود گرفته، حسیات و مادیات است. یعنی چیزی که بیش از هر چیز برای انسان امروز اهمیت دارد، «ظاهر» است؛ ظاهری که با خالکوبی، النگو، گوشواره، ماتیک و ده‌ها نشانه دیگر ساخته می‌شود.

در این نگاه، فرد می‌خواهد با ظاهر خود به دیگران بگوید که «من هم هستم»، در حالی که به باور این جامعه‌شناس، همین دوره چیزی جز دوران تنهایی و بی‌هویتی نیست؛ دورانی که در آن هیچ‌کس کسی را نمی‌شناسد و افراد تنها به‌واسطه ظاهر برای یکدیگر معرفی می‌شوند. او تاکید می‌کند این وضعیت منحصر به جامعه ما نیست و در تمام جوامع بشری، ذهنیت حسی و مادی حاکم است. سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور هم بخشی از همین فضا هستند و فضای مجازی این تاثیر را چند برابر کرده است. او می‌گوید بخشی از افراد، تحت تاثیر همین جو، به سمت خالکوبی و تغییرات افراطی ظاهری رفتند. رویه‌ای که هم اینک رو به افول گذاشته و کمرنگ شده و در نهایت منجر به همین چالش «نچرال» شده است. به باور او اینگونه رفتارها بیشتر محصول سلطه‌ای هستند که جامعه و شرایط موجود بر آن‌ها تحمیل کرده است؛

یک نوع ناهنجاری که خود جامعه به‌وجود آورده، اما حالا هم تغییر ذهنیت در آن‌ها آغاز شده است. او می‌گوید چرا آن کسانی که امروز کمتر به آن‌ها توجه می‌شود، به سمت بازگشت می‌روند؟ چون کم‌کم فهمیده‌اند این ادا و اطوار نه‌تنها زندگی آن‌ها را بهتر نکرده، بلکه هزینه داشته است؛ هم هزینه مادی و هم هزینه اجتماعی. همین هزینه‌هاست که فرد را وامی‌دارد به اصالت خودش بازگردد یا در تفکر خود تغییری ایجاد کند.

از نگاه قرایی مقدم، اینجاست که مفهوم «بلوغ فکری» معنا پیدا می‌کند. او می‌گوید برخورد مردم و افکار عمومی جامعه، نقش مهمی در این بلوغ دارد. افراد وقتی می‌بینند این تفاوت‌ها و ظاهرهای عجیب و غریب دیگر خریداری ندارد، وقتی می‌بینند در جامعه‌ای که هنوز به آرامش نرسیده کسی به کسی توجه نمی‌کند و نگاه تمسخرآمیز و کم‌اعتنایی جای تحسین را گرفته، رفته‌رفته به این نتیجه می‌رسند که باید تغییر کنند.این نگاه برای همه صدق می‌کند؛ اما مسیر بازگشت آغاز شده است و میان سن و جنسیت افراد هم تفاوت دیده می‌شود.

رسوبات فرهنگی؛ حافظه‌ای که دوباره سر برمی‌آورد

او سپس به یک نکته ظریف اشاره می‌کند؛ به پدیده‌ای که آن را «رسوبات فرهنگی» می‌نامد. به باور او آنچه در کودکی، در خانواده و در محیط اجتماعی فرد شکل گرفته، در او رسوب می‌کند. این رسوبات مدتی زیر لایه‌های کم‌توجه باقی می‌ماند، اما دوباره سر برمی‌آورد و جای خود را در جامعه باز می‌کند. او می‌گوید همین رسوبات است که باعث می‌شود بخشی از جوانان به ویژه پسران، دوباره به سمت حالتی برگردند که با سنت‌ها، خانواده و باورهای ریشه‌ای‌شان نزدیک‌تر است. قرایی‌مقدم می‌گوید همین سنت خالکوبی در میان زنان قدیمی و در میان ایلات و عشایر ما هم وجود داشته و چیز تازه‌ای نیست؛

تفاوت این است که امروز این کار شکل افراطی به خود گرفته و تا بالای دست و جاهای دیگر بدن هم رسیده است اما در همین تفاوت هم یک نکته مثبت وجود دارد. او می‌گوید خوشحال است که جامعه لااقل در حال تغییر است و به سمت بازگشت به اصالت و تناسب حرکت می‌کند. او این مسیر را برای جامعه مفید می‌داند و معتقد است همین بلندنظری درونی است که می‌تواند جوانان را به سمت انتخاب‌های آگاهانه‌تر و پایدارتر سوق دهد. به هر تقدیر نمی‌توان انکار کرد که چالش نچرال بیوتی، بازگشتی است به چهره‌ای که پیش‌تر از هر فیلتر و تزریقی وجود داشته است.

این موج برخلاف تجربه نیمه‌تمام سال97، این بار با همراهی چهره‌های شناخته‌شده، گسترش شبکه‌های اجتماعی و خستگی مخاطب از تصویرهای ساختگی با قوت و سرعت پیش می‌رود. با این حال، همان‌قدر که این بازگشت می‌تواند رهایی از یک فشار باشد، اگر به معیاری تازه تبدیل شود، می‌تواند همان فشار را به شکلی دیگر بازگرداند. به زبان ساده چالش نچرال بیوتی نه یک دستور است و نه یک محدودیت؛ دعوتی است به صادق بودن با خود. زیبایی آنجا معنا پیدا می‌کند که انتخاب شخصی باشد، تفاوتی ندارد طبیعی، ساده، پرزرق‌وبرق یا با میکاپ کامل؛ مهم این است که از روی آگاهی انتخاب شده باشد و نه از روی ترس از قضاوت.