هلو

مسکن و شهرسازی: در بسیاری از پروژه‌های شهری، مشارکت مردم زمانی مطرح می‌شود که مسئله تعریف شده، نقشه‌ها آماده‌اند و مدیران درباره مسیر اجرا تصمیم گرفته‌اند. در چنین شرایطی، شهروندان بیشتر در موقعیت موافقت یا مخالفت با طرح قرار می‌گیرند تا مشارکت در شکل‌گیری آن. اما تجربه‌هایی از بازآفرینی شهری ژاپن نشان می‌دهد این ترتیب می‌تواند متفاوت باشد؛ تا جایی که مخالفت ساکنان، نه به توقف گفت‌و‌گو، بلکه به تغییر راه‌حل پیشنهادی منجر شود.

همین تفاوت در شیوه تصمیم‌گیری در نشست «تجربه ژاپن؛ ماچیزوکوری؛ بازآفرینی شهری مردم‌نهاد» بررسی شد.

میثم معصومی، فارغ التحصیل دانشگاه توهوکو ژاپن نویسنده «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» در تشریح مفهوم «ماچیزوکوری» توضیح داد: این شیوه، الگویی یکسان برای همه محله‌های ژاپن نیست. وجه مشترک تجربه‌های مختلف آن، ورود ساکنان به فرایند تصمیم‌گیری پیش از نهایی‌شدن طرح است؛ جایی که مردم می‌توانند نه‌فقط درباره راه‌حل، بلکه درباره تعریف مسئله نیز نظر بدهند.

برای روشن‌شدن این تفاوت، او دو تجربه از توکیو را روایت کرد. در یکی، ساکنان محله‌ای قدیمی با تعریض خیابان مخالفت کردند و راه دیگری برای افزایش ایمنی پیشنهاد دادند. در دیگری، توسعه‌دهنده یک پروژه بزرگ، ۱۳ سال و بیش از هزار جلسه برای مذاکره با مالکان وقت گذاشت تا موافقت حدود ۹۰ درصد آنها را جلب کند.

محله‌ای که خیابان عریض‌تر نخواست

نخستین تجربه به محله‌ای قدیمی در توکیو بازمی‌گردد که در دهه ۱۹۷۰ به دلیل خانه‌های چوبی و کوچه‌های باریک، در برابر زلزله و آتش‌سوزی آسیب‌پذیر شناخته شده بود. پیشنهاد اولیه، تعریض یکی از خیابان‌ها برای تسهیل ورود خودرو‌های امدادی بود، اما ساکنان نگران افزایش رفت‌وآمد خودرو‌ها و کاهش امنیت کودکان بودند.

مخالفت آنها به رد طرح محدود نماند. ساکنان پیشنهاد کردند زمین‌های خالی محله به فضا‌های باز کوچک تبدیل شوند، زیر برخی از آنها مخزن آب برای مواقع آتش‌سوزی ساخته شود و ساختمان‌های پرخطر در اولویت مداخله قرار گیرند.

به گفته معصومی، این فرآیند به شکل‌گیری شورایی داوطلبانه انجامید که در سال ۱۹۸۲ به رسمیت شناخته شد و همچنان در تصمیم‌های مربوط به محله مشارکت دارد.

تجربه دوم، برخلاف نمونه نخست، مربوط به یک پروژه بزرگ توسعه مجدد بود. شرکت موری به‌عنوان توسعه‌دهنده وارد محدوده شد، اما با مخالفت جدی مالکان روبه‌رو شد. شرکت دفتری در محله تاسیس کرد، نشریه منتشر کرد و مذاکرات خانه‌به‌خانه را آغاز کرد. این روند ۱۳ سال ادامه یافت و بیش از هزار جلسه و گفت‌و‌گو برگزار شد.

معصومی توضیح داد که پروژه می‌توانست با درصد کمتری از رضایت مالکان وارد مرحله اجرا شود، اما توسعه‌دهنده برای رسیدن به موافقت حدود ۹۰ درصدی چند سال بیشتر صبر کرد.

موضوع مذاکرات تنها ارتفاع ساختمان‌ها یا شکل پروژه نبود. برخی ساکنان بازنشسته نگران هزینه شارژ برج‌های جدید بودند و برای این مسئله راه‌حلی در مدل اقتصادی پروژه پیش‌بینی شد. حفظ یک برکه و درختان ساکورا نیز از خواسته‌های ساکنان بود که در نهایت پذیرفته شد.

با این حال، پروژه بعد‌ها به یکی از مجموعه‌های گران‌قیمت توکیو تبدیل شد. معصومی با اشاره به بحث اعیانی‌شدن گفت اگرچه در زمان افتتاح، بخش بزرگی از ساکنان قدیمی در مجموعه باقی ماندند، بررسی اینکه پس از حدود دو دهه چه تعداد از آنها همچنان در محله زندگی می‌کنند، نیازمند مطالعه جداگانه است.

گلپایگانی: گاهی نهاد هست و ما دوباره نهاد می‌سازیم

عبدالرضا گلپایگانی، معاون پیشین شهرسازی و معماری شهرداری تهران، بحث را به تجربه محله‌های ایران کشاند. به گفته او، بسیاری از محله‌ها از گذشته شبکه‌های اجتماعی و شکل‌هایی از همکاری محلی داشته‌اند، اما مدیریت شهری همیشه آنها را به رسمیت نمی‌شناسد.

او از محله سیروس تهران مثال زد و گفت گاهی به جای استفاده از نهاد‌های موجود، ساختار‌های رسمی تلاش می‌کنند نهاد‌های تازه‌ای از بالا ایجاد کنند؛ اقدامی که ممکن است با مناسبات اجتماعی محله سازگار نباشد.

گلپایگانی همچنین به تجربه اسلام‌آباد تهران اشاره کرد. به گفته او، استقرار دفتر توسعه محلی نشان داد حدود ۵۰ درصد ساکنان مالک‌اند یا سابقه مالکیت دارند؛ واقعیتی که با تصور رایج درباره نداشتن سابقه مالکیت در سکونتگاه‌های غیررسمی تفاوت داشت.

او توضیح داد که اسلام‌آباد در گذشته امتداد محله ونک بوده و احداث بزرگراه چمران این پیوند را قطع کرده است. به اعتقاد او، نادیده‌گرفتن تاریخ محله می‌تواند به برداشت‌های نادرست در برنامه‌ریزی شهری منجر شود.

گلپایگانی در ادامه به تجربه جابه‌جایی ساکنان در چابهار اشاره کرد. او گفت در محله مرادآباد روابط اجتماعی میان طایفه‌ها، مسجد و افراد مورد اعتماد محله بخشی از زندگی روزمره ساکنان بود و انتقال آنها به مکانی دیگر، بدون توجه به این مناسبات، نمی‌توانست به‌تنهایی مسئله را حل کند.

در پروژه جنگلوک نیز با وجود پیشرفت بخش ساختمانی، جلب همراهی بزرگان و افراد مرجع محله همچنان اهمیت داشت. از نگاه او، پیش از هر مداخله باید نهاد‌های آشکار و پنهان محله شناخته شوند.

اعتماد مردم با تغییر مدیران از بین می‌رود

شفق متولی، معمار و طراح شهری، یکی از موانع مشارکت پایدار در ایران را وابستگی نهاد‌های محلی به مدیران دانست.

او توضیح داد که با تغییر سیاست‌ها یا مدیران، گاهی دفاتر تسهیلگری تعطیل می‌شوند و سرمایه اجتماعی ایجادشده از بین می‌رود. به گفته متولی، نتیجه چنین وضعیتی تنها توقف فعالیت یک دفتر نیست؛ در تجربه بعدی، جلب اعتماد مردم دشوارتر خواهد شد.

متولی با اشاره به تجربه سبزوار گفت هرچه نهاد‌های محلی داوطلبانه‌تر و مستقل‌تر از تغییرات مدیریتی باشند، امکان ماندگاری آنها بیشتر است.

او همچنین از ضعف سازوکار‌های مطالبه‌گری و گفت‌وگوی مستمر میان شهروندان و مدیریت شهری انتقاد کرد و گفت گاهی نهاد‌های مردمی به جای آنکه نقش موثری در تصمیم‌گیری داشته باشند، به «سیاهی‌لشکر فرایند رسمی» تبدیل می‌شوند.

جاجرمی: پیش از طراحی پروژه، مردم را بشناسید

حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، شناخت تاریخ و مناسبات اجتماعی محله را مقدم بر طراحی پروژه دانست.

او با اشاره به تجربه پژوهشگران ژاپنی توضیح داد که شناخت جامعه محلی مستلزم حضور، گفت‌و‌گو و صرف زمان است؛ فرایندی که نمی‌توان آن را صرفا به جمع‌آوری اطلاعات در ابتدای یک پروژه محدود کرد.

جاجرمی از تجربه مخالفت ساکنان اکباتان با احداث ورودی دوم مترو مقابل بلوک ۱۳ نیز یاد کرد. به گفته او، ساکنان معتقد بودند ورودی جدید ازدحام محدوده را افزایش می‌دهد. پیگیری آنها باعث شد مدیرعامل وقت مترو از محل بازدید کند و در جلسه با مردم بپذیرد که نگرانی ساکنان قابل اعتناست.

او تاکید کرد چنین تجربه‌هایی نشان می‌دهد مشارکت و پیگیری جمعی محدود به ژاپن نیست. جاجرمی همچنین از پروژه‌ای در کوالالامپور یاد کرد که در آن سرمایه‌گذار پس از چند سال مذاکره با ساکنان، بخشی از زمین را به توسعه تجاری اختصاص داد و در مقابل، برخی خانواده‌ها صاحب واحد‌های مسکونی بزرگ‌تری شدند.

با این حال، او عمر کوتاه مدیریت در ایران را مانعی جدی برای اجرای فرایند‌های مشارکتی بلندمدت دانست. به گفته جاجرمی، مدیری که ممکن است تنها یک سال یا یک سال و نیم مسئولیت داشته باشد، معمولا وارد فرایندی نمی‌شود که به ۱۰ یا ۱۵ سال گفت‌و‌گو با مردم نیاز دارد.

مشارکت مردم از کجا آغاز می‌شود؟

در بخش پایانی نشست، معصومی توضیح داد که در برخی سازوکار‌های حقوقی ژاپن، توافق‌های محلی می‌توانند وارد ضوابط رسمی برنامه‌ریزی شوند؛ بنابراین مشارکت مردم الزاما به ارائه پیشنهاد یا اعلام مخالفت محدود نمی‌ماند و ممکن است در شکل‌گیری قواعد توسعه محله نیز اثر بگذارد.

دو تجربه مطرح‌شده از توکیو، با وجود تفاوت در نتیجه، یک ویژگی مشترک داشتند. در یکی، ساکنان مانع تعریض خیابان شدند و در دیگری با توسعه بزرگ‌مقیاس موافقت کردند. در هر دو مورد، فرصت اثرگذاری پیش از نهایی‌شدن تصمیم‌ها وجود داشت.

بحث کارشناسان درباره ایران نیز به همین نقطه بازمی‌گشت. مسئله صرفا تعداد جلسات مشورتی یا ایجاد دفاتر محلی نیست، بلکه جایگاه واقعی ساکنان در فرایند تصمیم‌گیری است. تفاوت مهم زمانی آشکار می‌شود که شهروندان بتوانند درباره ضرورت و شکل یک پروژه گفت‌و‌گو کنند، نه اینکه پس از آماده‌شدن نقشه‌ها فقط برای اعلام موافقت یا مخالفت دعوت شوند.

منبع: اقتصاد آنلاین